چند نوع ریسک در کارآفرینی وجود دارد؟
ـ ریسک پذیری :
ریسک تاثیر زیادی در کارآفرین شدن دارد و کار آفرین بعد از انتخاب هدف، تمامی سعی خود برای تحقق بخشیدن به آن را در برمیگیرد. میل چالش پذیری به بالا رفتن کیفیت وخدمات گروه کارآفرین می انجامد. گفتنی است که به دوری کردن از موقعیت های کم خطر و خیلی پر خطر که در آن چالشی وجود نداشته باشد را ریسک پذیری سنجیده گویند. کارآفرینان باید ریسک پذیر باشند تاایده هایشان به واقعیت تبدیل شود.
ـ انواع ریسک پذیران
1) در سطح کارگری.باید با ریسک پذیری پایین ثبات را ارمغان آورد
2) در سطح مدیریتی.در این سطح فضای بیشتری جهت ریسک کردن هست"ومدیر میتواند با تغییراتی(به شرطی که تاثیر آن بر کل مجموعه کم باشد)در عملکرد ایجاد کند.
ـ كارآفرينان به طور كلي 4 نوع ريسك را مي پذيرند:
ريسك مالي
بيشتر كارآفرينان، سرمايه خود را از محل پس اندازها و اموال شخصي تامين مي كنند و در صورت شكست، آن را از دست مي دهند. كارآفرينان، خطر چنين ورشكستگي را مي پذيرند و بسياري از مردم از آن جا كه نمي خواهند و نمي توانند پس انداز، خانه، اموال و حقوق خود را به خطر بيندازند، در تاسيس كسب و كار و پذيرش مخاطرات آن نيز موفق نيستند.
ريسك شغلي
اين پرسش هميشه مطرح است كه اگر كارآفرين در فعاليت اقتصادي خويش شكست بخورد، آيا مي تواند شغلي براي خود پيدا كند يا به شغل پيشين باز گردد؟ چنين پديده اي، بزرگ ترين نگراني مديراني است كه مي خواهند يك شغل سازماني مطمئن با حقوق بالا و مزاياي عالي داشته باشند.
به طور كلي، هر نوع ريسكي، مورد نظر كار آفرينان نيست، بلكه ريسك هاي معقول و حساب شده مدنظر است، يعني كارآفرينان نه تنها ايده ها را به عنوان موقعيت كاري دنبال مي كنند، بلكه خطرات موجود در اين ايده ها را هم محاسبه مي نمايند.
ريسك خانوادگي و اجتماعي
آغاز كسب و كار كارآفرينانه، زمان و انرژي زيادي مي طلبد در نتيجه اين تعهدات، كارآفرين ممكن است به واسطه ي تلاش عاشقانه ي خود، لطمات خانوادگي و اجتماعي مانند كمبودها و مشكلات ناشي از عدم حضور خود و تأثيرات آن روي نزديكان و عزيزانش را متحمل شود.
ريسك رواني
شايد بزرگ ترين ريسكي كه يك كارآفرين متحمل مي شود، ريسك سلامت روان باشد. ريسك پول، خانه، همسر، فرزند و دوستان را به نوعي مي توان تعديل نمود اما تنش هاي روحي، استرس، اضطراب و ساير عوامل رواني كه در نتيجه ي شروع و تداوم فعاليت كار آفرينانه بر كار آفرين عارض مي شود، داراي تأثيرات جبران ناپذيري ست.
بنابراين «كارآفريني» مستلزم ريسك بوده و منابع سازمان يا فرد كارآفرين، مدام در خطر باختن قرار دارد و اين زمان- زماني كه مقدمه پيروزي هاي بعدي قرار گيرد- جزئي از كارآفريني به حساب مي آيد. سودآوري، به عنوان يكي از نشانه هاي موفقيت افراد و سازمان هاي كارآفرين، از بازده بالا به دست مي آيد. در يك دنياي رقابتي، بازده بالا، مستلزم ريسك بالاست و ريسك پذيري كارآفرين، خطرات شكست هاي احتمالي ست كه به شخص قدرت مي دهد تا به فعاليت هاي ريسكي يا بازده بالا بپردازد.