بررسی ارتباط بین ساختار تولید در ایران با جهش تولید

سوالی مطرح است که معنی جهش تولید چیست؟ شاید جهش در تولید یعنی؛ عقب ماندگی های حوزه های تولید را با حداکثر سرعت ممکن در حداقل زمان ممکن جبران کردن. به بیان دیگر باید تمام امکانات و ظرفیت های موجود در داخل کشور به کار گرفته شوند تا در یک بازه زمانی کوتاه تولید از هر نظر به یک استاندارد قابل قبول دست یابد. سؤال دیگری که مطرح است این است که، چه رابطه¬ای بین تولید، عرضه، رونق و جهش می توان متصور بود؟ نمودار بالا بیان کننده این رابطه می باشد.

 

نمودار فوق رابطه بین تولید، عرضه، رونق و جهش را این گونه بیان می نماید که؛ تولیدات از هر نوع که باشد، باید به بازار مصرف عرضه شود. از سوی دیگر تولید باید رونق داشته باشد، یعنی تولیدات عرضه شده در بازار مصرف، باید مورد مصرف واقع شوند تا تداوم تولید صورت گیرد. تداوم تولید، رونق تولید را درپی خواهد داشت. شرائط کنونی حاکم بر اقتصاد کشور اقدامی فراتر از رونق تولید را می طلبد، یعنی تولید باید جهش داشته باشد. تداوم رونق تولید و جبران عقب مانگی های تولید، منجر به جهش تولید می شود و جهش تولید عرضه بیشتر و متنوع تر تولیدات را به بازار مصرف به¬همراه خواهد داشت.

نکاتی که لازم است برای ایجاد جهش در تولید مورد توجه و اقدام قرار گیرند.

بیست اقدام عملیاتی که برای ایجاد جهش در تولید، ضروری است با جدیت هرچه¬تمام¬تر انجام شوند، عبارتند از:

1- ایجاد تنوع و تمایز در محصول

2- رقابت¬پذیر کردن تولید (محصول)

3- بهره¬ورکردن تولید

4- افزایش سهم بازار محصول

5- تأمین نیازهای بازارهای داخل در درجه اول و سپس بازارهای خارجی

6- برندسازی

7- ارتقاء کیفیت محصول

8- ایجاد ارزش افزوده

9- افزایش ظرفیت تولید

10- طراحی و استقرار زنجیره تأمین قوی، بی¬عیب و نقص

11- راه¬اندازی و توجه جدی به واحدهای تحقیق و توسعه

12- شناسایی درست نیاز بازار

13- به¬کارگیری فناوری¬های روز

14- به¬کارگیری نیروی انسانی ماهر، با انگیزه، خلاق و قابل

15- اعتمادسازی (جلب رضایت مشتری)

16- قیمت¬گذاری مناسب

17- تقویت واحدهای تولیدی

18- راه¬اندازی واحدهای تولیدی جدید

19- حل مسائل تولید (نقش¬آفرینی دانشگاه¬ها، پژوهشگاه¬ها و مراکز علمی در حل مسائل تولید)

20- تأمین منابع مالی مورد نیاز (سرمایه در گردش، طرح توسعه و سرمایه¬گذاری¬های جدید)

البته اقدامات عملیاتی زیاد دیگری نیز باید انجام شوند (بسته به صنعت می توانند متفاوت هم باشند.) تا به مدد آنها و اقدامات حمایتی همه جانبه  و تمام عیاری که ضرورت دارد حاکمیت از بخش تولید انجام دهد و نیز استقبال بازار (بویژه بازارهای داخلی) از تولیدات داخلی به شرط افزایش سرعت روند ارتقاء کیفت و رقابتی شدن تولیدات، جهش تولید حاصل شود.

انواع تولید:

  • ساخت
  • انواع تولید مونتاژ
  • ساخت و مونتاژ

برای ایجاد جهش مداوم و مستمر در تولید، به¬ویژه در صنعت، لازم است در کشور صنعت مونتاژ به صنعت ساخت تغییر نماید. به این معنی که طراحی و تولید محصول با به کارگیری فناوری داخلی توسط متخصصان داخلی انجام شود.

ساخت محصول ضمن ایجاد استقلال در تولید و جلوگیری از وابستگی به خارج، درآمد واحدهای تولیدی را افزایش داده و بیش از صنعت مونتاژ امکان ایجاد تنوع و تمایز در تولید (محصول) را فراهم می نماید.

برای ساخت محصول، صرف نظر از توان طراحی، فناوری ساخت بسیار اهمیت دارد. به¬طوری که هرچه محصول پیچیده تر باشد، اهمیت فناوری ساخت نیز بیشتر می باشد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که برای صنعتی شدن کشور (که حتماً جهش تولید را به¬همراه خواهد داشت.) باید توان طراحی محصول و توان تولید فناوری در کشور جهش قابل ملاحظه¬ای داشته باشد

قاعده ایــدکــا... AIDCA

رابرت هلر در کتاب خود به نام فروش موفق قاعده ی ایدکا را به شرح زیر معرفی می نماید:
توجه      
Attention
علاقه     
Interest
خواسته  
Desire
اعتقاد     
Conviction
عمل       
Act

ایدکا سرواژه کلمات توجه،علاقه،خواسته،اعتقاد و اقدام است این ها مراحلی هستند که باید مشتریان احتمالی را به ترتیب از میان آنها بگذرانید تا اینکه شانس خود را برای فروش کالا به حداکثر برسانید.

به کارگیری قاعده «ایدکا»

از مدت های پیش فروشندگان برای تهیه نامه هایی که مستقیما به مشتریان ارسال می شوند از قاعده ایدکا استفاده کرده اند. اما این قاعده نه نتها در مورد نامه های فروش کالا و خدمات بلکه در همه زمینه های فروش کاربرد دارد. با پیروی از این فاعده اقدامات شما برای فروش کالا و خدمات جهت و نظم پیدا می کند و نیز بدین ترتیب پیشنهادی که برای فروش می کنید از نظر مشتری بی عیب و نقص و جذاب جلوه می نماید.

اول توجه مشتری را جلب کنید و بعد در او ایجاد علاقه کنید. سپس علاقه را به خواستن (کالا یا خدمات شما) تبدیل و بعد برای اقدام که همان خرید کالا یا خدمات شما است او را متقاعد کنید.

ادامه نوشته

نظریه (POSDCORB)

اصطلاح (POSDCORB) برای اولین بار توسط لوتر گیولیک و لیندال ارویک مطرح شد. این واژه عجیب در واقع لغت با مفهوم خاصی نبوده و از کنار هم قرار گرفتن یک سری از حروف لاتین که اول یک سری وظایف مدیران می باشند تشکیل شده است. گیولیک و ارویک که یکی از دانشمندان معاصر علوم اداری می باشد، وظایف مدیر را در اصطلاح لاتین (POSDCORB) خلاصه کرده اند. این اصطلاح تنها برای کمک به حافظه وضع گردیده است. بنابر طبقه بندی گیولیک حروف لاتین اصطلاح نامبرده معرف وظایف مدیران به شرح زیر است:

1- Planning ( برنامه ریزی ):

برنامه ریزی در واقع شالوده ی مدیریت می باشد و شامل پیش بینی عملیات اساسی و تعیین طرق اجرای آن به منظور تامین هدف سازمان است.

2- Organizing ( سازماندهی ):

سازمان دهی در واقع بیان گر ساز وکار های هماهنگی است که مشخص می کند چه کسی به چه کسی باید گزارش دهد. در واقع  شامل تعیین حدود اختیارات است که طبق آن وظایف از هم تفکیک می شوند.

3- Staffing ( کارگزینی ):

کارگزینی و امور مترتب بر آن که شامل استخدام و کارآموزی و همچنین تامین شرایط مساعد کار و سایر موارد است یکی از مهمترین وظایف مدیران می باشد.

4- Directing ( فرماندهی ):

فرماندهی یکی از وظایف مدیران می باشد که  شامل عمل مداوم اخذ تصمیم های خاص یا کلی و صدور دستور به منظور هدایت و رهبری سازمان است. وحدت فرماندهی نیز یکی از اصول چهارده گانه ی هنری فایول می باشد.

5- Coordinating ( هماهنگی ):

شامل عمل مهم تطبیق وظایف مشاغل مختلف سازمان به منظور تحقق یافتن هدف مطلوب می باشد. هماهنگی دارای یک سری  فنون و ساز و کارهای خاص است که در یادداشت های مختلف مدیریتی بدان اشاره شده است.

6- Reporting ( ارتباطات ):

ارتباطات یه عنوان وظیفه ای که انتقال دهنده ی پیام ها، گزارشات، دستورات و ... می باشد یکی از مهمترین موارد مطروحه در نظریه ی گیولیک است. در واقع به معنای آنکه مجری کسانی را که در برابر آنها مسئول است از جریان پیشرفت امور آگاه می سازد. گزارش دهنده باید در اثر مطالعات ، تحقیق و بازرسی از جریان پیشرفت امور آگاه باشد.

7- Budgeting ( بودجه بندی ):

بودجه بندی یکی از مهمترین وظایف مدیریت در نظریه ی گیولیک است که شامل تنظیم طرح مالی عواید و مخارج سازمان و نظارت بر اجرای آن می باشد. بودجه بندی شامل انواع و تکنیک های مختلف است که در کتب بودجه ریزی مطرح گردیده است.

ادامه نوشته

مدیریت تولید و عملیات

ارزیابی های تاریخی از مدیریت تولید و عملیات

برای بیش از دو قرن است که مدیریت تولید و عملیات، به عنوان یک فاکتور مهم در رشد اقتصادی کشورها، شناخته شده است .
دیدگاه سنتی در مورد مدیریت تولید در قرن 19 ام آغاز شد. در این زمان، Adam Smith مزیت های خاص بخش کارگری را تشخیص داد. او پیشنهاد کرد تا مشاغل را به مشاغل تخصصی تقسیم بندی کنیم و کارگران را برای تخصص های خاص آموزش دهیم. در اوایل قرن 20ام، F.W. Taylor تئوری های اسمیت را اجرا کرد و مدریت علمی را توسعه داد. از آن زمان تا سال 1930، بسیاری از روش ها برای فایق آمدن بر دیدگاه سنتی،توسعه یافت. اطلاعات خلاصه ای در مورد مشارکت در مدیریت تولید، در جدول 1 آورده شده است.

مدیریت تولید و عملیات (1)

مدیریت محصول از دهه ی 1930 تا دهه ی 1950 مورد قبول واقع شد. وقتی دیدگاه تیلور به طور گسترده تری شناخته شد، مدیران روش هایی را توسعه دادند که بر روی بازده اقتصادی در تولید، تمرکز داشت. کارگران به طور جزئی و به خوبی مورد بررسی قرار گرفتند و بدین صورت اثرات زائد مربوطه حذف گردید و بدین صورت بازده بهبود یافت. در همان زمان، روانشناسان، جامعه شناسان و سایر متخصصین علوم اجتماعی، شروع به مطاعه بر روی رفتارهای انسانی در محیط های کاری کردند. علاوه بر این، اقتصاد دان ها، ریاضی دان ها و متخصصین کامپیوتر، از روش های تحلیلی پیچیده تر و جدیدتر استفاده کردند.
در دهه ی 1970، دو تغییر متمایز در دیدگاه ما ایجاد شد. واضح ترین آنها، که در نام جدید "مدیریت عملیات" انعکاس داشت، یک شیفت در بخش های سرویس دهی و تولید اقتصاد، ایجاد کرد. وقتی بخش سرویس دهی غالب تر شد، تغییر ایجاد شده در تولید به عملیات ، موجب شد تا تمرکز بر روی گسترش حوزه ی ما در سازمان های سرویس دهی ایجاد گردد. مورد دوم این است که تغییر مناسب تر ، با تمرکز بر روی سرویس ها، شروع شد نه تمرکز بر روی آنالیز در اقدامات مدیریتی.

مفهوم تولید

تابع تولید بخشی از یک سازمان ات که دغدغه ی آن، انتقال یک گستره از ورودی ها، به داخل خروجی ها (محصولات) مورد نیاز می باشد که دارای یک سطح کیفی لازم می باشد.
تولید به عنوان یک تبدیل مرحله به مرحله تعریف می شود که در آن یک ماده از یک شکل، به شکل دیگر تغییر می کند. این تغییر از طریق یک فرایند شیمیایی یا مکانیکی انجام می شود و در طی آن، میزان بهره وری یک محصول، برای استفاده کننده، افزایش می یابد. بنابراین، تولید، یک فرایند با ارزش افزوده است. در هر مرحله از فرایند، افرایش ارزش قابل مشاهده می باشد.
Edwood Buffa تولید را به عنوان فرایندی تعریف کرده است که بوسیله ی آن، محصولات و سرویس ها، ایجاد می شوند. برخی مثال ها از تولید، عبارتند از: تولید محصولات سفارشی، مانند بویلرهای دارای ظرفیت های خاص، ساخت آپارتمان، برخی از ساختارهای تولید شده برای مشتریان انتخابی و ... می باشد. این تولید شامل محصولات استاندارد، مانند ماشین، اتوبوس، موتورسیکلت، رادیو، تلویزیون و ... می شود (شکل 1).

مدیریت تولید و عملیات (1)

سیستم تولید

سیستم تولید مربوط به یک سازمان، آن بخشی از سازمان است که محصولات سازمان، در آن تولید می شوند. این سیستم دارای فعالیتی است که بر طبق آن، منابع، در داخل یک سیستم تعریف شده، جریان می یابند، با هم ترکیب می شوند و به یک روش کنترل شده، ارزش آن افزوده می شود. این ارزش آفرینی با توجه به سیاست هایی انجام می شود که بوسیله ی مدیریت تعیین می شود. یک سیستم تولید مشابه، در بالا نشان داده شده است.
سیستم تولید دارای ویژگی های زیر است:
1. تولید یک فعالیتی سازمانی است بنابراین، هر سیستم تولید، دارای یک هدف است.
2. این سیستم انواع ورودی های مختلف را به خروجی های مفید تبدیل می کند.
3. این سیستم به صورت ایزوله نسبت به سایر سیستم های سازمان، کار نمی کند.
4. یک بازخورد در مورد فعالیت ها وجود دارد که آنها برای کنترل و بهبود کارایی سیستم، ضروری است.

طبقه بندی سیستم های تولید

سیستم های تولید می تواند به صورت سیستم های فروشگاهی، مجموعه ای، انبوه و سیستم های تولید پیوسته، تقسیم بندی کرد (شکل 2).

مدیریت تولید و عملیات (1)

تولید کار فروشگاهی (JOB SHOP PRODUCTION)
تولید کار فروشگاهی بوسیله ی تولید یک یا چند مقدار از محصولاتی شناسایی می شود که بر اساس نظر مشتری و در یک زمان معین و هزینه ی معین، طراحی و تولید می شود. ویژگی متمایز مربوط به این تولید، حجم پایین و تنوع بالا در محصول می باشد.
یک کار فروشگاهی از ماشین های با هدف کلی تشکیل شده است که در بخش های مختلف، قرار داده شده اند. هر تقاضایی برای کار فروشگاهی نیازمند الزامات فنی منحصربفرد است و نیازمند پردازش با استفاده از ماشین آلات می باشد.

ویژگی ها

سیستم تولید کار فروشگاهی، وقتی مورد استفاده قرار می گیرند، که موارد زیر وجود داشته باشد:
1. تنوع بالا در محصولات و حجم تولید پایین
2. استفاده از ماشین ها و تأسیسات با هدف عمومی.
3. اپراتورهای با مهارت می توانند هر شغل را به عنوان یک چالش در نظر بگیرند که علت آن، منحصربفرد بودن است.
4. موجودی انبار مورد نیاز بالا برای مواد، ابزارها و قطعات.
5. برنامه ریزی جزئی در مورد توالی الزامات مربوط به هر محصول، ظرفیت ها برای کار و اولیت های مربوط به سفارشات.

مزیت ها

در ادامه برخی از مزیت های تولید کار فروشگاهی آورده شده است:
1. به دلیل استفاده از ماشین ها و تأسیسات با هدف عمومی، محصولات متنوعی را می توان را با این روش، تولید کرد.
2. اپراتورها مهارت بیشتر خواهند داشت و هر شغل به آنها فرصتی را یاد می دهد.
3. پتانسیل کامل اپراتورها در زمینه ی قابل استفاده می باشد.
4. فرصت هایی برای استفاده از روش های خلاقانه و ایده های ابداعی، وجود دارد.

محدودیت ها

در ادامه برخی از محدودیت های تولید کار فروشگاهی، آورده شده است:
1. هزینه های بالا به دلیل استفاده از ستاپ تکرار شونده، متغیر است.
2. حجم بالایی از انبارداری در تمام سطوح مورد نیاز است و از این رو، هزینه های انبارداری در این روش، بالاست.
3. برنامه ریزی های تولید پیچیده است.
4. الزامات فضایی مورد نیاز بزرگتر است.
تولید مجموعه ای (BATCH PRODUCTION)
تولید مجموعه ای بوسیله ی انجمن تولید و کنترل انبارداری آمریکا (APICS) به عنوان یک شکل از تولید تعریف شده است که در آن، تولید از طریق بخش های عملیاتی در حالت مجموعه یا تعداد بالا، انجام می شود و هر مجموعه ممکن است دارای روش های مختلفی باشند. این روش به خاطر تولید یک تعداد محدود از محصولات در یک زمان منظم و استوک شدن به دلیل عدم خرید، مواجه است.

ویژگی ها

سیستم تولید مجموعه ای، تحت شرایط زیر مورد استفاده قرار می گیرد:
1. استفاده ی بهتر از کارخانه و دستگاه ها
2. بهبود تخصص کاربردی
3. هزینه بر واحد کمتر است در مقایسه با تولید بر اساس سفارش شغلی
4. کاهش سرمایه گذاری در کارخانه و ادوات
5. انعطاف پذیری در تعداد فرایند و مکان محصولات
6. رضایت شغلی برای اپراتورها موجود می باشد.

محدودیت ها

محدویت های زیر مربوط به تولید مجموعه ای می باشد:
1. کار با مواد پیچیده است زیرا این رویه پیچیده است که علت آن، جریان های غیر منظم و طولانی
2. برنامه ریزی و کنترل تولید، پیچیده است.
3. کار در بخش انبارداری، در مقایسه با تولید پیوسته، بالاتر است.
4. هزینه های ستآپ به دلیل تغییرات فرکانسی ستآپ، بالاست.

تولید انبوه

تولید قطعات مجزا و مونتاژ آنها با استفاده از فرایند پیوسته، تولید توده ای نامیده می شود. این سیستم تولید، بوسیله ی حجم بالای تولید، توجیه می شود. ماشین ها در یک خط یا یک طرح تولید، آرایش پیدا می کند. محصولات و استانداردسازی فرایند موجود می باشد و تمام خروجی ها از یک رویه دنبال می کند.

ویژگی ها

تولید توده ای تحت معیارهای زیر مورد استفاده قرار می گیرد:
1. ستاندارد سازی محصول و توالی فرایند.
2. اختصاص ماشین های با هدف خاص که دارای ظرفیت تولید و نرخ تولید بالاتری هستند.
3. حجم تولید بزرگتر
4. سیکل تولید کوتاه تر
5. میزان انبارداری کمتر
6. به تعادل رساندن خطوط تولید
7. جریان مواد، اجزا و قطعات به صورت پیوسته باشند
8. برنامه ریزی های تولید و کنترل آنها، ساده باشد
9. دستکاری مواد می تواند به طور کامل، اتوماتیک باشد.

مزیت ها

در ادامه برخی از مزیت های روش تولید انبوه، آورده شده است:
1. نزخ تولید بالاتر بدون کاهش در زمان سیکل تولید
2. ظرفیت استفاده ی بالاتر به دلیل وجود تعادل در خط تولید
3. نیاز به اپراتورهای مهارت دیده، کمتر است.
4. میزان فرایندهای انبارداری، کمتر است.
5. هزینه های تولید بر واحد، کمتر است.

محدودیت ها

در ادامه برخی از محدودیت های روش تولید انبوه، بیان شده است:
1. خرابی یک دستگاه می تواند کل فرایند را متوقف کند.
2. با ایجاد تغییرات در طراحی محصول، طرح خط تولید نیز باید تغییر کند.
3. سرمایه گذاری بالایی برای تأسیسات تولید مورد نیاز است.
4. زمان سیکل بوسیله ی آهسته ترین بخش فرایند، تعیین می شود.

تولید پیوسته

تأسیسات تولید به گونه ای آرایش یافته اند که در آنها تولید عملیات تولید از اولین عملیات شروع و به محصول نهایی، ختم می شود. این آیتم ها به صورت جریان و از طریق توالی عملیات ها انجام می شود و ادوات حمل و نقل مانند نوار نقاله و دستگاه های انتقال، مورد استفاده قرار می گیرد.

ویژگی ها

تولید پیوسته تحت موارد زیر مورد استفاده قرار می گیرد:
1. امکانات و تجهیزات اختصاصی بدون هیچ انعطاف پذیری
2. دستکاری و حمل و نقل مواد، به طور کامل اتوماتیک است.
3. مواد مورد استفاده نمی توانند به آسانی از مواد نهایی، تشخیص داده شوند.
4. فرانید از توالی عملیات ها، تشکیل شده است.
5. برنامه ریزی و برنامه ی کاری یک عملیات روتین است.

مزیت ها

در ادامه برخی از مزیت های تولید پیوسته، بیان شده است:
1. استانداردسازی محصول و توالی فرایند
2. نرخ تولید بالاتر با زمان سیکل کمتر
3. ظرفیت استفاده ی بالاتر با زمان سیکل کمتر
4. نیروی کار برای دستکاری مواد مورد نیاز نیست زیرا فرایند به طور کامل، اتوماتیک است.
5. افراد با مهارت محدود می توانند در خط تولید مورد استفاده قرار گیرند.
6. هزینه های واحد به دلیل حجم تولید بالا، کم است.

محدودیت ها

در ادامه برخی از محدودیت های مربوط به روش تولید پیوسته، بیان شده است:
1. انعطاف پذیری در تعداد فرایندهای مورد استفاده
2. سرمایه گذاری بسیاری بالا برای تنظیم جریان خطوط تولید پ
3. تنوع محصول محدود می باشد.

مدیریت تولید

مدیریت تولید، یک فرایند مربوط به برنامه ریزی، سازمان دهی، جهت دهی و کنترل فرایندهای تولید می باشد. این مدیریت از منابع مختلفی ترکیب شده اس که در آن از سیستم های فرعی مربوط به سازمان برای تولید استفاده می شود.
E.S. Buffa مدیریت تولید را به عنوان مدیریتی تعریف کرده است که با تصمیم گیری های مربوط به فرایندهای تولید درگیر است به نحوی که محصول یا سرویس منتج شده، با توجه به معیارهای خاص، تولید می شود. مقدار این تولید و برنامه ریزی مربوط به تولید، بر طبق نیاز است.

اهداف مربوط به مدیریت تولید

هدف مربوط به مدیریت تولید، تولید محصولات یا سرویس هایی با کیفیت و مقدار واقعی و زمان و هزینه های تولید واقعی است.

1. کیفیت واقعی

کیفیت محصول بر اساس نیاز مشتری تعیین می شود. کیفیت واقعی ضرورتاً بهترین کیفیت نیست. این کیفیت بر اساس قیمت محصول و ویژگی های فنی تعیین می شود، همانگونه که در ویژگی های خاص آن وسیله، بیان شده است.

2. مقدار واقعی

سازمان های تولیدی باید محصولات را در تعداد مناسب تولید کنند. اگر آنها بیش از تقاضا محصولی را تولید کنند، این محصول در انبار می ماند و اگر مقدار تولید شده، کمتر از تقاضا باشد، این مسئله منجر به کمبود محصول می شود.

3. زمان واقعی

زمان مربوط به تحویل یکی از پارامتر های مهم برای قضاوت در مورد میزان اثربخشی بخش تولید است. بنابراین، بخش تولید مجبور هستند تا استفاده ی بهینه ای از منابع خروجی داشته باشند تا بدین صورت، هدف های مربوطه، حاصل شود.

4. هزینه های تولید واقعی

هزینه های تولید، پیش از اینکه محصول تولید شود، تعیین می شود. از این رو، تمام تلاش ها باید در جهت تولید محصولاتی باشد که قبلاً هزینه های تولید آنها تعیین شده است. بدین صورت، تغییر میان هزینه ی واقعی و هزینه ی استاندارد، تعیین می شود.

سیستم عملیاتی

سیستم عملیاتی ورودی ها را به منظور مهیا کردن خروجی هایی تغییر می دهد که برای مشتری مورد نیاز است. این سیستم، منابع فیزیکی را به خروجی تبدیل می کند، عملکردی که به منظور تسهیل نیازهای مشتری و برطرف کردن آنها می باشد، مثلا، مهیا کردن برخی استفاده ها برای مشتری. در برخی سازمان ها، محصولات، محصولاتی فیزیکی هستند، در حالی که در سایر سازمان ها، به عنوان اقلام خدماتی در نظر گرفته می شوند. سرویس های اتوبوس و تاکسی، خیاطی، بیمارستان و خانه سازی مثال هایی از این سیستم های عملیاتی است.
Everett E. Adam & Ronald J. Ebert، سیستم عملیاتی را به عنوان سیستمی از یک سامان تعریف می کند که بخشی از سازمان است که محصولات فیزیکی و خدماتی سازمان را تأمین می کند.
Ray Wild سیستم علمیاتی را به عنوان یک سیستم عملیاتی تعریف می کند که پیکربندی از منابع است که با ارائه کالا یا خدمات ترکیب شده است.

مفهوم عملیات

یک عملیات، از لحاظ مأموریت هایی تعریف می شود که برای سازمان، سرویس دهی می کند. در این عملیات، از تکنولوژی هایی استفاده می شود که در آن فرایندهای مدیریتی و انسانی درگیر می باشد. عملیات هایی موجود در سازمان، می تواند به علمیات های تولید و عملیات های خدماتی تقسیم بندی شوند. عملیات های تولید یک فرایند معکوس است که شامل تولیدی است که منجر به یک خروجی محسوس می شود: این خروجی محسوس، یک محصول است در حالی که یک فرایند تبدیلی، شامل خدماتی است که منجر به یک خروجی محسوس می شود: این خروجی محسوس، یک عمل، عملکرد یا یک تلاش است.

تمایز میان عمیات های تولید و عملیات های خدماتی

ویژگی های زیر می تواند برای ایجاد تمایز بین عملیات های تولید و عملیات های خدماتی، در نظر گرفته شود:
1. طبیعت ملموس یا غیر ملموس مربوط به خروجی
2. مصارف خروجی ها
3. طبیعت کاری (شغلی)
4. میزان ارتباط با مشتری
5. مشارکت مشتری در تبدیل
6. اقدامات مربوط به کارایی
تولید به خاطر طبیعت ملموس خروجی ها (محصولات) شاخص است، خروجی هایی که که مشتری ها، در طی زمان، مصرف می کنند، نیازمند شغل های است که در آن نیروی کار کمتری واداوات بیشتری مورد استفاده قرار گیرد، میزان تماس با مشتری کمتر باشد، هیچ مشارکتی از طرف مشتری در فرایند انتقال، وجود نداشته باشد و روش های پیچیده ی مربوط به اقدامات تولید و مصرف منابع به عنوان محصول، وجود داشته باشد.
خدمات به دلیل خروجی های ناملموس شاخص هستند، خروجی هایی که مشتری ها فوراً مصرف می کنند و این خروجی ها منجر به شغل هایی می شود که در آنها از نیروی کار بیشتر و ادوات کمتر استفاده شده است. در این فرایندد، تماس مستقیم با مشتری وجود دارد، مشارکت مشتری در فرایند انتقال، زیاد است، و روش های اولیه برای انجام فعالیت های انتقال و مصرف منابع، وجود دارد. برخی سرویس ها، بر اساس اداوت هستند، مانند خدمات راه آهن، مخابرات و برخی دیگر ربر اساس مردم، مانند سرویس مشاوره ی مالیات و ... .

مدیریت عملیات ها

یک چارچوب برای مدیریت عمیات ها
مدیریت عملیات ها، می تواند در یک چارچوب عمومی از عملکرد مدیریت عمومی قرار دارند. همانگونه که در شکل 3 نشان داده شده است. مدیران عملیاتی در مورد برنامه ریزی، سازمان دهی و کنترل فعالیت هایی درگیر می باشند که بر روی رفتارهای انسانی در این مدل ها، اثر دارد.

مدیریت تولید و عملیات (1)

برنامه ریزی

فعالیت هایی که موجب ایجاد یک عمل و راهنمایی به سمت تصمیم گیری های آینده می شوند را برنامه ریزی می گویند. مدیر عملیات، اهداف مربوط به سیستم های فرعی عملیاتی سازمان، سیاست ها و رویه هایی را که برای حصول این اهداف، مورد استفاده قرار می گیرد، را تعریف می کند. این مرحله، شامل شفاف سازی در مورد نقش و تمرکز عملیاتی در استراتژیی کلی سازمان می باشد. این رویه درگیر برنامه ریزی در مورد محصول، طراحی تأسیسات و استفاده از فرایند انتقال می باشد.

سازمان دهی

فعالیت هایی که موجب ایجاد یک ساختار از وظیفه ها و قدرت ها می شود، را سازمان دهی می گویند. مدیران عملیاتی یک ساختار از نقش ها و جریان اطلاعاتی در داخل سیستم های جزئی مربوط به عملیات، ایجاد می کنند. آنها فعالیت هایی را تعیین می کنند که برای حصول این اهداف و ایجاد قدرت و مسئولیت پذیری برای حمل آنها، مورد نیاز می باشد.

کنترل کردن

فعالیت هایی که موجب اطمینان حاصل کردن در زمینه ی کارایی واقعی، مطابق با کارایی برنامه ریزی می شود را کنترل کردن می نامند. برای اطمینان حاصل کردن از این مسئله که برنامه های مربوط به سیستم های فرعی عملیاتی انجام می شوند، مدیر عملیاتی باید کنترل هایی را با اندازه گیری خروجی، و مقایسه ی انها با موارد برنامه ریزی شده، انجام دهد. هزینه های کنترل کردن، کیفیت آنها و برنامه ریزی های مربوطه، در اینجا، از جمله ی عملیات های مهم تلقی می شود.

رفتار

مدیران عملیاتی در مورد نحوه ی اثر آنها بر روی برنامه ها، سازمان دهی ها و اثرات کنترلی بر روی رفتار انسانی، بررسی انجام می دهند. آنها همچنین نیاز دارند بدانند که چگونه رفتار مربوط به زیردستانشان، می تواند بر روی برنامه ریزی تولید، سازمان دهی و فعالیت های کنترلی، اثرگذار باشد. علاقه ی آنها در رفتارهای مربوط به تصمیم گیری، نمود دارد.

مدل ها

مشابه برنامه ی مربوط به مدیران، سازمان دهی و کنترل فرایند انتقال، آنها با مشکلات زیادی مواجه هستند و باید تصمیم گیری های زیادی را اتخاذ کنند. آنها می توانند به سادگی مشکلات خود را با استفاده از مدل هایی ساده سازی کنند. این مدل ها مشابه مدل های برنامه ریزی تجمعی برای بررسی نحوه ی استفاده از ظرفیت های موجود در زمان کوتاه می باشد.

اهداف مربوط به مدیریت عملیات ها

اهداف مربوط به مدیریت عملیات ها، می تواند به خدمات مشتریان و استفاده از منابع، تقسیم بندی شود.

خدمات مشتریان

اولین هدف مربوط به سیستم عملیاتی، خدمات مشتری است که به منظور ایجاد رضایتمندی مشتری، انجام می شود. بنابراین، سرویس مشتری یک هدف کلیدی برای مدیریت عملیات ها می باشد. سیستم عملیاتی باید چیزهایی را مهیا کند که می تواند رضایتمندی مشتری را از لحاط زمان و هزینه، برطرف کند. بنابراین، هدف اولیه می تواند کسب رضایتمندی، با استفاده از مهیا کردن چیزهای حقیقی در قیمت و زمان واقعی باشد.
این جنبه های مربوط به خدمات مشتری، مشخصات، هزینه ها و زمان، برای 4 عملکرد در جدول 2 توصیف شده است. آنها منابع اساسی از ایجاد رضایتمندی در مشتری هستند و بنابراین، باید بعد اصلی مربوط به هدف خدمات مشتری برای مدیران عملیاتی باشد.
عموماً یک سازمان به طور مطمئن می تواند کمک کننده باشد و به طور مطمئن می تواند استانداردهایی را بدست آورد و مدیر عملیات دارای قدرت نفوذ در این استاندارها را دارد. از این رو، این هدف، تحت اثر تصمیم گیری مدیر عملیاتی است و بدین صورت خدمات مشتری مورد نیاز، حاصل می شود.

مدیریت تولید و عملیات (1)

استفاده از منابع

یکی دیگر از اهداف مربوط به سیستم های عملیاتی، استفاده از منابع برای ایجاد رضایمندی مشتری است. یعنی خدمات مشتری باید با حصول عملیات های مؤثر از طریق استفاده مؤثر از منابع، انجام شود. استفاده ی غیرمؤثر از منابع یا خدمات ناکافی مشتری، منجر به وقوع شکست در زمینه ی سیستم های عملیاتی می شود.
مدیریت عملیات ضروتاً در مورد استفاده از منابع کار می کند، یعنی اثر ماکزیمم را از منابع بدست می آورد و میزان اتلاف آنها را مینیمم می کند. مفهوم استفاده از پتانسیل منابع، ممکن است به صورت بخشی از زمان موجود بیان شود که مورد استفاده قرار می گیرد. هر اقدام نشاندهنده ی مفهومی است که بوسیله ی آن، پتانسیل یا ظرفیت مربوط هب هر منبع، مصرف می شود. این مسئله به عنوان هدف استفاده از منابع، مورد اشاره قرار گرفته است.
مدیریت عملیات همچنین در مورد حصول خدمات با رضایتمند مشتری و استفاده از منابع، تمرکز دارد. یک بهبود در یکی از این عوامل، اغلب موجب می شود تا دیگری افت کند. اغلب هر دوی این موارد، به طور همزمان ماکزیمم نمی شوند و از این رو، یک کارایی رضایتمندانه، باید بر اساس هر دو هدف، انجام شود. تمام فعالیت های مربوط به مدیریت عمیات، باید این دو هدف را در ذهن در نظر گیرند و بسیاری از مشکلات پیش روی مدیران علمیاتی است که علت آن، این منازعه می باشد. از این رو، مدیران عملیاتی، باید تلاش کنند تا این اهداف را به تعادل برسانند.
جدول 3 این دو هدف از مدیریت عملیاتی را خلاصه کرده است. نوع تعادل ایجاد شده در زمینه ی اهداف اساسی، بوسیله ی ملاحظات بازار، رقابت ها، میزان ضعف و قوت سازمان ها و ... تحت تأثیر قرار می گیرد. از این رو، مدیران عملیاتی، باید یک مشارکت را در زمانی در نظر بگیرند که این اهداف، تعیین شده باشد.

مدیریت تولید و عملیات (1)

مدیریت عمیات های جهانی

واژه ی جهانی سازی، توصیف کننده ی استقرار امکانات و عملیات تجاری در سرتاسر جهان می باشد. جهانی سازی، می تواند به عنوان یک فرایند تعریف شود که در آن، فاصله ی جغرافیایی یک فاکتور متمایزکننده ی مهم در ایجاد و نگهداری روابط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی- فرهنگی، محسوب می شود. این واژه می تواند به عنوان یک مشوق جهانی به منظور حرکت به سمت یک سیستم جهانی مطرح شود که بوسیله ی تجارت های مشارکتی فراملی و مؤسسه های بانکداری تحت حاکمیت قرار می گیرد.
توسعه وجود دارد که روند رو به جهانی سازی را تسهیل می کند. این موارد عبارتند از:
1. حمل و نقل بهبود یافته و تکنولوژی ارتباطات
2. سیستم های مالی باز
3. افزایش تقاضا برای واردات
4. سهمیه های وارداتی کاهش یافته و موانع تجاری دیگر
وقتی یک شرکت تأسیساتی را در خارج از مرزهای کشورش ایجاد میکند، این شرکت درگیر برخی پیچیدگی ها در عملیات های خود است. بازارهای جهانی استانداردهای جدیدی را بر روی زمان و کیفت محصول ارائه شده، وضع کرده اند. مدیران نباید ابتدا به بازارهای محلی فکر کنند و سپس به بازارهای جهانی. در واقع آنها می توانند به بازارهای جهانی فکر کنند و در عمل به صورت محلی فعالیت کنند. همچنین آنها باید آگاهی مناسبی در مرد رقبای خود داشته باشند. برخی از چالش های مهم دیگر در مدیریت عملیات های چندملیتی، زبان و آداب و رسوم متفاوت، تفاوت در حالت مدیریتی، قوانین ناآشنا و تفاوت در قیمت ها می باشد.
مدیریت عمیلات های جهانی، بر روی موضوعات کلیدی زیر تمرکز دارند:
• استفاده ی مناسب از جوانب زیر و ایجاد ارتباط با عملیات های جهانی، زنجیره ی تأمین، لجستیک و ...
• ایجاد ارتباط با رویدادهای تاریخی و جهانی با محرک های کلیدی در عملیات های جهانی از جوانب مختلف.
• توسعه ی معیارها برای ایجاد مفهوم و ارزیابی عملیات های جهانی مختلف
• ایجاد ارتباط در موارد موفق و ناموفق در عملیات های جهانی با محیط های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فنی.
• ایجاد رویه به سمت عملیات های جهانی
• توسعه ی یک آگاهی در مورد دید جهانی صرفنظر از کشور مبدأ، رویه ی مربوط به چشم انداز، مطالعات، ارجعیت ها، ناحیه ها، تمایلات سیاسی ، منشأ و ...

رویه ی مربوط به مدیریت تولید و عملیات

مدیریت تولید و عملیات، دغدغه هایی در مورد تبدیل ورودی ها به خروجی ها، با استفاده از منابع فیزیکی دارند و بدین صورت استفاده های مناسبی از مزیت های مشتر می شود در حالی که سایر اهداف سازمانی به طور مؤثر، پر بازده و قابل انطباق، حاصل می شود. این مورد به خودی خود، از سایر عملکرد های مانند پرسنل، بازار، تأمین مالی و ...، متمایز است و دغدغه ی اولیه آن، تبدیل مواد اولیه به محصولات می باشد. در ادامه، برخی فعالیت ها نام برده شده است که تحت عملکرد های مدیریت و تولید، لیست شده اند:
1. محل قرارگیری تأسیسات
2. طرح تولید و نحوه ی انتقال مواد
3. طرح محصول
4. طرح فرایند
5. تولید و برنامه ی کنترل
6. کنترل کیفیت
7. مدیریت مواد
8. مدیریت حفظ و نگهداری

محل قرارگیری تأسیسات

محل قرارگیری تأسیسات برای عملیات ها، یک تصمیم گیری طویل المدت بر اساس ظرفیت است که نیازمند الزامات طویل المدت جغرافیایی می باشد. این مسئله بر روی سازمان تجاری، اثر قابل توجهی دارد. این مسئله همچنین یک سطح استراتژیک مهم در تصمیم گیری یک سازمان می باشد. این رویه درگیر سوال هایی مانند " در کجا عملیات های اصلی باید قرار داشته باشد؟" است.
انتخاب محل، یکی از تصمیم گیری های کلیدی است زیرا سرمایه گذاری های قابل توجه در زمینه ی تأسیس کارخانه و خرید تأسیسات بر طبق این محل ها، باید انجام شود. انتخاب یک مکان نامناسب، ممکن است منجر به افزایش خسارت های مربوط به سرمایه گذاری در زمینه ی کارخانه و اداوات می شود و از این رو، کارخانه باید بر اساس سیاست ها و برنامه های توسعه ی شرکت، تنوع محصولات کارخانه، تغییر در منابع مواد اولیه و بسیاری فاکتورهای دیگر، ایجاد شوند.
هدف از مطالعات مربوط به تعیین مکان، پیدا کردن مکان بهینه است که بالاترین مزیت را برای سازمان داشته باشد.

طرح کارخانه و انتقال مواد

طرح کارخانه اشاره به الزامات و تأسیسات فیزیکی دارد. این طرح از پیکربندی مربوط به بخش های تولید، مراکز کارگری و اداوتی مورد استفاده در فرایند تبدیل، می باشد. هدف کلی مربوط به طرح کارخانه، بر اساس الزامات فیزیکی طراحی شده است که الزامات مورد نیاز برای ما را برطرف می سازد.
با توجه به گفته ی James Moore، " طرح کارخانه، طرحی است که دارای آرایشی بهینه از تأسیسات، شامل، پرسنل، ادوات عملیاتی، فضای ذخیره سازی، ادوات مورد استفاده در انتقال مواد و تمام خدمات حمایتی مربوط به طراحی را دارد".
انتقال مواد، در واقع اشاره به حرکت مواد از بخش ذخیره ساز به ماشین آلات و از ماشین آلات به فرایند تولید دارد. این انتقال همچنین به عنوان علم وهنر حرکت، بسته بندی، ذخیره سازی و ... تعریف می شود. این فعالیت، یک فعلالیت خاص برای موارد تولید مدرن ست که 50 تا 75 % هزینه های تولید را به خود اختصاص داده است. این هزینه، می تواند با استفاده از بخش های مناسب، عملیات ها و فرایندهای حفظ ونگهداری مناسب، کاهش یابد. ادوات مورد استفاده در انتقال مواد، موجب افزایش خروجی، بهبود کیفیت، سرعت تحویل، و کاهش هزینه های تولید می شود. از این رو، انتقال مواد، یکی از ملاحظات اولیه در طراحی کارخانه های جدید می باشد.

طراحی محصول

طراحی محصول، درگیر تبدیل ایده ها به واقعیت می باشد. هر سازمان تجاری باید محصولات جدید، را طراحی و توسعه دهد تا بتواند در بازار بقا داشته باشد. توسعه ی یک محصول جدید و ارسال آن به بازار، بزرگترین چالشی است که سازمان ها، با آن روبرو هستند. کل فرایند نیاز سنجی برای تولیدی فیزیکی محصول، درگیر سه عملکرد است: بازاریابی، توسعه ی محصول، تولید. توسعه ی محصول به معنای نیاز مشتری به محصولی با این ویژگی هاست. تولید مسئول انتخاب فرایندهایی را دارد که محصول بوسیله ی آن تولید می شود. طراحی محصول و توسعه، یک ارتباط میان بازاریابی، نیازهای مشتری و انتظارات و فعالیت های مورد نیاز برای تولید محصول است.

طراحی فرایند

طراحی فرایند یک فرایند تصمیم کیری ماکروسکوپیک از کل مسیر فرایند است که بوسیله ی آن مواد اولیه، به محصول نهایی تبدیل می شود. این تصمیم ها، شامل انتخاب فرایند، انتخاب تکنولوژی، آنالیز جریان فرانید و طراحی این تأسیسات می باشد. از این رو، تصمیم گیری های مهم در طراحی فرایند، در واقع آنالیز جریان کاری برای تبدیل مواد اولیه به محصول نهایی و انتخاب محل کار برای هر جریان کاری می باشد.

برنامه ریزی و کنترل تولید

برنامه ریزی و کنترل تولید می تواند به عنوان فرایندی تعریف شود که بر طبق آن، برنامه ریزی تولید، پیش از تولید انجام می شود، مسیر دقیق تولید انتخاب می شود، زمان شروع و زمان پایان تعیین می شود، سفارش محصول به فروشگاه می رسد و طبق سفارش، رویه ی تولید محصول، پی گرفته می شود.
اصول مربوط به برنامه ریزی و کنترل تولید، در این عبارت نهفته است: " ابتدا کار خود را برنامه ریزی کنید و سپس، بر طبق برنامه ی خود، کار کنید". عملکرد های اصلی مربوط به برنامه ریزی و کنترل تولید شامل برنامه ریزی، مسیریابی، زمان بندی، توزیع امکانات و پیگیری می باشد.
برنامه ریزی، تصمیم گیری پیش از انجام یک کار، نحوه ی انجام کار، زمان انجام کار، و کسی است که کار را انجام می دهد. برنامه ریزی موجب ایجاد یک پل بر روی شکافی ایجاد می کند که بین ما و جایی که می خواستیم برویم، وجود دارد. این مسئله موجب می شود تا فکر کنیم که چه چیزی ممکن است اتفاق افتد.
مسیریابی، ممکن است به عنوان انتخاب مسیری تعریف شود که هر بخش از محصول، باید در طی آن، تولید گردد. این رویه در واقع تبدیل مواد اولیه به محصول می باشد. مسیریابی، مسیرهای بهینه تر را برای بخش به بخش و ماشین به ماشین، ارائه می دهد.
زمان بندی تعیین کننده ی برنامه ای است که طبق ان، عملیات انجام می شود. زمان بندی، ممکن است به عنوان تثبیت زمانی و داده ای برای هر عملیات، تعریف شود. این برنامه، تعیین کننده ی توالی انجام کارهای می باشد (شکل 4).

مدیریت تولید و عملیات (1)

توزیع امکانات در واقع مربوط به شروع فرایندهاست. این توزیع، موجب می شود تا قدرت ضروری ایجاد گردد و بنابراین، توزیع امکانات موجب آزاد شدن سفارش برای شروع تولید هر آیتم می شود.
عملکرد پیگیری، در واقع گزارشات روزانه از پیشرفت کار هر بخش است.

منبع: راسخون

مجموعه مقالات mahdi riazi kolahdoozmahaleh

* پنج عامل موثر استراتژی زنجیره تأمین بر عملکرد مالی در صنعت هتلداری ایران با نمایه ISI.

 Five supply chain strategy factors influencing financial performance of hotel industry in Iran

* موانع استقرار مدیریت دانش در سازمان های تحقیقاتی پویا با نمایه Scopus.

Obstacles of Knowledge Management Implementing in Dynamic Research Organizations

* استراتژی بازاریابی پنهان روشی برای تأمین خدمت یا محصول در سازمانهای تحقیقاتی با نمایه ISI.

 Stealth Marketing Strategy, A Method to Provide Service or Product in Research Organizations 

* تولید ناب کار‌کرد‌ی بنیادین و استراتژیک در بازار رقابتی با نمایه ISI.

The Fundamental and Strategic Functional Pure Production in The Competitive Market

* عوامل تاثیرگذار برمدیریت منابع انسانی در سازمان‌های پروژه محور (علمی ـ پژوهشی داخلی)

* بررسی رابطه فرهنگ سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی در شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران با نمایه Scopus.

 Investigating the Relationship between Organizational Culture and Organizational Citizenship Behavior in Islamic Republic of Iran Shipping Lines Co. (IRISL)

* اثربخشی در سازمانها با بهره گیری از مدیریت ریسک با نمایه ISI.

Effectiveness in Organizations Using Risk Management

 

مفهوم کنترل در مدیریت و سازمان چیست؟

بحث کنترل و استقرار سیستمهای کنترل یکی از بحث‌های زیربنایی در مدیریت است.

کنترل در مدیریت چنان مهم و حیاتی است که در همان سال‌های نخست مطرح شدن مدیریت علمی توسط کسانی مانند تیلور و فایول، این بحث نیز به عنوان یکی از وظایف کلیدی مدیریت مطرح شد.

هنوز هم کسانی که درس مدیریت می‌خوانند باید در نخستین روزهای آموزش خود، وظایف اصلی یک مدیر شامل برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و رهبری و کنترل را به خاطر بسپارند و به بهانه‌های مختلف آنها را فهرست کنند.

مفهوم کنترل در مدیریت با کنترل در گفتگوهای روزمره تفاوت دارد

قبل از اینکه بخواهیم به مفهوم کنترل در مدیریت و سازمان بپردازیم، لازم است تاکید کنیم که چه چیزهایی و چه کارهایی، کنترل محسوب نمی‌شوند.

کلمه‌ی کنترل بعد از ورود به زبان فارسی، بیشتر دارای بار معنایی منفی و تداعی‌گر مفاهیمی مانند محدود کردن، مهار کردن و تلاش برای قرار دادن قید و بند بر رفتار دیگران بوده است. اما مفهوم کنترل در مدیریت و سازمان مفهومی کاملاً متفاوت است و به هیچ وجه دارای بار منفی نیست.

تعریف مفهوم کنترل در مدیریت

کنترل یعنی تلاش سیستماتیک توسط مدیران کسب و کار برای اینکه عملکرد را با استانداردهای از پیش تعیین شده‌ و برنامه‌ها و هدف‌ها بسنجند. بر این اساس باید مشخص شود که آیا عملکرد و خروجی، مطابق با انتظارات هست یا خیر. طبیعتاً اگر مشخص شد که از هر یک از منابع سازمان می‌توان به شیوه‌ی اثربخش‌تر و کاراتری برای رسیدن به اهداف استفاده کرد، وظیفه‌ی سیستم کنترل مدیریت انجام اقدامات اصلاحی برای افزایش اثربخشی و کارایی منابع خواهد بود.

هر کس که به نوعی فعالیت مدیریتی دارد، باید با مفهوم کنترل آشنا باشد.فردی که یک سوپرمارکت کوچک را اداره می‌کند یا مدیری که یک سازمان چند هزار نفری را اداره می‌کند، هر دو نیازمند سیستمهای کنترل مدیریتی هستند.سیستمهای کنترل مدیریتی حتی در مدیریت زندگی فردی نیز مفید هستند. ما در زندگی شخصی خود هم منابع متنوعی (مانند پول، زمان، انرژی) داریم که آنها را به فعالیت‌های مختلف تخصیص می‌دهیم و باید به صورت منظم برنامه های خود را کنترل کنیم تا مطمئن شویم منابع ما به شکل درستی تخصیص یافته و صرف شده‌اند.

می‌گویند فاصله‌ی بین یک سخنرانی ادبی و یک گزارش مدیریتی زمانی به وجود می‌آید که شاخص‌هایی قابل سنجش و ارزیابی مطرح می‌شوند. مدیری که می‌گوید: «ما همواره به سرمایه‌های انسانی خود توجه داشته‌ایم»، صرفاً در حال بیان یک جمله‌ی زیبای ادبی است؛ اما اگر بتواند معیارهایی را اعلام کرده و مشخص کند که بر چه اساس، معتقد است که به سرمایه‌های انسانی توجه کرده، عملاً صحبت‌های او به یک گزارش مدیریتی نزدیک می‌شود. اتفاقاً یکی از کارکردهای مهم سیستمهای کنترل مدیریت این است که شاخص‌های متعددِ عینی و عددی در اختیار مدیران قرار می‌دهد.البته احتمالاً بسیاری از ما، جمله‌ی معروف اینشتین در مورد رابطه‌ی بین امکان اندازه‌گیری یک شاخص و میزان اهمیت آن شاخص را به خاطر داریم:

اما از سوی دیگر می‌دانیم که چنین باوری نمی‌تواند به عنوان بهانه‌ای برای فرار از اندازه‌گیری و کنترل در زندگی شخصی و محیط شغلی مورد استفاده قرار گیرد. یکی از هدف‌های درس سیستم‌های کنترل این است که بتوانیم شاخص‌های مهم و قابل اندازه گیری را تشخیص دهیم و آن‌ها را جایگزین شاخص‌هایی کنیم سرگرم اندازه‌گیری آنها هستیم، اما اهمیت چندانی برای ما ندارند. در درس‌های آتی به تدریج خواهیم دید که شاخص‌ها و سیستم کنترل دو مفهومی هستند که به سادگی نمی‌توان آنها را از یکدیگر جدا کرد.

*در تفکر سیستمی با استفاده از مفاهیم کنترل، می‌آموزیم که هرگز یک یا دو فاکتور را به صورت مستقل در یک سیستم مورد توجه قرار ندهیم و با شاخص‌های متعدد و متنوع، وضعیت یک سیستم را بسنجیم. با این کار، اگر راه‌حل‌های ما در بخشی از سیستم بر بخش‌های دیگری از سیستم تأثیر نامطلوب بگذارند زودتر متوجه خواهیم شد.

*درسی مثل طراحی سیستم فروش با همه‌ی جزئیات و پیچیدگی‌هایش، صرفاً یک مثال ساده از بکارگیری سیستم‌های کنترل مدیریت است. در حدی که می‌توانید بعد از به پایان رسیدن این درس، کل مجموعه درس‌های طراحی سیستم فروش را به عنوان یک مثال یا مطالعه موردی از سیستمهای کنترل مدیریت بخوانید و مرور کنید.

*بخشی از هدف مدیریت منابع انسانی نیز در واقع، استقرار یک سیستم کنترل اثربخش است تا همزمان با حفظ بهره وری سازمان، از رضایت و رشد همکاران مجموعه در بلندمدت نیز اطمینان حاصل کند.

*حتی برای کسی که یک کانال تلگرام یا اکانت در اینستاگرام دارد یا به هر شکل در زمینه‌ی دیجیتال مارکتینگ فعالیت می‌کند و دغدغه‌اش استراتژی محتوا و بازاریابی محتواست، لازم است یک سیستم کنترلی هم تعریف کند و به آن مقید باشد تا بتواند با منابع در دسترس خود بهترین خروجی را کسب کند.

حسابداری صنعتی ( بهای تمام شده )

منظور از حسابداری صنعتی ( بهای تمام شده ) چیست؟
حسابداری صنعتی شاخه ای از علم و فن حسابداری است که وظیفه جمع آوری اطلاعات مربوط به عوامل هزینه و محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات را بر عهده داشته و با تجزیه و تحلیل گزارشها و بررسی راههای تولید روشهای تقلیل بهای تمام شده تولیدات را بیان می کند.

ادامه نوشته

کاست کنترل در هتلداری

تعریف کاست کنترل:
واژه کاست به معنی بهای تمام شده و میزان هزینه ایست که برای ارائه خدمت یا تولید کالا صرف می شود تا منجر به درآمد خدمات و یا فروش گردد. بدیهی است که استواری و بقای واحدهای اقتصادی در گرو شناخت هزینه ها و بهای تمام شده از اهمیت خاص و ویژه ای برخوردار است و طبیعی است که هتل ها به عنوان واحدهای اقتصادی ارائه خدمت و یا تولید کالا برای مهمان را به صورت تلفیقی انجام میدهند به منظور شناخت و کنترل هزینه های تولید و بهای تمام شده و پیش بینی صحیح قیمت فروش در سازماندهی واحد مالی خود بخشی را به نام کاست کنترل که مشابهت فراوان با حسابداری صنعتی در کارخانجات دارد، داشته باشد.
با توجه به مطالب فوق واحد کاست کنترل زیرمجموعه ای از واحد امورمالی هتل یا مستقل می باشد که وظایف خاص خود را در جهت اهداف مدیریت پیش می برد و عملکرد آن متناظر با حسابداری صنعتی در کارخانجات و صنایع است. تعیین بهای تمام شده اغذیه و اشربه کنترل مصرف مواد اولیه از وظایف اصلی این قسمت می باشد.

نکته:

گزارش دهی واحد کاست کنترل صرفا به مدیریت هتل و مدیر امورمالی هتل می باشد.


علت پیدایش کاست کنترل در هتل:
به دلیل حجم کاری بالا، مدیریت غذا و نوشابه قادر به کنترل هزینه های بخش ها و فروش بخشها نیست که اگر مدیر غذا و نوشابه به کاست بپردازد از اصل کار یعنی کیفیت،کمیت، بهداشت و ... باز می ماند که بسیار زیان آور است و به منظور آگاهی مدیر غذا و نوشابه از برخی موارد مربوط به بخش خود که بیش از 65% از نیروهای هتل را به خود اختصاص می دهد از گزارشات و کنترل های واحد کاست کنترل و ارتقاء کیفی و کمی تولیدات غذا و نوشابه برخی گزارشات خود را به ایشان ارائه می نمایند.
درواقع هزینه های کارکنان این بخش از واحد غذا و نوشابه پرداخت می شود زیرا تمامی کادر این قسمت برای اغذیه و اشربه کار می کنند ولی به خاطر رعایت سیستم اداری و نفوذهای احتمالی مدیر غذا و نوشابه زیرمجموعه امورمالی هتل است که کارکنان و یا مسئول قسمت بتواند به راحتی و دور از هرگونه دغدغه گزارش خود به مدیر مربوطه اعلام نماید.
کسانی که در این بخش شاغل اند اگر دارای تجربه و اولویت کاری باشند برای هتل مثمر ثمر خواهند بود و در غیر اینصورت جز ضرر و تشنج ناراحتی نخواهند داشت.

شرح وظایف واحد کاست کنترل

1-تهیه رسیپی از کلیه منوهای قابل فروش

2-تهیه قیمت تمام شده از کلیه منوهای قابل فروش

3-آشنایی با کلیه مواد مورد نیاز واحد

4-کنترل کلیه بن های رستوران و آشپزخانه و مغایرت یابی

5-کنترل کلیه صورتحساب رستوران ها و مطابقت با بن های صادر شده رستوران و آشپزخانه و رفع مغایرت

6-تهیه گزارشات مربوط به کاست هر غذا و کل

7-کنترل درآمد روزانه هر رستوران

8-تهیه قیمت تمام شده غذای کارکنان

9-تهیه گزارشات استاندارد و واقعی غذا و توجیه انحرافات

10-تهیه گزارشات مالی و آماری روزانه-ماهانه و سالیانه

11-تهیه گزارشات ریالی و مقداری و تعدادی

12-کنترل حواله انبارها و نظارت ورود و خروج مواد

13-کنترل مقایسه ای مواد درخواستی- مصرفی و ضایعات

14-تهیه گزارشات مصرفی و فروش

15-تهیه گزارشات مغایرت ها جهت بررسی و ارائه به مدیران ذیربط

16-نظارت فیزیکی بر واحدهای قصابی (واحد تولید)

17-کنترل کیفی و کمی مواد غذایی خریداری شده

18-کنترل پرس های غذا که جهت ارائه به میهمانان تهیه گردیده است.

19-بررسی و کنترل درخواست خرید و خرید کالا

20-کنترل و نظارت بر دوره های نگهداری مواد در انبار

21-کنترل و نظارت بر پروسه های مصرف

22-کنترل و نظارت بر مواد موجود در انبار

23-ارائه منوهای پیشنهادی جهت مواد مرده و کم تحرک در انبارها

24-نظارت بر استانداردها

25-نظارت مستقیم بر برگزاری مراسم و میهمانی ها

26-کنترل تعدادی بر میهمانی ها و مراسم

27-تفکیک هزینه های پرسنلی و مسافری

28-ارائه پیشنهادات جهت استفاده بهینه از مواد موجود

29-استفاده از مواد غذایی مناسب و مشابه و ارزان و جایگزین آن

30-استعلام قیمت و بازاریابی

31-جلوگیری از خریدهای سلیقه ای

32-موجودی گیری از انبار مصرفی

33-تهیه منوهای فصلی و پیشنهاد به مدیران ذیربط

34-واخواهی از کسر واریزی صندوق داران

35-ارائه گزارشات منطقی و عملی بابت نوسانات کاست

36-تهیه گزارشات مربوط به پیش بینی بودجه سال های آتی

37-بازدید از کلیه سردخانه ها و انبارهای مواد غذایی به جهت جلوگیری از وجود ضایعات و نظارت به تاریخ مصرف موادغذایی، اجناس مرده، اجناس کم تحرک

38-بررسی و تجزیه و تحلیل علل و افزایش (کاهش) کاست

39-تهیه گزارش انحرافات فروش، هزینه ها و موجودی ها

درخواست مواد غذایی و نوشابه:

این درخواست دارای سه برگ است و چهار امضاء مجاز دارد:

(درخواست کننده، تحویل دهنده (انباردار)، تحویل گیرنده، مدیر غذا و نوشابه، کاست کنترل)

پس از تکمیل امضاهای مجاز درخواست به انبار تحویل داده می شود(برگ سوم) (نسخه اول کاست کنترل، برگ دوم واحد مربوطه)


نکته:
قیمت گذاری مواد غذایی با کاست کنترل است.

واحد کاست کنترل (انبار) می بایست موارد ذکر شده درخواست را از کارتکس مربوطه کسر نموده و پس از محاسبات کامل در فرم خروج از انبار مواد غذایی و نوشابه در ستون های هر قسمت ثبت گردد.

توجه:

کارتکس انبار در سه واحد موجود است:
1-انبار که بدون قیمت بوده است.
2-کاست کنترل
3-امورمالی (موارد 2 و 3 با قیمت می باشد.)

انبارداری
این واحد باید حداقل از نور طبیعی برخوردار باشد، دارای رطوبت و فاضلاب نباشد تا اینکه بتوان موادغذایی و ... را به سهولت در آن نگهداری کرد. انبار شامل واحدهای ذیل می باشد:
1-انبار مواد غذایی
2-انبار نوشیدنی ها
3-انبار آرد
4-انبار لوازم التحریر
5-انبار شوینده ها
6-انبار ملزومات (مثل کبریت، دستمال کاغذی و ...)
7-انبار روشنایی
8-انبار سوخت
9-انباردار باید ضایعات را قبل از انهدام به اطلاع کاست کنترل برساند
10-انبار تاسیسات
11-انبار دایره اموال

استانداردهای انبارداری:

- انبار باید دارای ارتفاع 4 متر جهت چیدمان راحتتر و جریان هوا باشد.
- انباردار و کمک انباردار باید دارای صبر و تجربه کافی در مورد انبارداری و شیوه چیدمان کالا و موادغذایی به صورت جزء و کلان در انبار و جابجایی آنان باشد.
- انباردار به هیچ وجه حق تحویل اجناس را بدون مجوز (همان درخواست که دارای کلیه امضاها باشد) ندارد، مگر در موارد استثنائی آن هم با هماهنگی مدیر هتل یا معاون ایشان.
انباردار موظف است کلیه اجناس وارده خصوصا مواد غذایی و نوشیدنی را که مطابق فرم رسیوینگ شیت (Receiving Shit) (فرم گزارش خرید موادغذایی کل هتل) را کامل کند و قبل از آن 4 یا 3 برگ در کارت های مربوطه بدون قیمت ثبت کند.
- انباردار باید در هر زمان جوابگوی واحد کنترل باشد و در صورت برداری پایان ماه انبارها و سردخانه ها همکاری لازم را بنماید.

دریافت کالا (رسیوینگ کلابرک)
کارکنانی که در این واحد اشتغال دارند به دلیل آنکه با واحد تدارکات و سایر واحدها ارتباط مستقیم دارند و به علت حجم بالای کار باید همان خصوصیات کاست کنترل و انباردار را داشته باشند.
باید کلیه اجناس که از مامور خرید تحویل گرفته می شود، از لحاظ عددی و یا وزنی مورد کنترل قرار گیرند.
در فرم رسیوینگ شیت ثبت و تحویل کاست کنترل دهد.
رسیوینگ شیت دارای چهار برگ است دو برگ همرا با فاکتورها تحویل کاست کنترل می شود، نسخه سوم به انبار مواد غذایی، نسخه چهارم به بایگانی قسمت.

توجه:

پرسنل دریافت کالا به هیچ عنوان حق اظهارنظر در خصوص کیفیت و یا قیمت کالا را ندارند.
درخواست خرید

درخواست خرید بر دو نوع است:
1-دایرکت یا مارکت لیست: آن نوع از درخواست است که مستقیما از جانب سرآشپز است و دارای دو امضاء سرآشپز و مدیرغذا و نوشابه می باشد و معمولا مواردی نظیر لبنیات، سبزیجات و گوشت های مصرفی و از این قبیل موارد را در آن قید می کنند، این درخواست 2 برگ است. واحد متقاضی_تدارکات
2-درخواست خرید از طریق انبار مرکزی: آن نوع از درخواست است که دارای 4امضاء انباردار، کاست کنترل، امورمالی و مدیر هتل می باشد.

نسخه:
1-نسخه اول: واحد متقاضی
2-نسخه دوم: تدارکات
3-نسخه سوم: واحد دریافت کالا (که به کاست تحویل می دهد)

سردخانه ها
الف-سردخانه زیر صفر:
1-حداقل دمای این نوع سردخانه ها 20 درجه زیر صفر می باشد.
2-ورودی این انبار باید دارای دو درب تو در تو و جداگانه باشد.
3-کلیه اجناس هنگام انتقال به این سردخانه باید دارای بسته بندی کتابی به وزن 5کیلو باشد منوط بر اینکه پلاستیک یا ظروف مربوطه روزنه ای نداشته باشد.
ب-سردخانه بالای صفر:
1-دمای این نوع سردخانه حداقل 3 و حداکثر 5 درجه بالای صفر می باشد.
2-درب ورودی آن حوضچه ای برای کفش ها و صندل ها طراحی شده است، این سردخانه ها جهت جهت انبار سبزیجات، لبنیات و از این قبیل مواد می باشد که باید جای هر یک و یا مواد آماده مصرف جداگانه مشخص باشد.

توجه:

ابعاد سردخانه ها متفاوت است و متناسب با فضای موجود و مکان های هتل و نیاز آن طراحی می شود.
بررسی فاکتورهای مواد غذایی و نوشیدنی ها
واحد کنترل موظف است پس از دریافت فاکتورها توسط رسیوینگ بررسی های ذیل را انجام دهد:
1-کنترل درخواست خرید (امضاهای مجاز)
2-کنترل فاکتورهای موجود از نظر قیمت، اوزان یا تعداد، امضاء های مجاز و مهر کیفیت تائید شده، مهر کارت و مهر دریافت کالا.
3-ثبت کالا در کارتکسهای مربوطه
4-پس از اتمام محاسبات همراه با دو برگ رسیوینگ شیت به مالی ارسال می شود و در برگ دوم رسیوینگ شیت رسید دریافت می کنیم.
5-کنترل مکلف است در پایان هرماه از طریق فرم رسیوینگ شیت خرید را با امور مالی در خصوص کسر یا اضافه تطبیق دهد.

صورتبرداری از انبار غذایی، سردخانه ها و انبار شارژ کلیه واحدهای غذا و نوشابه:
1-واحد کنترل موظف است 28 هرماه طی بخشنامه ای تعطیلی انبار را در تاریخ 29-30 یا 31 هر ماه اعلام نماید تاا ینکه قسمتها بتوانند اجناس مورد نیاز را ذخیره نمایند، به جز موارد استثنایی که نادر و اتفاقی است.
2-کاست کنترل موظف است قبل از ورود به انبار جهت صورتبرداری، از طریق کامپیوتر یا کارتکس دستی ، موجودی ها را دریافت نماید، سپس اقدام به شمارش عینی کند.
3- اگر چنانچه پس از بررسی کامل در خصوص انبار مغایرت مشاهده شد مجددا کنترل درخواست انبارها، فرم ها و رسیوینگ شیت باید انجام شود.
4-کاست کنترل موظف است در تاریخ های 29-30 یا 31 هر ماه قبل از شروع به کار واحدهای غذا و نوشابه از کلیه انبار شارژ واحدها صورتبرداری نماید.
5-کاست کنترل باید در پایان هر ماه از کلیه بطری های نوشیدنی اعم از داخل انبار یا در واحد غذا و نوشابه باشد، صورتبرداری کند. (جهت کسر یا اضافه هر واحد)

بررسی میهمان ها و همایش ها


1-مدیر غذا و نوشابه موظف است کاست کنترل را از فاکتورهای ذیل در مورد کلیه قراردادهای میهمانی باخبر نماید:
نوع غذا
حداقل و حداکثر تعداد میهمان
ساعت ورود و خروج
نفرقیمت
مکان برگزاری (چرا که هتل دارای مکان های متعددی می باشد)


2-کاست کنترل موظف است در مکان درب ورودی سالن ها یک نفر را جهت شمارش میهمان یا اخذ کارت دعوت ایشان مستقر نماید.

3-کنترل موظف است پس از پایان شمارش تعداد میهمانان حاضر، به حداقل تعداد رسیده باشد یا خیر و یا بیشتر باشد، در فرم سفارش (بن) تعداد نفرات همراه با نام منو ثبت و تحویل صندوق دار آن قسمت دهد، صندوق دار بر اساس آن بن صورتحساب صادر و به امضاء کاست کنترل می رساند.

4-واحد کاست کنترل موظف است پس از اتمام هر میهمانی یا همایش هایی که صورت می پذیرد از سرآشپز درخواست فرم

روش های محاسبه نرخ تورم در ایران

تورم چیست؟

تورم از بر هم خوردن تعادل میان کالای موجود در جامعه با مقدار نقدینگی یا پول در گردش پدید می‌آید. به عبارت بهتر، وقتی کالا کمیاب و پول یا قدرت خرید برای مالکیت آن زیاد باشد، خلاء حاصل تورم نام می‌گیرد.

 فرض می کنیم یک منزل داریم که در حالت عادی 3 نفر مشتری برای خرید آن از ما، پول دارند؛ اما وقتی تعداد مشتریان پولدار که نماد قدرت خرید کاذب هستند به 30 نفر افزایش یابد، اما واحد آماده فروش همان یک عدد باقی مانده، رفتار اقتصادی ما چه خواهد بود؟ روشن است که در برابر سیل مشتری‌ها، قیمت را بالا خواهیم برد. حال این پدیده درباره سایر کالاها هم وجود دارد، به این معنی که وقتی تعداد مشتری زیاد در برابر کالای کم قرار می‌گیرد، تورم تولید و قیمت‌ها بالا می‌رود. لذا برای مقابله با تورم 2 راه بیشتر وجود ندارد؛

الف) رشد تولید کالا در برابر قدرت خرید

ب) دوم کاهش نقدینگی یا کاهش تعداد مشتری‌ها تا با کاهش قیمت کالا روبرو شویم.و

چنین است که کارنامه دولت‌ها در مقابله با نرخ تورم را باید در رشد تولید ناخالص داخلی و کاهش نقدینگی جستجو کرد که هر کس سعی به مصادره آن به نام خود دارد.

 

شیوه محاسبه نرخ تورم

براساس استانداردهای جهانی، مرجع محاسبه و اعلام نرخ تورم بانک مرکزی است. در بانک مرکزی ایران اداره آمارهای اقتصادی مسوول این امر است. نرخ تورم از طریق محاسبه قیمت هفتگی، ماهانه و سالانه یک سبد کالای پایه حاصل می‌شود. این سبد که به عنوان سبد پایه و شاخص کالا شناخته می‌شود، هر چند سال یک بار مورد بازنگری قرار می‌گیرد. تدوین این سبد از سال 1338 آغاز شد و آخرین بار در سال 1383 با دربرداشتن 359 قلم کالا و خدمات در 75 شهر منتخب کشور و در 12 گروه کالایی مورد استناد قرار گرفت. با این حال، ارقام به دست آمده از حاصل این سبد کالایی در 3 شیوه که هر کدام یک مقطع زمانی خاص را نشان می‌دهند، مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند و اتفاقا اختلافات ارقامی و گزارشگری رقم تورم دقیقا از همین نقطه آغاز می‌شود؛ چرا که هر کس یک روش از این روش‌های محاسباتی را که واجد و بیانگر کمترین نرخ تورم است، انتخاب و به مخاطبانش اعلام می‌کند.

 

سه روش محاسبه تورم:

روش اول، محاسبه تغییر نقطه به نقطه نرخ تورم است. یعنی مثلا گفته می‌شود نرخ تورم در اردیبهشت ماه 92 در مقایسه با اردیبهشت ماه 93 چه تغییری کرده است.

روش دوم، محاسبه تغییر ماه به ماه است یعنی نرخ تورم اردیبهشت ماه 92 در مقایسه با فروردین 92 چگونه بوده است.

 روش سوم، متوسط 12 ماه سال است. به این صورت که گفته شود نرخ تورم در 12 ماهه منتهی به اردیبهشت 92 در مقایسه با 12 ماهه منتهی به اردیبهشت 93 چقدر بوده است.

در علم اقتصاد، متداول‌ترین و در عین حال صحیح‌ترین راه محاسبه نرخ تورم متوسط 12 ماهه است؛ چرا که شاخص‌های دیگر چون یک مقطع زمانی خاص و کوتاه در حد یک ماه را می‌بینند، قابل تعمیم به یک سال نیستند و نمی‌توان کل 12 ماه را با آن نگاه کرد. وقتی شما می‌توانید به یک رقم به عنوان متوسط استناد کنید که ارقام مختلف 12 ماه را با هم جمع و سپس بر عدد 12 تقسیم کنید، مثل محاسبه حداقل و حداکثر دما که از جمع و تفریق آن متوسط دمای یک شهر به دست می‌آید. در نتیجه ارقام کمتری که درباره نرخ تورم اعلام می‌شود، براساس شاخص محاسبه نقطه به نقطه نرخ تورم در یک ماه استخراج شده و سپس به کل سال تعمیم داده شده است. روشن است که چنین تعمیمی درست و علمی نیست.

مثال: اگر به گزارش بانک مرکزی درباره تورم فروردین 92 توجه کنید، در متن خبر خواهید دید که نوشته شده نرخ تورم در فروردین 92 در مقایسه با فروردین 91 معادل 15.5 درصد است. این همان رقمی است که مورد استناد قرار گرفته است؛ اما تعمیم این که نرخ تورم کل سال92 همین رقم است، درست نیست چرا که این فقط گزارش یک ماه است نه 12 ماه.وی تصریح کرد: اما اگر بلافاصله به ادامه گزارش توجه کنید، خواهید دید که ذکر شده نرخ تورم در 12 ماهه منتهی به فروردین 92 نسبت به 12 ماهه منتهی به فروردین 91 معادل 24.5 درصد است.

با صرف‌نظر از رقم باید گفت این شاخص صحیح محاسبه نرخ تورم است و در صحبت‌ها باید به این شاخص استناد شود. نرخ تورم یکی از مهم‌ترین شاخص‌های اقتصادی کشور است که دقت در اعلام آن به تامین منافع ملی اقتصادی منجر می‌شود.

 

اندازه گبری نرخ تورم:

پیش بینی و اندازه گیری نرخ تورم بسیار مشکل است ، زیرا قیمت کالاها و خدمات مختلف ، با نرخ های متفاوت و در زمانهای گوناگون افزایش یا کاهش می یابند. به عنوان مثال طی سالهای 1954 تا 1979 در آمریکا ، هزینه متوسط یک روز اقامت در بیمارستان 796 درصد و قیمت یک پوند گوشت 305 درصد افزایش و در عین حال قیمت یک دستگاه تلویزیون 17 درصد کاهش یافت. محاسبات نرخ تورم ، زمانی پیچیده تر می شود که قیمت ها از لحاظ جغرافیایی متفاوت و عادات مردم متغیر باشد.

- شاخص های اندازه گیری تورم

1. شاخص قیمت مصرف کننده  (Consumer Price Index) یا در اصطلاح CPI

دولتها تلاش می کنند تا با جمع آوری و شناسایی هزینه هایی که خانواده دارای درآمد متوسط می پردازند ، نرخ تورم را اندازه گیری کنند. قیمت هر کالا در هر ماه جمع آوری شده و میانگین گرفته می شود  سپس با توجه به نوع هزینه ها به آن وزن داده می شود که نتیجه آن CPI خواهد بود که تغییر قیمت کالاها را در ماه و سال نشان می دهد.

2. شاخص قیمت عمده فروشی(Wholesale Price Index)  یا در اصطلاح WPI

در این روش در سطح عمده فروشی برای کالاهای مصرف کنندگان و صنایع ، اندازه گیری می شود ، اما خدمات را در نظر نمی گیرد.

3. شاخص قیمت مطلق   (Independent Price Index) یا در اصطلاح IPI

این روش اثر تغییر قیمت را روی تولید ناخالص ملی (مجموع ارزش به ازای همه کالاها و خدمات جامعه) نشان می دهد. نرخ تورم در روشهای CPI و  IPI تقریبا یکسان است.

 محاسبه نرخ تورم در ساده ترین حالت می تواند به صورت زیر باشد :

 ( ( B - A ) / A) * 100

که در این فرمول A نشان دهنده قیمت ابتدای دوره  ، B نشان دهنده ی قیمت انتهای دوره می باشد. استفاده از این فرمول دوره زمانی خاصی نداشته و برای هر دوره ی زمانی ( هفتگی ، ماهیانه و یا سالیانه ) کاربرد دارد.

برای مثال اگر شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) در سال گذشته 178 و امروز 185 باشد. نرخ تورم نسبت به سال گذشته به صورت زیر محاسبه خواهد شد :

((185 -178) / 178) * 100 = (7/178) * 100 = 3.93 %

بنابر فرضیات ذکر شده در این مثال 3.93 درصد نسبت به سال گذشته تورم داشته ایم.

 

اثر تورم در بررسی های اقتصادی:

زمانیکه نرخ تورم کم و بین 2 تا 4 درصد در سال باشد ، در محاسبات اقتصادی وارد نمی شود ، زیرا همه پروژه ها به طور یکسان با تغییر قیمت ها مواجه می باشد و تفاوت بین هزینه های فعلی و آتی بسیار اندک است. اما با افزایش نرخ تورم ، اثر آن بر فرصتهای سرمایه گذاری و بررسی های اقتصادی مشهود است و باید به عنوان یک عامل مهم و تعیین کننده در نظر گرفته شود. باید این نکته را در نظر گرفت که تورم بالا می تواند ریسک سرمایه گذاری را افزایش داده و در نتیجه تمایل عمومی برای سرمایه گذاری بر روی تولید را کاهش دهد.

بررسی اثرات تورم ، بعد از وارد کردن اثر مالیات روی فرآیند مالی دومین تصفیه ای است که در ارزیابی اقتصادی انجام می پذیرد. در بسیاری از طرح ها از بررسی اثرات تورم چشم پوشی می شود ، زیرا مقادیر فرآیند مالی بسیار کوچک است ، لذا از تورم در امان هستند و یا هماهنگ با طرح های رقیب متورم می شوند و غیره. سایر طرح ها ، مخصوصا آنها که در معرض تغییر وسیع افزایش قیمت بین مولفه های فرآیند مالی می باشند ، کاندیدا های جدی برای آنالیز حساسیت با تورم می باشند. بررسی حساسیت یک تصمیم نسبت به اثرات تورم را می توان با استفاده از تکنیک های آنالیز حساسیت انجام داد.

 

مشغول مسائل فرعی نشوید

اصلی-فرعی کردن مسائل کشور و توجه بیشتر به مسائل اصلی، یکی از توصیه‌های همیشگی رهبر انقلاب به مسئولین، نخبگان جامعه و رسانه‌های کشور بوده است؛ مخصوصا در سالهای اخیر. (مطالعه بیشتر بیانات درباره اصلی-فرعی کردن امور)

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین، اولویت اصلی کشور را رفع مشکلات اقتصادی و توجه معیشت مردم میدانند، به‌طوری که در ۸سال اخیر شعار سال‌ها، اکثرا سمت و سوی اقتصادی داشته است. ایشان در ۳۰ فروردین امسال در توضیح علت برجسته‌سازی مسئله‌ی اقتصاد فرمودند: «بنده شعارهای اقتصادی را در این دو سه سال اخیر برجسته کرده‌ام، برای اینکه احساس کردم دشمن از این ناحیه میخواهد ضربه بزند به این مجموعه‌ی عظیم ملّی. وقتی ما مشکل اقتصادی داشته باشیم، بخشهای مختلف نخواهند توانست کارهای درست خودشان را انجام بدهند، لذا باید ببینیم در این مجموعه‌ی وظایفی که بر عهده‌ی مسئولان کشور، دولت، قوای سه‌گانه و سازمانهای مختلف است، آن نقطه‌ی حسّاس و کلیدی، امروز چیست؟ ممکن است امروز یک نقطه‌ی کلیدی باشد، فردا نقطه‌ی دیگری نقطه‌ی کلیدی‌ باشد. امروز تقویت اقتصادی در کشور، یک نقطه‌ی کلیدی و دارای اولویّت است؛ لذاست که بنده روی این تکیه میکنم، روی معیشت مردم تکیه میکنم، روی معیشت کارکنان دستگاه‌های مختلف تکیه میکنم. ۱۳۹۶/۰۱/۳۰»

انتخابات 94 تهران؛ اصلاحاتی ها میدان را از اصولگرایان گرفتند.چرا؟

انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری پس از ماه ها تلاش و تکاپوی جریان های سیاسی، ترکیب  دو مجلس را برای یک دوره دیگر مشخص کرد. بطور کلی ذات هر انتخاباتی رقابت میان جریان ها و افراد مختلف با برنامه های متفاوت است، کسانی که نتوانستند رای اکثریت مردم را برای خود جلب کنند، مشخصا می بایست به بررسی دلایل آن بپردازند تا در انتخابات بعدی راه را با درایت بیشتری طی کنند.

با پایان انتخابات در کشور، صف بندی ها تعیین شد. اصولگرایان در مجموع کشوری ، اکثریت را نصیب خود کردند؛ اکثریتی که ظاهراً بالای 55 درصد می باشد. از سوی دیگر اصلاح طلبان پس از چند دوره بار دیگر درصد مناسبی از ترکیب مجلس را به خود اختصاص دادند و دستیابی به چنین درصدی (30٪) را  پیروزی دانسته اند. برخی از نامزدها نیز به صورت مستقل وارد مجلس شده و عده ای نیز باید در دور دوم برای ورود به مجلس تلاش کنند.

با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت در کل کشور، اصولگرایان توانسته اند کرسی های بیشتری کسب کنند ولی نتیجه آرا در پایتخت و شهر بزرگ تهران، کاملا برعکس است. اصولگرایان حتی نتوانستند یک کرسی از سهمیه تهران را بدست آورند و شخصیتی مانند حدادعادل، از زعمای اصولگرایی، از ورود به مجلس بازماند. چنین رویدادی در تهران در دورهای قبل به صورت برعکس اتفاق می افتاد و اکثریت غالب افراد راه یافته به مجلس از تهران، اصولگرا بودند.

در انتخابات مجلس خبرگان، لیست مورد حمایت جامعتین و لیست مورد حمایت هاشمی رفسنجانی، به نام لیست خبرگان مردم، به غیر از افراد مشترک دو لیست، تنها آیت الله جنتی توانست به خبرگان راه پیدا کند،برخی (شاید هم اکثریت) این را شکست اصولگرایان می دانند که با کمال احترام به این نظرات بنده در خصوص مجلس خبرگان رهبری قائل به اینگونه تقسیم بندی ها نیستم. ( چرا که با کمی آمایش در منتخبین مجلس خبرگانٰ در می ابیم جریان موسوم به آقای هاشمی 11 کرسی از 86 کرسی را (آن هم در سراسر کشور نه تهران) در اختیار دارند. اما با توجه به جناح بندی کلان کشور جریان غیر هاشمی را اصولگرا می پندارند.

به طور حتم نمی توان وزنه سیاسی پایتخت کشور را نادیده گرفت. در حدود 11 درصد مجلس را 30 نفر تهران تشکیل می دهند. بیشتر لیدرهای فراکسیون ها و کمیسیون ها در مجلس نمایندگان تهران هستند. در لیست اصولگرایان افرادی با سوابق بالای وزارت و ریاست مجلس حضور داشتند و از مدیران باسابقه بودند، هریک از این افراد در مجلس آینده می توانستند نقش لیدری اکثریت مجلس را بازی کنند. شکست اصولگرایان در تهران، حتی برای رقیب نیز غیرقابل پیشبینی بود و در خوشبینانه ترین حالت، تنها برای 50 درصد از کرسی های تهران، شانس قائل بودند.

در شرایط اولیه و تنها ساعاتی پس از اعلام نتایج نمی توان به طور مبسوط و دقیق به آسیب شناسی شکست اصولگرایان در تهران پرداخت اما به طور مشخص برخی از دلایل این عدم پیروزی از ماه ها قبل در قالب هشدارهایی ابراز شده بودند که می توانست به کار گیری آنها شانس موفقیت را بالا ببرد. آنها می بایست برای جلوگیری از ریزش مجدد آراء در شهرهای بزرگ و به ویژه در تهران، به برنامه ریزی و چاره اندیشی بپردازند. باید اذعان کرد در صورت راکد ماندن جریان اصولگرایی در نقطه کنونی، امکان جلب آراء در مناطق و شهرهای کوچکتر توسط رقبا وجود دارد. اما در واکاوی دلایل اصلی عدم موفقیت در تهران می توان به نکات زیر اشاره کرد:

- عدم جامعه شناسی و بافت شناسی اجتماع غالب مردم در تهران، منجر به این شد که اصولگرایان با امیدواری به آراء قشر مذهبی و انقلابی و بخش های جنوبی شهر، از سرمایه گذاری در بخش های خاکستری یا مردد پرهیز یا کم توجهی کنند. مردم در تهران، پایتخت سیاسی کشور به دلیل وجود امکانات بیشتر، وجود بیش از 60 درصد سرمایه ایران چه دولتی و چه خصوصی، بیشترین آمار سفرهای خارجی و تبادلات شهروندی با کشورهای دیگر، وجود بیشترین دانشگاه ها و دانشجویان در کنار نشریات و راحتی بیشتر در دسترسی به جریان آزاد اطلاعات، تمرکز زدوبندهای سیاسی جریان ها و درگیر بودن با معظلات اصلی اقتصادی، از جمله طبقاتی هستند که خواهان تغییر در شرایط حاکم سیاسی اند. این احساس به تغییر، در صورتیکه توسط جریان های سیاسی، به نحو احسن برآورده شود، می تواند آرای بیشتری از شهروندان تهرانی را به دنبال خود داشته باشد. اصولگرایان در نسخه های تجویزی خود در تهران، بر حفظ وضع موجود پافشاری می کنند و این اصرار، آراء را فراری و به سبد جریان رقیب هدایت می کند. تداوم و حفظ وضع موجود در اداره قوای مقننه یا مجریه، تنها تا مدت محدودی جوابگو است و در نهایت به رکود سیاسی می انجامد و بازنده کسانی خواهند بود که بر آن تاکید دارند.

- وجود صداهای مختلف در جریان اصولگرایی. اصولگرایان به خصوص از مجلس هشتم به بعد، به وادی دسته بندی ها و مرزبندی میان خود وارد شدند و ایجاد ائتلاف و اتحاد میان آنها به کاری سخت می مانست. جبهه ها و گروه های اصولگرایی، هر یک منادی برداشت خود از گفتمان اصولگرایی بودند و با ورود برخی از گفتمان ها و غالب شدن آن در فضای اصولگرایی، بسیاری از شخصیت های سیاسی برجسته اصولگرا، از دایره اصولگرایی خارج شدند. عدم شکل گیری اتحاد منسجم در آستانه انتخابات مجلس دهم، و ارائه لیست های مختلف و پافشاری برخی از افراد اصولگرا برای ماندن در میدان رقابت ها نتیجه این امر بود.

- سه دوره مجلس شورای اسلامی با اکثریت اصولگرا و موفقیت لیست اصولگرایان در تهران، این ذهنیت را در برخی از اصولگرایان ایجاد کرده بود که می توانند به صورت انفرادی یا در قالب لیست های جدا از ائتلاف اصولگرایان، رای مردم را به سوی خود جلب کنند. اعتماد به نفس کاذبی که در تعدادی از نمایندگان کنونی مجلس و یا شخصیت های اصولگرای خارج از لیست ایجادشده بود، باعث ریزش مقداری از آرا و یا پخش شدن آن در میان نامزدهای مختلف شد. تجربه سال 92 درس عبرتی برای نامزدهای اصولگرا در تهران نشد. فداکاری و ایثار زمانی معنا واقعی پیدا می کنند که بتوان از قدرت یا میل رسیدن به آن دل کند. جریان اصولگرایی، دارای اصول و آرمان هایست که با قدرت طلبی همخوانی ندارد ولی برخی از افراد حاضر در این جبهه این موضوع را فراموش کرده اند و حاضر به فداکاری برای خیر بالاتر نشدند.

- جریان اصلاحات با تمام قوا در انتخابات حاضر شد و با پشتیبانی تمامی شخصیت ها و زعمای اصلاحات، توانست منجر به پیروزی لیستی در تهران شود که بیشتر افراد آن ناشناخته و با کم ترین سابقه مدیریتی و یا سیاسی بودند. مشخص است حتی کسانی که به این لیست رای دادند، شناخت چندانی نسبت به اکثریت افراد حاضر در لیست نداشتند اما انسجام اصلاح طلبان حول این لیست و تبلیغ آن به شیوه های مختلف و مظلوم نمایانه، توانست آراء را به سمت آن بکشاند. ولی در این سوی ماجرا، شخصیت های برجسته اصولگرایی کمترین همتی در حمایت از لیست ائتلاف اصولگرایان انجام ندادند و تنها برای خالی نبود عریضه به موضع گیری های سربسته و خنثی دست زدند. جبهه اصولگرایی از تمامی پتانسیل های خود برای جذب آراء مردم بهره نبرد. افرادی چون قالیباف، محسن رضایی، ولایتی، و ... عملا تلاشی برای موفقیت اصولگرایان انجام ندادند. در حالیکه در جبهه اصلاح طلبان، بازیگران و خوانندگان موسیقی نیز به تبلیغ لیست امید پرداختند و توانستند از ظرفیت آنها نیز بهره ببرند.

­- رسانه های نوین و ابزارهای جدید دنیای ارتباطات در انتخابات 7 اسفند، نقش خود را به خوبی به همگان نشان داد. اصولگرایان در بهره گیری از این فضا از اصلاح طلبان عقب افتادند. شبکه های اجتماعی اینستاگرام و تلگرام، شبکه میلیونی از مخاطبان ایجاد کرده بودند که با کمترین هزینه و اندکی نوآوری می توانستند بهترین تبلیغات را ارائه کرد. اصولگرایان در این حوزه، به نحو احسن وارد نشدند. قدرت شبکه های اجتماعی را در موج سازی و همراه کردن افکار عمومی می بایست جدی گرفت. این فضا با محدودیت های کمتری نسبت به رسانه هایی مانند صدا و سیما و روزنامه ها، قابلیت انعطاف بیشتر برای عرضه شدن دارند. حضور در شبکه های اجتماعی نیز باید با سنجش نیازهای افکار عمومی و نه شعارها و کلی گویی ها همراه باشد.

سبک رسانه بازی اصلاح طلبان برنامه ریزی شده و همواره بر پایه تبلیغات است. در  نظر داشته باشیم نسل چهارمی ها نقش بسزایی در تصمیم سازی ها (اجتماع خانوادگی و عمومی) دارند. هر کدام از این قشر در اجتماع می بینیم (متروٰ پارکٰ دانشگاهٰ ادارات و ...) سر در موبایل و شبکه های اجتماعی دارند که بهترین خوراک دهنده است. محیط آگاهی دهنده مناسبی هم در اجتماع وجود ندارد. از طرفی جریان ها همواره تلاش دارند خود را حامی اقشار ضربه خورده و ضربه پذیر نشان دهند که در این امر اصلاحات موفق بوده است. از طفی سبک عملکرد دولت قبلی در دوره دوم بخصوص دو سال پایانی (بخصوص در حوزه اقتصاد) اصطلاحاً گزک را به دست گروه مقابل داد و همانطور که در بندهای قبلی عرض کردم عدم هماهنگی بین اصولگرایان و از خود گذشتگی و تکرار شعارهای رئیس جمهور سابق (که به آنها عمل نکرد). همچنین سوق دادن اذهان به این وادی که تعامل با کدخدا و ... تنها راه توسعه است ((توضیح: منظور از تنها راه، دستیابی سریع و ساده است و اغلب مردم هم به دنبال بازدهی سریع هستند، که این خاصیت کشورهای در حال توسعه است)) اقبال همه گیر را جلب و جذب می کند. اما بعنوان توصیه لازم است دست اندر کاران بدانند تنها راه ماندن بر مسند و در اختیار داشتن کرسی و قدرت عمل به یک کلید واژه است، که با توجه به خواست مردم یعنی رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی چیزی جز فرمایش مقام معظم رهبری نیست و آن (((اقتصاد مقاومتی))) است نه اقتصاد لیبرال و سوسیالیستی. اگر چنین نشود به همین راحتی که اصولگرایان کنار گذاشته شدند نوبت به اصلاح طلبان یا جریان هاشمی هم می رسد. چرا که وعده محقق نشده سراشیب تند شکست است.

اصولگرای اصلاح طلب، آنچه که حضرت آقا فرمودند

من هم این را می پسندم

من یک انقلابی ام

مقاله

عنوان مقاله: پنج عامل موثر استراتژی زنجیره تأمین بر عملکر مالی در صنعت هتلداری ایران

نویسندگان: مهدی ریاضی، کامبیز جلالی

سال انتشار: 2015

زبان نوشتار: انگلیسی (دارای متن فارسی در ادامه مطلب)

 

عنوان انگلیسی:

Five Supply Chain Strategy Factors Influencing Financial Performance of Hotel Industry in Iran

لینک ژورنال

ادامه نوشته

عدم اشتغال

طی ۱۰ سال گذشته تعداد شاغلان کشور بین ۲۰ تا ۲۲ میلیون نفر در نوسان بوده و علاوه بر آن، بین ۲ میلیون نفر تا بیش از ۳ میلیون نفر در صف متقاضیان کار قرار داشتند و در حال سپری کردن دوران بیکاری بودند. آمارها نشان می دهند در برخی فصول و سال‌ها، جابه‌جایی‌هایی در تعداد بیکاران، شاغلان، افراد دارای اشتغال ناقص و همچنین نرخ فعالیت اقتصادی وجود داشته که البته لازمه پویایی در هر اقتصادی بویِه کشورهای در حال توسعه است.

نمی توان گفت بازار کار باید روزی به یک ثبات قطعی برسد و هیچگونه امکانی برای ورود و خروج و جابه جایی نیروی کار در آن وجود نداشته باشد، چون اساسا چنین بازار بسته ای نه تنها مطلوب بیکاران نخواهد بود بلکه مدنظر شاغلانی که احتمالا قصد تغییر شغل داشته باشند هم نیست. بنابراین پویایی و امکان جابجایی یک اصل در هر بازار کاری است و اتفاقا به عقیده کارشناسان بازار کار باید وجود داشته باشد و از اینرو نرخ بیکاری نباید صفر باشد. لازم به ذکر است اصولا چنین جامعه آرمانیی وجود ندارد. صفر بودن بی کاری همانند فرمول های ریاضی هدف میل کردن حد است.

بر اساس آمارهایی که از سوی مرکز آمار ایران ارائه می شود در تمامی ماه‌های سال برخی در وضعیت اشتغال و درصدی نیز در حال تجربه بیکاری مطلق هستند. در کنار این دو، بخشی از نیروی کار نیز هستند که نه می توان آنها را شاغل کامل دانست و نه بیکار!

در تعاریف و استانداردهای جهانی، شاغلان این گروه در مرز بیکاری و اشتغال قرار دارند و معمولا ویژگی ناتوانی در تامین مخارج زندگی از نقاط بارز اشتغال ناقص محسوب می شود. این گروه از فعالان اقتصادی امکان انجام فعالیت اقتصادی به میزان بیشتر از ۴۴ ساعت در هفته را ندارند و با وجود اینکه خصوصیت‌های یک فرد بیکار را به همراه دارند، شاغل نیز شناخته می شوند اما نه شاغلی که بتواند با امنیت خاطر به شغل خود تکیه کند و مخارج زندگی وی تامین باشد.بنابراین کارشناسان بازار کار به این گروه از افراد بیشتر به چشم بیکار نگاه می کنند تا شاغل، چون آنها از طریق انجام کار امکان تامین مخارج خود و یا احتمالا خانواده ای را ندارند.

در کشورمان؛ طی یک دهه اخیر همواره بخشی از بازار کار در وضعیت اشتغال ناقص قرار داشته و افراد به صورت مداوم با دلهره بیکاری و دغدغه تامین معیشت دست و پنجه نرم کرده اند. تحلیل‌های آماری نشان می دهند در طول سال‌های اخیر تعداد افراد دارای اشتغال ناقص و به عبارتی جمعیت در مرز بیکاری و اشتغال، افزایش یافته و در حال حاضر به ۲ میلیون نفر رسیده است. البته این تعداد یکبار در سال ۱۳۸۹ به ۲ میلیون و ۱۰۰ هزارنفر نیز رسیده است ولی در برخی سال‌ها تا یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر نیز کاهش یافته بود.

کارشناسان اقتصادی و بازار کار معتقدند، افزایش آمار جمعیت دارای اشتغال ناقص نشان دهنده بدتر شدن اوضاع بنگاه‌ها در جذب نیروی کار و همچنین دشوارتر شدن ورود به بازار کار است. ضمن اینکه با وجود اشتغال‌زایی ۲ میلیون نفری توسط بسیاری از واحدها، اما این تعداد اشتغال ایجاد شده هر لحظه در خطر نابودی و ریزش نیروی کار قرار دارد و از استحکام و امنیت کافی برخوردار نیست.

یکی از نکات حائز اهمیت درباره تحرکات بازار کار کشور این است که تعداد جمعیت فعال کشور پس از یک دهه به بالاترین میزان رسید و در بهار امسال، ۲۱ میلیون و ۸۰۰ هزارنفر تصمیم به انجام فعالیت اقتصادی گرفتند در حالی که این تعداد در پایان سال گذشته ۲۱ میلیون و ۳۰۰ هزارنفر بوده است.

تحلیل‌های کارشناسانه نشان می دهد که رشد جمعیت فعال اقتصادی افزایش امید افراد برای اشتغال است و حرکت جامعه مبین احتمال این است که پس از سال‌ها، بازار کار در شرایط بهتری برای پذیرش آنها قرار گرفته باشد. همچنین از دیدگاه دیگری این موضوع بیانگر این است که فشارهای اقتصادی جامعه افزایش یافته است. از این رو، بخشی از جمعیت غیرفعال به تکاپو افتاده اند تا برای فرار از بی پولی، شغلی برای خود دست و پا کنند. از دیگر نکات حائز اهمیتی که جا دارد سیاست گذاران و برنامه ریزان اقتصادی کشور برای آن چاره اندیشی نمایند،  نرخ اشتغال ناقص است که در کمترین فاصله با نرخ بیکاری قرار دارد. به بیان ساده تر، اگر ۲ میلیون شاغل ناقص کشور را هم در ردیف افراد دارای بیکاری پنهان قرار دهیم، با ۲.۶ میلیون بیکار مطلق بهار امسال، جمعیتی بالغ بر ۴.۶ میلیون نفر را تشکیل می دهند که با چالش جدی و شدیدی در بازار کار مواجه هستند.

جدول وضعیت اشتغال ناقص در ایران از سال ۸۴ تا بهار ۹۴

سال

تعداد کل شاغلان

(میلیون‌نفر)

سهم اشتغال ناقص

(درصد)

تعدادشاغلان‌ناقص‌

(میلیون‌نفر)

۱۳۸۴

۲۰.۶

۷.۴

۱.۵

۱۳۸۵

۲۰.۸

۷

۱.۴

۱۳۸۶

۲۱.۱

۶.۴

۱.۳

۱۳۸۷

۲۰.۵

۷.۹

۱.۶

۱۳۸۸

۲۱

۹.۵

۱.۹

۱۳۸۹

۲۰.۶

۱۰.۲

۲.۱

۱۳۹۰

۲۰.۵

۹

۱.۸

۱۳۹۱

۲۱.۱

۹.۸

۲

۱۳۹۲

۲۱.۳

۸.۹

۱.۹

۱۳۹۳ ۲۱.۳ ۹.۶

۲

بهار ۱۳۹۴ ۲۱.۸ ۹.۲

۲

رسانه بازی

100 روز هم گذشت از برنامه نیامد خبری!

آقای رئیس جمهور آن برنامه ریزی 100 روزه یادتان هست؟ پس چه شد؟ وضعیت معیشتی مردم نه تنها بهتر نشد بلکه بدتر هم شد!

آنچه که واضح است اتکا آقای رئیس جمهور به بازی رسانه ایست. اینکه از خزانه خالی دولت بگوید و انبوه بدهی ها. آقای رئیس جمهور چنان سخنوری می کنند که انگار مردم نا آگاهند. ما موضع گیری های مجلس را دیدیم و همچنین سخنان وزیر سابق اقتصاد را. نمی دانیم دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباستان را؟

آقای رئیس جمهور؛ بهتر نبود بجای این سخنرانی ها (خودتان و کابینه) و همچنین پرداختن به عزل و نصب ها به برنامه ریزی می پرداختید؟ یعنی این گرانی ها و تشدید تورم فقط بخاطر خزانه خالیست؟ الحمد لالله که از مجلس مبلغ خوبی را دریافت کردید. پس نتیجه می گیریم ظرف یکی ـ دو ماه آینده وضعیت از نابسامانی در خواهد آمد.

آنطور که به نظر می رسد شما تأکید بر دیپلماسی خارجی دارید تا اعتماد به توانایی های داخلی. در این مدت آنجه ما دیدیم رویکرد شما برای ارتباط مستقین با ابرقدرتهاست که این موضوع بر همه آشکار است ابر قدرت = استسمار و استعمار و قطعاً برای کشور ما سم اقتصادی و سیاسی است.

من از ابتدا برنامه های رسانه ای (صدا و سیما، روزنامه های موافق و مخالف، سایتها) و همکاران و مشاورانتان را دنبال کرده ام. برنامه هایی تبلیغاتی و در جهت رفع اتهام های احتمالی آینده و همچنین صلب مسئولیت از بحرانهای در راه و منتصب کردن آنها به دولت فبل است. شما که ادعای خزانه خالی و بدهی انبوه و ضعف عملکرد دولت پیش هستید چرا مدرک ارائه نمی کنید ولو ساختگی "این ساختگی را به آن دلیل گفتم که روزنامه های اصلاح طلب در دو دولت قبل هر مدرکی را ساختگی می خواندند!" لازم به ذکر است من حامی دولت قبل نیستم ولی از سبک رسانه گرایی و فرار به جلو این دولت هم خوشم نمی آید.

اذهان مدتی است درگیر سیاسی بازی های متداول است مانند خاطرات من درآوردی هاشمی، صحبت های نجفی در تلویزیون، سرپرست وزارت خانه ها و ... عزل و نصب ها هم که اجازه نمی دهد مسئولین پیشین مطلبی را منتشر کنند و طبیعیست مسئولین فعلی هم تابع سیاست های دولت شما هستند.

در مذاکرات مردم که صاحبان اصلیند نامحرمند ولی صهیونیست ها محرمند. چه ایرادی دارد که مردم بدانند برنامه مذاکرات به چه صورت و مفاد آن چیست؟ شما که داعیه آن را داشتید باید مردم از همه چیز باخبر باشند!!

امیدوارم مسائل به شکلی نشود که مردم احساس پشیمانی کنند. امروز انچه می بینیم قدرت گرفتن مجدد آنهایی است که یک روز مردم فرباد مرگ بر ... را برای انان سر میدادند. روزی به واسطه بی کفایتی برکنار شدند و علی رغم تلاش جبهه اصلاحات و گاهاً برخی اصولگرایان دوباره بازگشت نداشتند ولی در دولت شما این اتفاق رخ داد. خیلی دوست دارم که‌ بدانم آیا در کشور ما قحط الرجال است؟ البته می دانیم گه این تغییرات بنا به خواسته چه کسانی است.

فقط امیدواریم که این نابسامانی اقصادی، سامانی پیدا کند. و این میسر نیست مگر اینکه بجای دویدن برای ایجاد رابطه مجدد با کشورهای مستکبر و خبیثی چون انگلیس و کانادا و امریکا که به همت دانشجویان و نه سیاسیون بی خاصیت از کشور اخراج شدند به دنبال رفع مشکلات اقتصادی باشیم.

زمانی بود که می گفتند آقای روحانی آمد و طلا و ارز ارزان شد و همه چیز ارزان تر می شود چرا که این ناشی از امیدواری مردم است!!! حال چه شده مکند مردم ناامید شدند؟

آقای رئیس جمهور بهتر است بجای اتلاف وقت در رسانه ها و سخن پراکنی مشاورانتان به برنامه ریزی صحیح با کمک خبرگان از همه طیف ها به رفع معضلات اقتصادی بپردازید.

البته ما کماکان امیدواریم.

لبیک یا خامنه ای

حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی

منظور آقای ما چیست. توضیحات حضرت آقا کافی بود. اما منظور از حماسه چیست؟ ترتیب کلمات هم جالب است ابتدا سیاسی و سپس اقتصادی.

اولین رویداد سیاسی بزرگ امسال را می دانیم، "انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ماه". این دست خود ماست که عاقبتی شیرین یا تلخ داشته باشد. امری بدیهی است که اگر انتخابی درست کنیم (همان ورودی مناسب) جواب مناسب دریافت خواهیم نمود و نتیجه آن می شود که می خواهیم. یعنی رئیس جمهور خوب همان وزیر اقتصاد و تدبیر صحیح اقتصادی و طرح های نو و اندیشمندانه اقتصادی و نظارت صحیح و کارآمد، یعنی همان پیگیری حرکت های صحیح دولت فعلی و دوری جستن از گام های غلط دولت فعلی، یعنی همان نظر داشتن به چشم انداز اقتصادی مصوب شده، یعنی همان وضع معیشتی مورد تقاضای آحاد مردم، یعنی همان افزودن ارزش به پول کشور و افزایش قدرت خرید مردم، یعنی همان کشور آرمانی که مدنظر شهداء و امام شهداء و همه مردم ماست که همه اینها یک حماسه محسوب می شود. پیام حضرت آقا این را می رساند که اگر حضور سیاسی ما خردمندانه و عالمانه و همگانی باشد، حماسه ای بس بزرگتر را می سازد که نتیجه آن تحقق آرمان های ماست.

روزی با استادم در مورد نامگذاری سالها بحث می کردم. ایشان فرمودند خیلی دوست دارم با حضرت آقا ملاقاتی داشته باشم و بگویم این نامگذاری ها فقط اسمند و خروجی ندارند! پاسخ دادم آقای دکتر یا شما خروجی ها را نادیده می گیرید یا اینکه خروجی ها آن چیزی نیست که توقع دارید. قصور در انجام وظائف توسط مسئولین امری واضح بوده و مسئولین نیز حاصل تصمیم گیری ما در انتخاباتند. نامگذاری سال توسط رهبری معظم یک شاه کلید، فانوس و یا هرچه که بعنوان راهنماست می باشد. حال اگر ما به آن توجه کردیم و از آن بهره بردیم و در امور سرلوحه قرار دادیم خروجی مناسب را می گیریم. همه می دانند خروجی حاصل فعالیت هایی است که در فضای سیستم بر روی یک یا چند ورودی صورت می پذیرد. حال اگر یک یا چند عنصر در این سیستم عمل نکرده و یا بد عمل کنند تقصیر ورودی نیست.

پیام امسال آقا بطور واضح راه را نشان می دهد. و از دید بنده حقیر دو بعد بزرگ و تربیتی دارد.

1) مردم؛ اگر انتخابی درست و شایسته داشته باشید آن هم با حضور حداکثری هم اقتدار ملی خود را حفظ می کنید و هم از معضلات اقتصادی نجات پیدا می کنید. (همانطور که می دانید حضور آحاد مردم در هر صحه ای فتنه را ریشه کن می کند چه اقتصادی، چه سیاسی، چه اجتماعی)

2) مسئولین؛ مسئولین مردمی که با حداکثر رأی انتخاب می شوند احساس مسئولیت بیشتری را خواهند داشت پس باید به رفع و رجوع مشکلات مردم بپردازند که در وضعیت فعلی معضلات اقتصادی است.

پس می توان نتیجه گرفت که با حماسه ای سیاسی "حضور حداکثری" می توان حماسه ای اقتصادی "رفع مشکلات معیشتی" خلق کرد. که همه ی این  اوامر بسته به خود مردم است.

راه بان نشان داد، راه را   بباید که ترک کرد، چاه را

لبیک یا خامنه ای

انواع سطوح سیتم ها از نظر بولدینگ.

نظريه سطوح سيستم‌ها از سوي بولدينگ بر اساس پيچيدگي سطوح آن‌ها ارائه شد. اين طبقه‌بندي وسعت و تنوع سيستم‌هاي موجود در جهان را به ما نشان می‌دهد.

به طور خلاصه بولدينگ انواع سيستم‌هاي ذيل را تعريف مي‌كند:

*  Framework سيستم‌هايي با چارچوب ثابت : سيستم‌هاي با ساختارهاي ايستا را شامل می‌شود مانند اتم‌ها در يك كريستال يا استخوان‌بندي يك حيوان.

*  Clockworks سيستم‌هاي ساعتي : این دسته شامل سيستم‌هاي پوياي ساده با حركات از پيش تعيين شده مي‌باشند مانند ساعت و منظومه شمسي می‌باشند.

*  Cybernetic سيستم‌هاي سايبرنتيك : سيستم‌هايي كه بر حسب هدف يا معياري كه در بيرون براي آن‌ها تعيين شده قادر به خود كنترلي مي‌باشند مانند ترموستات.

*     Open System سيستم‌هاي باز : سيستم‌هايي كه قادر به خودنگهداري بر مبنای دریافت ميانداد از محیطشان استوار مي‌باشند مانند يك سلول زنده.

*   Blueprinted – Growth Systems سيستم‌هاي رشد يابنده با برنامه‌ريزي قبلي : سيستم‌هايي كه از راه تقسيم، تكثير نمي‌شوند، بلكه از طريق بذر يا تخم تكثير مي‌شوند كه داراي دستورالعمل‌هاي از پيش برنامه‌ريزي شده براي رشد مي‌باشند مانند سيستم ميوه درخت بلوط.

*   Internal – Image سيستم‌هاي درون تصوري : سيستم‌هايي كه استعداد آگاهي مشروح از محيطي دارند كه اطلاعات را از آن دريافت مي‌كنند و در يك ساختار تصوري يا آگاهي از محيط به عنوان يك كل سازمان مي‌يابند. سطحي كه كاركرد حيوانات در آن قرار دارد.

*  Symbol – Processing سيستم‌هاي نمادپردازي : سيستم‌هايي كه در وضع خودآگاه قرار دارند و قادر به استفاده از زبان مي‌باشند. كاركرد انسان‌ها در اين سطح قرار دارد.

*   Social سيستم‌هاي اجتماعي : سيستم‌هاي چند جانبه‌اي كه عاملاني را در بر مي‌گيرند كه در سطح هفتم نظام قرار داشته و فرهنگ اجتماعي مشتركي داشته باشند. سازمان‌هاي اجتماعي در اين سطح عمل مي‌كنند.

*     Transcendental سيستم‌هاي ماورايي : سيستم‌هايي كه شامل مطلق‌ها و ناشناخته‌ها مي‌باشند.

سطوح 1 تا 3 سيستم‌هاي فيزيكي، سطوح 4 تا 6 سيستم‌هاي زيست‌شناختي و سطوح 7 و 8 سيستم‌هاي انساني و اجتماعي را در بر مي‌گيرند. بولدينگ سطح 9 را اضافه مي‌كند تا طبقه‌بندي وي بسته نباشد و نسبت به احتمالات جديدي كه هنوز به تصور درنمي‌آيند، باز باشد. اين سطوح منحصر به فرد نيستند، در واقع هر سيستم سطح بالاتر ويژگي‌هاي سطوح پايين را در بر مي‌گيرد. بولدينگ يادآور مي‌شود كه بيشتر تئوری‌های علوم اجتماعي هنوز در سطح 2 مي‌باشند كه به تازگي به سطح 3 ارتقا یافته‌اند. اين در حالي است كه موضوعات مورد بحث در علوم اجتماعي به طور روشني در سطح 8 قرار دارند.


ٔR&D یعنی چه؟

Reserch and development یا به  اختصار R&D اصطلاحی است که مبین افزایش دانش و آگاهی انسانها و فرهنگ اجتماعی و عمومی می باشد تا از طریق طراحی محصولات جدید در شرکتهای مختلف رفاه بشری توسعه یابد .

ادامه نوشته

دلایل عقب ماندگی صنعت نرم افزار و راهکار

خلاصه:

چندی پیش مطلبی در وبلاگ رادمان در خصوص دلایل عقب ماندگی صنعت نرم افزار مطرح شد. به زودی مطلب تبدیل به طوفانی فکری از نوع وبلاگی شد و علاوه بر کامنت های مفید دوستان، چندین مطلب در این خصوص توسط افراد باتجربه و صاحب نظر در محیط وبلاگستان نوشته شد. مطالب نوشته شده نشان می داد دغدغه صنعت نرم افزار همواره مانند یک درد قدیمی در ذهن دلسوزان حوزه وجود داشته است. چراکه عمق و غنای مطالب مطرح شده نشان از وجود ناگفته های بسیاری در این حوزه دارد. تمام موارد و دلایل و راه کار های ذکر شده توسط کارشناسان حوزه به خوبی نشانگر سالها تجربه در موضوع و همچنین خون دل خوردن ها بسیاری بوده است. در این زمینه می توان به این مطلب و این مطلب اشاره نمود. همچنین گزارشی از روزنامه اقتصاد در مورد صنعت نرم افزار و گزارش آسیب شناسی که توسط مرکز پژوهش های مجلس انجام شده اشاره می شود.

ادامه نوشته

(P.M.S) چیست؟

سیستم مدیریت روسازی P.M.S ابزاری است هدفمند برای مدیران که به منظور افزایش کارایی در تصمیم گیری و یافتن استراتژی موثر و اقتصادی، جهت ارزیابی، ترمیم، تعمیر، حفظ و نگهداری روسازی‏ها در سطحی قابل قبول طراحی می‏شود.
مقدمه:چگونگی پیدایش و سپس تعریف جامع:
وسازی جاده ها جزء سرمایه های ملی کشور ها محسوب می‏شود و هر ساله بخشی از بودجه های عمرانی را به خود اختصاص می‏دهد که صرف ترمیم، بهسازی، حفظ و نگهداری آنها شود. تأمین اعتبار کافی برای این منظور چالشی است که مدیران عالی (تصمیم گیران) همواره با آن مواجه هستند. در گذشته فقط به نگهداری روسازی ها توجه می‏شد و مدیریت روسازی ها امری ناشناخته بود و عامل تعیین کننده در انتخاب روش ترمیم و نگهداری مناسب، تجربه مهندسین بوده است که در عین حال توجه چندانی به هزینه های چرخه عمر و یا به اولویت بندی بر اساس ضرورت در سطح شبکه معطوف نمی‏گردید.تحقیقات دامنه داری که از اوایل سالهای 1970 میلادی در آزمایشگاه های ارتش آمریکا (USA CERL) آغاز گردید، منجر به ارائه یک سیستم مدیریت مهندسی (EMS) برای روسازی راهها، فرودگاهها و محوطه های پارکینگ شده‏اند که به سیستم مدیریت روسازی(P.M.S) شهرت یافت. این روش سیستماتیک به کمک ارزیابی عمیق از وضعیت فعلی روسازی و پیش بینی وضعیت آ‎ن در آینده، امکان انتخاب اقتصادی ترین استراتژی ترمیم و نگهداری (بهترین گزینه و مناسب ترین زمان اجراء) را فراهم می‏آورد.

ادامه نوشته

دروغگویی در زندگی = عدم مدیریت

نمی دانم؛ شاید دروغگویی در زندگی امروز دلایل متفائتی داشته باشد که هنوز کشف نشده! البته می دانم که به تعداد آدم های روی زمین روش برای دروغگویی وجود دارد! ولی بدترین آن دروغ گفتن به همسر است. ما مسلمانیم و روایت داریم که دروغ کلید درب بسته تمام گناهان است.

آنچه مدیریت انسان در خانواده را تحت شعاع قرار داده و غالباً زندگی ها را از هم می پاشد همین عادت زشت و پلید (دروغ) است. به گوشه ای از دلایل آن اشاره می کنیم که معروف است به دلایل ده گانه:

عدم شناخت مناسب همسر: این مورد به آشنایی دوران قبل از ازدواج بازمی‌گردد. زمانی که شما همسر آینده‌تان را در موقعیت و شرایط مختلف نسنجیده‌اید، در واقع از واکنش و عکس‌العمل‌های وی با خبر نیستید و بعد از ازدواج گاه به دروغگویی متوسل می‌شوید.

اعتماد به نفس پایین: زمانی که زن یا مردی دچار خودکم‌بینی هستند در واقع آنچه را که نیستند و می‌خواهند باشند را با توسل به دروغ انجام می‌دهند.

رضایت نداشتن از خود: زن یا شوهری که از وضعیت و شرایط خود در زندگی مشترکش راضی نیست برای آنکه همسرش را نرنجاند از ابزار دروغ استفاده می‌کند.

فرار از سرزنش: کسانی که از مورد سرزنش قرار گرفتن بدشان می‌آید و نمی‌خواهند در این شرایط قرار بگیرند گاه متوسل به دروغ می‌شوند.

عدم مسئولیت‌پذیری و قبول اشتباه‌های خود: برای برخی از زوج‌ها جمله «اشتباه از من بود» بسیار سنگین است و برای آنکه در این وضعیت قرار نگیرند و این عبارت را به کار نبرند، دروغ می‌گویند.

آموزش اشتباه از دوران کودکی: هنگامی که زن و شوهری در خانواده‌ای که والدین‌شان متوسل به دروغ می‌شوند، رشد کنند ناخودآگاه به سمت و سوی دروغگویی پیش می‌روند. این افراد این عبارت «دروغ گفتم تا از درگیری و دعوا جلوگیری کنم» را بارها از والدین‌شان شنیده‌اند و حالا آن را در زندگی خود تکرار می‌کنند.

رسیدن به اهداف: برخی از زوج‌ها برای آنکه به آنچه می‌خواهند ولی رفتارشان مخالف میل همسرشان جلوه نکند، دروغ می‌گویند.

عادت: متاسفانه دروغ گفتن در مورد بسیاری بیش از آنکه ناشی از قصد و نیتی باشد، ناشی از عادت است.

ترس: برخی افراد به دلیل ترس از تنهایی، ترس از طرد شدن، ترس از آینده و اینکه دوست‌داشتنی و خواستنی باشند متوسل به دروغ می‌شوند.

خجالت کشیدن: زمانی که زن و شوهر از موقعیتی که در آن قرار دارند، شرمنده و ناراحت باشند از دروغ برای پوشش ضعف‌های خود استفاده می‌کنند.

ـ حال چند روش برای صداقت در زندگی ـ

بالا بردن سطح آگاهی: باید به این شناخت برسید که در چه موقعیت‌ها و به چه تیپ شخصیت هایی دروغ می‌گویید.

باور به آگاهی: با شناخت نسبت به اطلاعات بالا این مسئله را متوجه می‌شوید که درصد خطر دروغ گفتن به همسرتان چه آسیب‌های جدی‌ای را به زندگی زناشویی می‌زند.

خواستن: اینکه واقعا بخواهید تغییر کنید، این خواستن مستلزم داشتن هدف است و چه هدفی بهتر از داشتن یک رابطه زناشویی سالم و استوار.

تمرین، تمرین، تمرین و...: این واقعیت را بپذیرید که شما سال‌های طولانی به این عادت زشت خود گرفتارید و برای این تغییر تفکر احتیاج به رفتار درمانی دارید و این مسئله نیازمند تمرین رفتار جایگزین است.
یک سوال:

آیا سیاسیون ما هم دچار دلایل ده گانه اند!؟

امانت داری در سیاست و مدیریت

چه کس یا کسانی این خصلت را دارند؟ آیا پاسخی به غیر از اهل بیت علیهم السلام ما را کفایت می کند؟ شهادت بی بی دوعالم فاطمه زهرا س، خانه نشینی امیرالمومنین ع، صلح امام حسن ع، قیام امام حسین ع، مهاجرت امام رضا ع، قیبت امام زمان عج، همه نماد امانت داری، فداکاری، از خودگذشتگی و ... با سیاستی برخواسته از مدیریت عالمانه است.

همانطور که همه می دانند امروزه سیاست در مدیریت غالباً منجر به دروغگویی می شود و دروغگویی منجر به عدم امانت داری می گردد حال اگر شخص بتواند سیاست خود را مدیریت کند خروجی آن امانت داری است.

مگر نه اینکه حضرت علی ع می فرمایند اگر اسلام مرا محدود نکرده بود من سیاست مدارترین مردم بودم. اما آنجا که سخن از اسلام و مصالح اسلام در میان است سی سال خانه نشین می شود. همسرش در کوچه صیلی می خورد دم بر نمی آورذ. فرزندش شش ماهه شهید می شود سکوت می کند. بر دستان خیبر شکنش بند می زند دست به شمشیر نمی برد. مگر امیرالمومنین نمی توانست مقابله نماید ولی امانتی گرانبها به نام اسلام را می بایست حفظ نماید.

امام حسن ع را مجبور به صلح کردند و مردم ندا می دادند ما می خواهیم باقی بمانیم (که نماندند). سیاستی برتر از عهدنامه صلح ۵ ماده ای که مدیریت در آن موج می زد. سیاستی بالاتر از این که اسلام حفظ شد آن هم با اینکه روم آن زمان بلاد اسلام را محاصره کرده بود؟

آیا امام حسین ع در روز تیرباران شدن بدن مبارک امام حسن ع به دستور عایشه و به تحریک مروان نمی توانست پاسخ نظامی دهد آنهم با حضور بنی هاشم؟ امام حسین ع عاشقانه فرزندش علی اکبر را دوست می داشت. مقاتل خود گویای این امر است ولی وقتی سخن از حفظ اسلام می شود عزیزترین خود را پیشاپیش هاشمیان به میدان می فرستد (یعنی فرزندم هرچه برای من عزیز باشی خدا و دینش عزیزتر است) و بسیاری مصائب دیگر در روز عاشورا. همه اینها صرفاً بخاطر حفظ امانتی بزرگ به نام اسلام و قرآن بود و نه چیز دیگر. به این می گویند سیاست مبتنی بر مدیریت.

آیا ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا ع نمی توانست درد غربت را به نپذیرد؟ اما بار امانتی بر دوش داشت. کدام مدیریت را دیده اید که آمیخته با سیاست چنین زیرکانه هم به دستور حاکمی ظالم چون مأمون عمل نماید و لی عزت را فزون نماید، رواج دین خدا و مذهب تشیع را گسترده تر و جهانی سازد؟ دلیل چنین سیاست و مدیریتی فقط و فقط امانتداریست.

پیامبر اکرم اسلام که درود خدا بر او وخاندانش باد در طول ابلاغ دین خدا که امانتی گران مایه در نزد او بود توهین ها و آزارو اذیتهای فراوان شدند حتی تا پای جان پیش رفتند اما ذره ای در این امر کو تاهی نفرمودند.

پیامبر در پایان عمر با برکتشان دو امانت به جای گذاشتند ۱- قرآن ۲- اهل بیت. آیا ما امانت داران خوبی بوده ایم؟ اصلاً امانت داری کرده ایم؟

مگر اما رضا ع نفرمودند: کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. بشروطها و انا من شروطها. آیا ما تلاش کردیم که آن شرط را بشناسیم و همچون امانتی گرانبها حفظ نماییم؟

ادبیاتی را می نویسم ببینید مبین چیست؟

بگذارید به من فحش دهند! بگذارید عکس من را پاره کنند! جان ناقابلی دارم! اندک آبرویی دارم! هم را در طبق اخلاص می گذارم، اگر دشمن بخواهد وارد شود ما صلح امام حسن ع در کار نیست بلکه پاسخ ما قیام امام حسین ع است.

بله گوشه هایی از سخنان مولایمان امام خامنه ایست. به این می گویند درایت جایی که از خود مایع میگذارند همانند امام حسن از خود گذشتگی است چرا که دشمن بیرون مرزها مترسد فرصت است و مصالح داخلی همان مصالح اسلام است به این می گویند امانت داری در حفظ خون شهدا و یادگار آنها یعنی انقلاب پرشکوه اسلامی. و آنجا که می گویند ما قیام امام حسین ع را داریم امانت داری میراث پیامبر و ائمه اطهار که همان اسلام باشد، است. این گونه سیاست و مدیریت فقط در ید رهبری است که زندگی او منشعب شده از زندگانی اهل بیت علیهم السلام است.

حال خوب است که بدانیم ما همگی باید پاسبان و امانت دار میراثی چون ولایت باشیم که به حق در اختیار ولیی عادل و دانا و دانشمند است و بدانیم که او خود یادگار و امانت شهداست. آیا مدیریت و سیاست کافی در حفظ این امانت را داریم؟

RUP چیست؟

تاریخچه:

Rational Unified Process و به اختصار: (RUP) نام یک فرآیند توسعهٔ نرم افزار است که شرکت رشنال آی بی ام آنرا تدوین کرده است. آی بی ام این شرکت را در سال ۲۰۰۳ خرید و هم اکنون توسعهٔ این فرایند و ابزارهای آن را به عهده دارد. به طور خلاصه آر.یو.پی ارائه دهنده مجموعه ای از روشها برای کمک به مدیریت دقیق بر روی مراحل طراحی و پیاده سازی نرم افزارهای رایانه ای است. این فرآیند بستر مناسبی برای تولید و توسعه نرم افزار در اختیار تحلیل گران و طراحان سیستم های رایانه ای قرار می دهد.

آر.یو.پی چیست؟

این فرآیند یک روش نظام مند برای تخصیص کارها و مسئولیتها در یک تیم توسعه نرم افزار ارائه می دهد و هدف آن تولید نرم افزار بصورت بهینه و با کیفیت بالاست که بتواند نیازهای کارفرما را تحت یک برنامه زمانی مشخص و با بودجه قابل پیش بینی برآورده سازد. آر.یو.پی بهره وری تیم تولید نرم افزار را با فراهم نمودن دسترسی تمام افراد تیم به یک پایگاه دانش سهل الوصول به همراه راهنماها، الگوها و ابزارهای کمکی برای همه فعالیت های حیاتی توسعه، افزایش می دهد. از آنجا که تمام افراد به منابع یکسانی دسترسی دارند، لذا دید مشترکی برای توسعه نرم افزار برخوردار هستند.

ادامه نوشته

اگر آگاه باشیم، آماده تریم

سه مرحله در جنگ نرمک:

نظریه‌پردازان «جنگ نرم» معتقدند که فرآیند جنگ نرم 3 مرحله دارد؛

مرحله اول، «فرهنگ سازی» است که طولانی‌ترین مرحله است و در آن باورها و هنجارها تغییر می‌کند؛

 مرحله دوم «نهاد سازی» است که پس از تاثیری که بر روی نخبگان و جامعه گذاشته می‌شود سعی بر این است تا افرادی را که همسوی خود کرده‌اند را در درون نهادهای مدنی دور هم جمع کنند.

 مرحله سوم «شبکه‌سازی» است که پس از آنکه نهادهای بسیاری راه‌اندازی شد و هم‌افزایی صورت گرفت، اهداف خود را روشن کنند.

زمانی که اهداف روشن شد آنگاه در اقدامی نهایی یک شبکه گسترده اجتماعی را تشکیل مِی‌دهند که از این مرحله به لشکر‌کشی هم تعبیر می‌شود؛ در مرحله شبکه‌سازی جریان برانداز و عامل جنگ نرم و انقلاب رنگی آماده عملیات پایانی است که از نافرمانی‌های مدنی شروع می‌شود؛ در نافرمانی‌های مدنی معمولاً به بهانه‌ای مثل تقلب در انتخابات‌ها نظام را متهم به تخلف از اصول و قواعد دموکراسی می‌کنند.

قره‌باغی یکی از کارشناس مسائل سیاسی معتقد است که در انتخابات دهم ریاست‌جمهوری در نظام جمهوری اسلامی ایران تمام مراحل براندازی و جنگ نرم به اجرا در آمد؛ از 198 دستورالعمل جین شارپ برای انقلاب‌های رنگی و به اصطلاح مبارزه مسالمت‌‌آمیز و عاری از خشونت بیش از 140 مورد آن در ایران به اجرا درآمد و نماد‌سازی و انتخاب یک رنگ به عنوان نماد و شعارهایی که در کشورهایی که کودتای مخملی در آنها اتفاق افتاده بود را تکرار و اقتباس کردند و تمام اتفاقات انقلاب‌های رنگی صورت گرفت و در مصاحبه‌ها و بیانیه‌های سران این انقلاب نیز کاملاً مشهود بود که هدف فقط انتخابات نیست.

با مشاهده مصاحبه میرحسین موسوی با مجله تایم در روز 21 خردادماه می‌توان دریافت که این حرکت عظیم تغییر‌های بنیادین در ساختار نظام را در پی خواهد داشت و پیروزی از انتخابات تنها بخشی از این تغییر بنیادین است؛ صحبت از عدم مشروعیت نظام و نهادهای آن مطرح می‌شد مثلا عدم مشروعیت شورای نگهبان که اگر ساختار و قوانین این نهادها نامشروع باشند، پس باید براندازی و تغییر صورت گیرد.

موضوع بعد در جنگ نرم پروژه کشته‌سازی است و با دروغ کشته‌هایی را مطرح کردند؛ در برخی موارد اگر کشته‌هایی هم وجود داشت مشکوک بود.

بر این اساس به نظر می‌رسد میرحسین موسوی یکی از نامزدهای سال 88 اگرچه بازیچه دست استکبار جهانی شد اما وی یکی از سران این فتنه به شمار می‌رود؛ چرا که هیچ‌گاه موضع‌گیری نسبت به اقداماتی که از سوی فتنه‌گران صورت گرفت، نداشت و حتی به آنها مهر تأیید زد.

آیا این مدیریت درست است؟

اصولاً آقای رئیس جمهور عادت دارند که همه را شوکه کنند. تا همین دیروز هم خودشان و هم معاون اولشان و همچنین آقای الهام می گفتند که خانم دستجردی خواهند ماند! حال چه شده نمی دانیم؟ خلاصه صلاح دولت و زبان و نظر و نمره ۲۰ خویش را خسروان دانند. این نمره ۲۰ همان نمره ای بود که آقای احمدی نژاد در نشست خبری چند وقت پیش خود با رسانه ها به خانم دستجردی دادند. فکر کنم آقای رئیس جمهور به دنبال یک فرد با نمره بیش از ۲۰ هستند!

آیا این مدیریت درست است؟ برای من همیشه جای سوال بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب رئیس جمهور وزرای جدید چگونه خود را با وزارت خانه مربوطه هماهنگ می سازند و امور را به دست می گیرند و تصمیم گیری می کنند؟ این سوال پایان دوره ریاست جمهوری و شروع دوره نفر بعدی مطرح بود. حال برای من سوال دیگری مطرح است. در صورتی که مدت زیادی از این دوره ریاست جمهوری باقی نمانده و با عنایت به وضعیت اقتصادی موجود و گستردگی فعالیت وزارت بهداشت، آیا این عزل و نصب از جایی در نظام مدیریتی دارد؟ آنچه را که ما می دیدیم و خود رئیس جمهور و کابینه و سایر افراد می گفتند رضایت از فعالیت های خانم دستجردی بود؟ البته منکر ضعف ها هم نیستیم ولی الحق و والانصاف دوره خوبی در وزارت بهداشت بود.

داخل پرانتز ( این چند وقته اخیر خانم دستجردی با توجه به وضعیت اقتصادی موجود و افزایش قیمت های کالاها و بالا رفتن نرخ ها همواره تلاش داشتند نرخ دارو و ملزومات درمانی نه تنها افزایش نیابد بلکه در قالب بیمه قرار گرفته و سیر نزولی پیدا کنند.)

حال یک سوال؛

آیا این جابجایی زیر سر لابی های پولی هست یا نه؟

جهت اطلاع عرض می کنم آقای محمدحسین طریقت منفرد سرپرست فعلی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی سوابق ذیل را دارند.

دکتر محمد حسن طریقت منفرد، دارای دکترای طب عمومی و متخصص جراحی چشم است و در سالهای گذشته عضو هیأت مدیره و معاونت درمان سازمان تأمین اجتماعی، معاونت سیاستگذاری و برنامه‌ریزی وزارت رفاه و تأمین اجتماعی، مدیر دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، مسؤول بیمه و درمان کمیته امداد امام خمینی(ره)، مسؤول بهداشت و درمان وزارت نفت، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی و هیأت امناء دانشگاه سمنان و نیز ریاست بیمارستان امام حسین (ع) بوده است.

با توجه به سوابق مدیریتی در بیمه قائدتاً استارت خانم دستجردی در زیر پوشش بیمه بردن برخی اقلام دارویی مهم و خدمات پزشکی باید ثمر دهد. ولی تصور بنده افزایش قیمت هاست (امیدوارم اینگونه نشود).

ای کاش آقای احمدی نژاد در این روش مدیریتی اندکی تأمل کنند. اگر از دور نگاهی به کابینه بیاندازید می بینید که شبیه سری است که درست اصلاح نشده. بطور قطع این آرایش بد کار چشم مردم و همکاران نیست. شخص سلمانی در حال گوش کردن به سخنان آن دیگران است و تمرکز لازم را ندارد.

کابینه آقای دکتر بیش از حد سرپرستی شده. بد نبود در این وزارت خانه هم از وجود آقای نیکزاد بهره می بردند.

آنچه در مدیریت یک سازمان چه کوچک و چه بزرگ حتی دولت باید به آن توجه شود این است بعضی پست ها بسیار تخصصی است. حتی المقدور نباید چند مسئولیتی باشد و در صورت نیاز به جابجایی می بایست در زمان مناسب عمل نمود. نه زمانی که کمتر از ۶ ماه به پایان دوره مدیریتی باقی مانده. اگر قرار بود ایشان عوض شود باید پیش از این اقدام می شد نه الان‍ این نشان می دهد که این تغییر فنی نبوده بلکه سیاسی و بدون ... ب.ده است. حال ما برای موفقیت آقای منفرد دعا می کنیم چون پست، پست مهمی است.

گفتید باید لو بدید

در پی سخنان رئیس جمهور در مصاحبه سه شب پیش پیرامون این مطلب که سیصد تن در کشور وجود دارند که شصت درصد دارایی‌های کشور را بلوکه کرده‌اند و پس نمی‌دهند نامه ای از جانب دادستان کل کشور "آقای محسنی اژه ای" خطاب به رئیس جمهور منتشر شد که تصویر آن را ذیلاً مشاهده می فرمایید.

آنچه که جالب توجه است این است که چرا آقای رئیس جمهور این اسامی را فاش نمی کنند. وقتی ایشان با این صراحت از این افراد یاد می کنند، حتماً اسناد و مدارک لازم را در احتیار دارند. اینگونه سکوت ها سه حالت را پدید می آورد:

۱- رئیس جمهور این را برگه برنده ای در اختیار خود می دانند که در زمان مقتضی می خواهد آن را رو کند برای مثال انتخابات یا بستن دهن ها یا ...

۲- لج و لج بازی بین قوا (که خدا نکند)

۳- اسناد و مدارک لازم را در اختیار نداشته و یا یک بلف تبلیغاتی ـ رسانه ایست.

اما تحلیل اذهان عمومی بر این اساس استوار است که چنین مطلب و سخنی (یا فرضیه) دور از ذهن نبوده و کم و بیش امکان پذیر است. چرا که تبعات اقتصادی چنین پدیده ای به وضوح مشهود است. در نظام مدیریت پولی جامع کشور این امر یک فاجعه است در واقع پول ملت در اختیار لابی قدرت پول محصور است. ما امیدواریم پیگیری و برخوووووووووووووووووووووووورد شود. انشاء الله.

توضیحی پیرامون Mind Mapping

تکنيک نقشه هاي ذهني براي ايده يابي:

نقشه هاي ذهني يک نوع يادداشت برداري تمام رنگي و مصور است که مي تواند توسط يک نفر و يا گروهي از افراد تهيه شود . در کانون نقشه ايده و يا تصور اصلي قرار دارد. سپس از اين کانون شاخه هايي منشعب مي شوند که نشان دهنده ايده هاي اصلي بوده و همه آنها به ايده اي که در مرکز نقشه قرار دارد متصل مي باشند.

از هر شاخه اصلي ، شاخه هايي فرعي که موضوعات را با عمق بيشتري مورد بررسي قرار مي دهند منشعب مي شوند. به هر کدام از اين شاخه هاي فرعي نيز مي توان شاخه هاي فرعي بيشتري اضافه کرده و اين ايده را به طور جزئي تر مورد بررسي قرار داد. از آنجا که اين شاخه ها همگي به يکديگر متصل هستند ، تمام ايده ها هم با يکديگر در ارتباط بوده و اين موضوع به نقشه ذهن چنان وسعت و عمقي مي دهد که يک فهرست ساده از ايده ها هرگز چنين توانايي ندارد.

چون جهت حرکت در نقشه ذهن از مرکز به طرف بيرون است افکارتان نيز ترغيب مي شوند که به همين صورت عمل کنند و به همين خاطر ايده هاي شما به سرعت گسترش يافته و تفکر خلاق را به اطراف منتشر خواهيد کرد . در اين حالت براي خود و اطرافيان منبع الهام دهنده اي مي شويد و قدرت تخيل شما هيچ محدوديتي را براي خود نمي شناسد.

وقتي به شما ثابت شود که اين حس چقدر مي تواند رهايي بخش باشد ، خواهيد فهميد که در توانايي نقشه ذهن براي کمک به شما در کاري که انجام مي دهيد هيچ محدوديتي وجود ندارد . با نقشه ذهن مي توانيد هر نوع ايده ، مفهوم و يا مشکل را که با آن مواجه هستيد مورد بررسي قرار دهيد. از طراحي کردن يک گزارش و يا ارائه يک سخنراني و يا روشي تجاري تا انتخاب کردن شغلي که مي خواهيد آن را دنبال کنيد . از نظر شخصي نيز مي توانيد از آن براي برنامه ريزي روز ، هفته ، ماه ، و در واقع کل زندگي خود استفاده کنيد. در محيط کار، نقشه هاي ذهن مي توانند به برتري شما در هر زمينه اي که به شفافيت و خلاقيت نياز باشد کمک کنند.

 

ادامه نوشته

شاهکارها یکی پس از دیگری!

نیکزاد اینجا، نیکزاد اونجا، نیکزاد همه جا! جهادگری این آقای نیکزاد. از آنجایی که در ایران قحط الرجاله و تصااااااااااااااااااااااااااااااااادففففففففففففففففففففففففففففنیروی متخصص نداریم، خواب بنده خدا آقای احمدی نژاد چیکار کنه؟باید از نیروی متخصصی چون نیکزاد بهره ببر. خودمونیم آقای احمدی نژاد هم داره دولتو کوچک می کنه و همتعداد نفراتو کم می کنن!!!!!!!!!! اصولاً در این دولت می توان با یک دست چندین هندوانه رو بلند کرد. مثلا همین آقای نیکزاد مسکن، شهرسازی الان هم که ارتباطات. کنتراتیه دیگه.

فکراز شوخی بگذریم که چیزی جز طنز تلخ نیست. این چه نظام مدیریتی در یک کشور در حال توسعه است؟ آقای احمدی نژاد این ادعا را دارد که دانشگاهیست، آشنا به اصول مدیریتی است!! اینکه آقای نیکزاد شخصی ساعی و توانمند است قبول ولی باید پذیرفت یک نفر در چند رشته تخصص ندارد. در دنیای امروز تمام علوم شاخه بندی و گرایشی شده اند. نکند آقای رئیس جمهور مشغول آماده کردن متنی فاخر برای آقای مشششششششششاییند. شاید هم تو فکره که دیگه کیو جابجا کنه.

اشتباه است که شخصی فکر کند جابجایی زیاد یعنی اقتدار در مدیریت و یا شجاعت. اتفاقاً عوض کردن های تزلزل و سوء مدیریت. وقتی کسی را به کاری گماردی می بایست تمام اصول و عقاید و علم و حلم طرف را بشناسی. این چه مدیریتی است که هیچ تئوری را بر نمی تابد نه ایکس و نه ایگرگ، و نه حتی میانه. این چه مدیریتی استیک نفر چند پست اجرایی حساس را با هم به عهده می گیرد آیا بازدهی هم دارد!؟ زمین شطرنج دولت کاملاً بی تدبیر شده. در چنین شرایط اقتصادی روا نیست که جو اتقادی رشد کند بلکه باید جو همدلی مستحکم باشد. زمستان دولت بد سوزی را جلوه می دهد. این گاو ۱۰۰ من شیر داده روا نیست که با لگدی ...

اشتباه نکنید؛ نمی گویم چرا فلانی را برداشته اند. می گویم حد اقل جای فلانی یک فرد چند کاره را جایگزین نکنید. ما توانمند و نابغه کم نداریم! نه به آن حمایت های کور کورانه و مغرورانه از مرحوم کردان که در دوزه انتخابات دست آویز فتنه گران بود و نه از این جابجایی های عجولانه و بی منطق. آقای مسئول این مملکت شخصی شما نیست که بگویید صلاح مملکت خویش خسروان دانند. اینجا خسروان همه مردم هستند. علم مدیریت این روش شما را مردود می داند. و لاجرم شما می بایست آن را بپذیرید مگر اینکه مدیری پیدا کنید مثل همان دکتری که با گرفتن نبض دستتان می فهمید چه مشکلی در بدنتان است یا همان شخصی که با نگاه کردن به زمین تمام معادن زیرزمینی را تشخیص می داد. یا مثل ع-غ.

آخر ما نفهمیدیم چگونه مدیریت می فرمایید!؟ ولی این را می دانم که این مملکت بوسیله ولایت و بالاتر از ایشان امام زمان عج حفظ می شود.

پیشبینی می شد.

من مادر نیستماینکه امروز فیلم سازهای ما اینقدر جسارت پیدا کرده اند، هرآنچه دل تنگشان می خواهد بگویند و بسازند و روی پرده سینما به نمایش بگذارند، چه چیز را نمایان می سازد؟ (قصد ایجاد بیست سوالی را ندارم) بله سوء مدیریت تنها جواب این سوال است. وقتی آقای شمقدری پس از عریان شدن گلشیفته فراهانی می گوید ما تلاش می کنیم این هنرپیشه برگردانیم، جهت گیری را مشخص کرده. وقتی خانم نیکی کریمی امریکا و دبی رفته و کشف حجاب می کند موضع گیری ها مشخص است. وقتی فاطمه معتمد آریا با مرد غریبه اجنبی در ملاء عام روبوسی می کند و پس از آن در سریال شبکه یک (سرآشپز) بازی می کند وضعیت مشخص است. وقتی پیر هنرپیشه های ایران (عزت الله نتظامی)، زنی نامحرم (نیکی کریمی) را در آغوش می کشد اعتقادات مشخص است. وقتی فیلمی فاقد ارزش اسلامی و ایرانی (جدایی نادر از سیمن) پس از جنجالها و رسانه های معاند بعنوان نماینده فیلم های ایرانی به اسکار رفته و جایزه می گیرد سمت و سوی دولت (کارنامه موفق ساختن) آشکار است. وقتی لیلا حاتمی ها و ضیغمی ها و ... در تمام سریال ها و فیلم ها و همچنین در شرایط عادی زندگی خود خارج از عرف پوشش دارند و پای ثابت برنامه های ویژه صدا و سیما هستند، سمت و سو گیری ها آشکار است. وقتی سریال های تلویزیونی و فیلم ها ی ما دارای ساختار صحیح نبوده و مبین فرهنگ ما نیست عاقبت مشخص است. و چه و چه و چه ..

حال شما بگویید با احراز این سوء مدیریت و با عنایت به این ورودی (این پوت) و واضح بود باکس تولید (وایت باکس)، آیا مشخص بودن خروجی (اَوت پوت) که همین فیلم های سخیف چون من مادر هستم یا یک خانواده محترم و ... چیزی بعید و به نظر می رسد؟

یا حضرات (دست اندرکاران سینما و رسانه) واقعاً بیسوادند که محتوی و بتن موضوع را درک نمی کنند! (امر بعید به نظر نمی رسد). یا خود را به ... زده اند! (امیدواریم اینگونه نباشد) یا خود خط می دهند (در این صورت وای به حال ما و اوف به آنها).

موجی که در سینما و تلویزیون جریان دارد به این صورت است که نویسنده هرآنچه دل تنگش می خواهد نوشته و ارائه می کند و کارگردان با اضافه کردن چند چاشنی که معمولاً غالب طنز دارد و بعضی اوقات هم دخترهای زخم خورده و نالان و یا زن های تنها این نوشته ها رابه خورد بیننده می دهد. حال هرچه که می خواهد باشد. اگر اشتباه نکنم موج از زمان اکران فیلم مارمولک شدت یافت البته تحت عنوان فیلم های روشن فکرانه. پوشش هنرپیشه های زن رنگ و شکل مد روز به خود گرفت و روز به روز بدتر می شود (میدانم که نیازی به ارائه عکس و تصویر و کلیپ ندارد، چرا که به قدر کافی دیده می شود برای مثال همین الان کافی است تلویزیون را روشن کنید) چرا که بهانه سوق بیننده به شبکه های داخلی و جلوگیری از ورود فرهنگ غربی از طریق ماهواره است. اما جواب می دهم که آقایان و خانم های مسئول؛ دیش های ماهواره ها را ببینید. شما با این کارتان بقیه مردم که از ماهواره بی خبر هستند را نیز منحرف می کنید.

تا دیروز تجمل گرایی را باب می کردند. امروز سیگار و مشروب و قتل. فردا ...

همین آقای جیرانی در برنامه هفت کاری با یک کارگردان جوان (فیلم پایان نامه) کرد که هنرپیشه آن اثر از ترس بیکاری عذرخواهی عمومی کرد. حال چه شده که مخالفان آن کارگردان جوان موافقین آقای جیرانی شده و بجای مرگ بر سینما ندای زنده باد سینمایشان بگوش می رسد.

اما ما در نقطه قوتیم و هستند مسعود ده نمکی ها و پرویز شیخ تادی ها . الا باید بانگ بر می آوردیم که به داد اسلام برسید.

کاخ سفید با تحریم های جدید علیه ایران مخالف است! چرا؟

کودن تریننتانیاهو این خط قرمز را برای ایران کشیده بود. خواب با این نقاشی باید هم با چند موشک غزه کم اورده و شروط را با خفت قبول کند. از این تاریخ به بعد هم چون رقابت انتخاباتی اوباما و رامنی بود هر کدام جهت نشان دادن ارادت بیشتر به رژیم صهیونیستی وعده های زیادی دادند.

باباااااااااااااااااا متفکربعد از انتخابات تشریفاتی امریکا و پیروزی اوباما (یکی مثل همین نتانی)، میبایست به سبکی ارادت خود را تثبیت کند پس موج جدیدی از تحریم ها علیه ایزان اسلامی را کلید زد. در یک کلام چک بدهی خود و امریکا را امضاء کرد و زمینه گردن فرازی های ایران را فراهم نمود. البته این در شرایطی بود که خود و جمع تاتی تاتی کن پشت سرش این موضوع که این عمل نتیجه ای جز شکست را ندارد واقف بودند.

حال که مدت هاست امریکاییها بر سر موضع گیری در قبال ایران  دچار چالش شده اند. سنای امریکا می خواست در این گرداب بیشتر فرو رود ولی کاخ سفید مخالفت خود را اعلام کرده و مقاومت می کند.

ماهیت سیاهنگاهی به قبل و جواب نهایی:

از همان سال ۲۰۰۹ که دولت آمریکا برای مواضع هسته ای ایران، تحريم‌های زیادی را علیه ایران اعمال کرد، این تحریم اعمال شده با تحریم مطرح شده توسط کنگره متفاوت بوده و همین امر زمینه اختلافات داخلی در المریکا را فراهم آورده است.

يكي از اين اختلافات، موضوع تحريم بنزين ايران بود. كنگره با توجه به اينكه ايران يك‌سوم بنزين مورد نياز خود را از خارج وارد مي‌كند اعتقاد داشت كه تحريم بنزين ايران به شدت به ايران فشار وارد مي‌كند اما كاخ سفيد چنين نظري نداشت. همان موقع دولت آمريكا از كنگره خواست با گنجاندن عبارتي در طرح خود انعطاف بيشتري به آن بدهند و شركت‌هاي متعلق به كشورهايي كه همكاري نزديكي با آمريكا در اعمال فشار به ايران دارند را از جريمه و مجازات مستثنا كنند.

به‌دنبال تداوم اين اختلافات چند وقت پيش لس آنجلس تایمز در گزارشي نوشت كه هر چند اتحادیه اروپا و نمایندگان حاضر در کنگره آمریکا تصمیم به تنبیه ایران به دلیل ادامه برنامه هسته‌اي این کشور دارند اما دولت اوباما چنین تفکری را ندارد.

حالا نیز به‌دنبال تصميم جديد ضدايراني كنگره آمريكا و تصويب تحريم‌هايی جديدتر عليه ايران، كاخ سفيد مخالفت خود را با تحريم‌های جدید اعلام كرده تا اختلافات میان کاخ سفید و کنگره بیش از پیش نمایان شود.

سنای آمریکا در مصوبه‌اي که با رای همه اعضا به تصویب رسید خواستار اعمال تحريم‌های جدید برای بانک‌ها و شركت‌هایی شده که در زمينه‌های کشتیرانی و کشتی سازی، بنادر، انرژی و تجارت طلا با ایران همکاری مي‌كنند.

کاخ سفید اما با این تحریم های جدید مخالف است.

تامی ویتور سخنگوی کاخ سفید در توضیح علت اعلام مخالفت دولت با این مصوبه گفت: کاخ سفید با ارسال نامه‌ای به سران دموکرات‌ها در سنا تصریح کرده بود که اعمال تحريم‌های جدید ضرورت ندارد چرا که این تحریم‌ها در تناقض با اعمال تحریم علیه ایران است و مي‌تواند در راه اعمال تحريم‌های قبلی باعث اختلال شود.

وی گفت: به نظر کاخ سفید این تحریم‌ها در برهه فعلی کارآمد نیست.

از آنجایی که مقامات و سیاست مداران امریکایی اصولاً مغرور بوده و درک و شعور اذهان جهانی بخصوص  ایرانی ها را در سطح خود می بیند باور ندارد که ما می دانیم علت مخالفت این است که: در این شرایط اقتصادی ورشکسته جهان و تند بادهای صنعتی عملاً هر گونه تحریم بر علیه کشور عزیزمان ایران (منطقه استراتژیک، نفت، گاز و ...) بر علیه خودشان تمام می شود.

و در پایان دعای امام راحلمان: " خدایا ظالمین را به ظالمین مشغول فرما"

جریان شناسی خاورمیانه بابت جنگ هشت روزه

مرگ بر اسرائیلتوجه کرده اید، درست در زمانی که منطقه درگیر تلاطم بحران سوریه بود، اسرائیل به غزه حمله کرد! جنگی که برای بسیاری از کارشناسان سیاسی غیر قابل پیش بینی بوده و هیچ گونه دلیلی برای جنگ علیه غزه در منطقه نمی دیدند.البته به نوشته سایت ها. (نکته مهم) سگ هار نیاز به دلیل ندارد و در هر صورت پاچه گیر است و تنها راه مقابله با او نابود کردنش است. 

لجنبگذریم جنگ هشت روزه دارای دو پرسش پایه ای (بنیادی) است:

 1- اسرائیل چرا در این موقعیت با غزه جنگید؟

 2- پیامدهای جنگ هشت روزه برای طرف های درگیر و دیگر کشورهای منطقه چه بود؟

پاسخ به این دو سوال را در سایت شهید آوینی دیدم و در ادامه مطلب قرار داده ام. امید است مسمر ثمر واقع شود.