X
تبلیغات
ولایت

ولایت

بررسی مسائل سیاسی و مدیریتی



تقدیر و تشکر اول ما نثار مردی از نسل زهرای اطهر (س) و از تبار علی (ع) که حکیمانه مردم را هدایت کردند تا حماسه ای سیاسی بیافرینند. او کسی نیست جز امام خامنه ای که جان ما فدای او باد.


تقدیر دوم؛ بابت اینکه بالای 70 درصد از واجدیدن شرایط شرکت کردند که لبیک به فرمان رهبری و ولایت فقیه بود . تبریک؛ را به آقای روحانی می گوییم چون تلاش هایش جواب گفت و اعتماد مردم را جلب و رئیس جمهور منتخب شدند.
ولی نکاتی را بر خود لازم دیدم که بگویم.
دیدید با رأی آوردن نماینده گروهی که 88 اعتراض می کردند و بعضاً اربده می کشیدند که تقلب شده است، و با اینکه همگان بر این موضوع اجماع داشتند که دکتر روحانی آنقدر رأی ندارد. ما به خیابان نرختیم، سطل آشغال آتش نزدیم، شعار مرگ بر اصل ... ندادیم، مغازه و بانک آتش نزدیم، راهپیمایی نکردیم و در عوض تبریک گفتیم. چرا که معنقدیم انتخابات صاحب دارد، ناظر دارد و معتمدین مدرم نمایندگان ما هستند.
تحلیلی کوتاه:
مدیریت سیاسی اصلاح طلبان ستودنی بود. تجمیع ارا و به یک نامزد بسنده کردن، استراتژی درست و اثر بخشی بود. یادتان هست انتخابات 84 چند نفر از طرف اصلاح طلبان بودند؟ (هاشمی، معین، مهرعلی زاده) نتیجه؛ پیروزی یک اصولگرا که هیچ کس فکر نمی کرد بود. امسال بلعکس بود و اصولگرایان مطرحی در میدان بودند و نتیجه پیروزی یک اصلاح طلب که تصوری بر پیروزی از سوی او نمی رفت.
اصلاح طلب ها به اصول خود پایبند بودند و آن حمایت از هاشمی و خاتمی بود. هر چند به مذاق بسیاری خوش نیاید. انتقادهای این جبهه متوجه اصولگرایان بود. حضور یک کاندیدا حتی اگر الباقی آنها موافق نبودند. از بازی زرگری حضور آقای ولایتی که تحت مدیریت آیت ا... هاشمی بود هم نباید صرف نظر کرد.
اصولگرایان فارغ از نامی که دارند بر اصول خود پایبند نبودند. عدم دفاع از مواضع مجمع خود، عدم اجماع در انتخاب یک کاندیدا، وارد کردن انتقاد و شبهه به یکدیگر، پیامک های کذایی در روز و شب قبل انتخابات همه و همه دلایلی بر شکستند.
می توان یکی از دلایل اقبال مردم به اصلاح طلبان را لج کردن مردم با اصولگرایان بواسطه ضعف مفرت عملکرد احمدی نژاد در دوره دومش و معضلات اقتصادی دو سال اخیر دانست.
آنچه که باید مورد توجه قرار گیرد برنامه ریزی جبهه اصلاح طلبان در طول 8 سال گذشته بود. که این امر با توجه به شکست مفتضحانه 88 آنها و جصول نتیجه مثبت در این انتخابات بسیار ستودنی است. اصولگرایان همچون بچه هایی که در شب امتحان درس می خوانند برنامه ریزی ها را برای روزها و شبهای پایانی گذاشتند. آناها باید از همین امروز به فکر برنامه ریزی باشند.
نمی شود دم از ولایت زد ولی آنگونه عمل نکرد که در شأن اوست.
انتقاد و درخواست:
اینکه حالا آقای روحانی رئیس جمهور ماست حرفی نیست، ولی سوالی از هجده میلیون و ششصد و سیزده هزار و سیصد و بیست و نه نفر ایرانی غیرتمندی که پای صندوق آراء حاضر شدند: چرا دکتر روحانی؟ کدام برنامه؟ کدام رویکرد فرهنگی؟ کلید و تدبیر حل مشکلات چه بود؟ نگویید بخاطر دستبند بنفش، عکس موسوی خائن، حمایت هاشمی و خاتمی و از این قبیل موارد (مثلاً آزادی). همه مناظرات، مستندات و صحبت ها را دیدیم و شنیدیم. خروجی چه بود؟
مع الاصف ایشان رئیس جمهور ما هستند و مورد تأیید قاطبه مردم و رهبری معظم. امیدواریم کلید حل مشکلات را در دست داشته باشند. بدیهی است آثار فعالیت های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را دنبال کرده و خواهیم دید. از امروز شمارش معکوس پخش نوار وعده های ایشان در سال آینده آغاز شده است. ما منتظر حماسه اقتصادی هستیم. ما می خواهیم شما مدافع حق مردم و خون شهدا باشید بخصوص شهداء هسته ای این ملت.
روی سخن با غرب و رسانه ها:
حضور مردم را دیدید، آرامش را می بینید. این هم رئیس جمهور جدید ما. محاسبات نقش بر آب شده خود را ببینید که با حماسه ای سیاسی پدید آمد. این نماد دموکراسی واقعی است که فقط در جامعه ای اسلامی به وقوع می پیوندد که ولی فقیه دارد. در یک کلام این وحدت ملی ماست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/03/26ساعت 0:22  توسط مهدی ریاضی  | 

لحظه به لحظه به انتخابات (روز سرنوشت ملت) نزدیک می شویم. بعید می دانم تا کنون کسی کاندیدای خود را انتخاب نکرده باشد. التهاب آرام آرام خودنمایی می کند. کدام را انتخاب کنم، در گفتمان خیلی ها مشهود است. الفاظی چون شاید به فلانی، شاید هم به آن یکی رأی بدهم زیاد دیده می شود. مهم این است که مردم می آیند همانگونه که مولایشان می آید.
بهترین روش برای انتخاب بهترین و نزدیکترین به مردم توجه به اطرافیان کاندیداها و حامیانشان است. کدامیک مردمی تر است.
 توضیح: مردمی تر یعنی چه؟ آیا اینکه یکی بگوید " روی سخنم بامردم است. یا هدفم خدمت به مردم است. یا نجات اقتصادی مردم. یا زندگی بهتر برای مردم. یا مردم ولی نعمت ما هستند و ..." معیار خوبی برای سنجش مدمی بودن وی بشمار می رود؟
اینها که همه شعارند. ببینیم که حامیان که طرفداران کدام کاندیدا به خاطر خودش او را می خواهند (منظور از خودش آرمانها، دیدگاه ها، خاکی بودن، ولایتی بودن، شارع بودن، دوری از تجملات، دوری از سوء استفاده های تبلیغاتی و ... است).
کدام کاندیدا به معنای واقعی مستقل عمل می کند؟ توضیح: اینکه جریانی سیاسی از کسی حمایت نماید دلیل عدم استقلال نیست. استقلال در عمل با عضو در یک گروه یا جامعه حداست. اما طبیعیست وابستگی به یک گروه یا حذب محدودیت هایی را برای فرد ایجاد خواهد کرد.
جوانی پتانسیل بسیار مهم در امر مسئولیت پذیری است. اشراف به مسائل سیاسی "بخصوص سیاست خارجی" در ایران امروز موضوعی بسیار قابل توجه است.
پایبندی به گفتمان انقلاب، امام و رهبری مسأله ایست که غالب کاندیداها از آن استفاده ای ابزاری می کنند الا یک کاندیدا. دوری از هوشی گری مانند (ما فعالیت های هسته ای را به اینجا رساندیم، ما امسال باکری ها و خرازی ها را تربیت کردیم، ما با سارکوزی و غیره مذاکره کردیم، ما چنان و چنین در فلان نهاد کردیم، ما با دانشجویان ارتباط مستقیم داریم ودرد آنان را می دانیم، ما پایه گذار فلان نظام بودیم، ما ... ) توسیه اسلام است، همگان شما را می شناسند و همواره تقدیر و تشکر هم کرده اند و الحمد لالله از پی این فعالیت ها به جایگاه شایسته خود هم رسیده اید. نیازی به ضایع کردن اجرتان نیست. خزوع آن است. یک منافق ومعاند، که همه را عاصی کرده بود با هماهنگی های لازم از آسمان به زمین بنشانی و تا کنون کسی نداند، وجالبتر آنکه باز خود را نستایی بلکه از همکاری بدون قید و شرط سردار فیروزآبادی تقدیر و تشکر کنی. مردمی بودن آن است که با رنگ و لعاب مردم به میانشان روی و همانی را بگویی که همواره معتقدی. ولایی بودن آن است که در هرجا و هر زمان چنان باشی که انگار آقایمان تو را می بیند و به گزافه گویی نپردازی.
ما از اینکه چه کسی روی کار آید نمی هراسیم چرا که همه اصلح اند که از سدی چون شورای نگهبان گذشته اند. به دنبال آنیم که آنکسی بیاید که دردی از عامه مردم دوا کند نه قشری خاص. کسی باشد که به دنبال تحق اهداف انقلاب باشد" فارق التحصیل دانشگاه زاهدان و بندرعباس با تهران و شیراز تفاوت داشته باشد. بیمارستان تخصصی چابهار با تهران متفاوت نباشد. چیزی بنام مناطق سگانه آموزشی وجود نداشته باشد. کارآفرینی با هزینه پایین قابل تحقق باشد. سرمایه کشور در اختیار حداقل ها نباشد. بیان مواضع منوط به نظر مثبت آقایان قدرت نباشد. کشور رنگ و بوی شهدا را داشته باشد. اسلامیت در حال تحریف نه تنها متوقف بلکه به سوی کمال تغییر مسیر دهد. تولید دانش را مشاهده کنیم. ظرفیت های پژوهشی آزاد شود. مواضع سیاسی قدرت مند تر از دیروزمان شود. قدرت به صاحبان اصلیش یعنی مردم واگذار شود. جلوی آقازاده ها گرفته شود. روز آخر او با روز اولش یکسان باشد. امروز نگوید ولایت و مردم ولی فردا آن کار دیگر کند و ...).
با تمام این تفاسیر می توان اصلح تر را انتخاب کرد. عالمان و دانشمندان و نظریه پردازان و هنرمندان انقلابی که در برابر اسلا م و قانون حتی از فرزندان خود می گذرند در علوم فلسفه و فقه دارای شأنیت ویژه هستند، جزء مبلغان و تحلیلگران سیاسی بوده و با دانشجویان و اساتید سر وکار دارند، در تحلیل رسانه های غربی و استکبار و تأثیرات سوء و منفی ید طولایی دارند اساتیدی که نظریه پرداز و مورد تأیید همگانند شاخص های خوبی هستند.
ما ایرانی اسلامی، انقلابی، علمی، سربلند و سرافراز می خواهیم که این لیاقت ماست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/03/20ساعت 1:40  توسط مهدی ریاضی  | 

چون این حضرات ربنای آقای شجریان را برای افطار دوست دارن خواستم مطلع شوند. ضمناً گفتنی است که این پروفسور شجریان در جریان فتنه 88 مانند سران فتنه عمل کردند. ما ربنایی که آلوده باشد به رنگ و بوی فتنه و نفس منافقین نمی خواهیم و دوست نداریم. قرآن های بر سر نیزه هم به همین شکل بود که حاصلش حکمیت بود. گاهی اتفاقات و خواسته های کوچک بستر حوادث بزرگ می شود.
تصاویر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1392/03/18ساعت 18:31  توسط مهدی ریاضی  | 

از این بابت می گویم شفاف که موضع گیری ها و رویکردها روشن شد. مناظره سوم که رویکردهای سیاسی کاندیداها بود، تمام اندیشه ها و جهت گیری ها بصورت شفاف آشکار شد. و می توان یکی را انتخاب نمود.
تحلیلی ساده:
دو تن از کاندیداهای محترم (آقایان عارف و روحانی) به دنبال حمایت از دولت های سازندگی و اصلاحات و بخصوص آقایان هاشمی و خاتمی بود (همان هایی که در دوران فتنه 88 موضع گیری خلاف قانون داشتند و به نوعی با این سکوت حمایت کردند.) بدانیم که بزرگترین موضوع سیاسی در سطح کشور، حداقل طی این 10 سال گذشته فتنه 88 بود که خطری بزرگتر از بمب اتم بود.
آقای ولایتی از آنجایی که فکر می کردند چون 16 سال وزیر امور خارجه بوده پس بسیار مستند سخن می گویند. حال آنکه با آنچه که ایشان به عنوان سند ارائه نمودند و یا افرادی که برای مذاکره با آنان ارتباط داشتند را معرفی کردند معتبر نبودند. چرا تحلیل را به آن صورت که خود دوست داشتند ارائه نمودند نه بصورت واقع جای بسی تأمل دارد! آقای ولایتی چنان موضع گیری کردند که انگار رقیب ایشان تنها و تنها آقای جلیلی هستند!  جناب آقای ولایتی همه ازعان دارند که حل مشکلات هسته ای بسیار سخت تر از قطع نامه 598 است. این به واسطه پیشرفتهای نرم افزاری دنیا، پیشرفت تکنولوژی در دنیا، پیداری اسلامی که برخاسته از انقلاب اسلامی ایران است، بحران خاورمیانه، معزلات اقتصادی امریکا و دنیا، متورم شدن غده سرطانی اسرائیل و ... چنان ضعف مذاکرات را بیان می کنید که مذاکرات ضعیف زمان خود را فراموش کردید، مسأله شهید عباس دوران را فراموش کردید و به نام خود تمام کردید و غیره. آقای ولایتی سر درون برف فرمودید. چرا مذاکرات هماهنگ شده با نظرات رهبری و سیاستمداران و دیپلمات ها را خواندن مقاله تلقی کردند؟ مثل اینکه ایشان به این سبک عمل می نمودند. اینها پیامد سکوت در فتنه 88 است. این چوب، دو سر طلاست.
آقای محسن رضایی طبق معمول موضع اقتصادی گرفتند که اساس قوی ندارد. ایشان بیشتر سعی داشتند از فضا استفاده کرده و خود را مدافع حق مردم معرفی کردند. که البته از جانب سایر کاندیدا ها مورد انتقاد قرار گرفتند. آقای رضایی باید بدانند که این سبک رأی نمی آورد فقط موضع ضیفخودشان را اثبات میکنند. آقای رضایی بدانند آینده هم مایع درس گرفتن و هم زمینه ساز نتیجه گیری در آینده است. این اعتماد به نفس ستودنی است.
آقایان قالی باف و حداد عادل موضع سیاسی شفافی را داشتند و سعی داشتند برنامه های خود را اعلام کنند گرچه برخی از سوالات مسیر و روند اعلام برنامه ها را تغییر و وارد فضای پرسش و پاسخ کرد. آقای حداد تمام سخن های خود را از رهنمود های مقام معظم رهبری بر گرفته بودند که ستودنی و قابل تقدیر است. مثلاً در جواب آقای رضایی که برنامه ایشان را شعار دانستند گفتند که ما از رهنمود های رهبری مانند جهاد اقتصادی، اقتصاد مقاومتی و غیره بهره می بریم. آقای قالی باف موضع گیری های برنامه ریزی شده و استراتژیکی را پیش رو گذاشتند و ارزش های دفاع مقدس را سرلوحه معرفی کردند. توجه به مدیریت کلان همان مطلبی است که جای خالی آن در اداره کشور دیده می شود.
مهندس قرضی با بیان ساده و عامه فهم مقصود خود و برنامه خویش را اعلام کردند و اینکه انتقادهای درستی که به کاندیداهای جریانهای سیاسی داشتند جالب توجه بود. انتقادشان از اصلاح طلبان خطاب به آقای عارف نشانه استقلال ایشان در انتخابات است. ساده گویی ایشان نیز عامه پسند بود هر چند به مزاج جریانها خوش نیامد.
اما دکتر جلیلی (نماینده گفتمان انقلاب) در این مناظره مورد حجمه چهار کاندیدا بود (آقایان عارف، روحانی، ولایتی، رضایی). ایشان به نوعی چهار رسالت را بصورت اجبار داشتند، به گونه ای که تمام زمان 22 دقیقه خود را صرف پاسخگویی به شبهات و انتقادات کردند. (البته هوشمندی و هوشیاری ایشان در فن مذاکره و اشراف بر دیپلماسی سیاسی موجب شد که در بین این پاسخگویی ها برنامه های خود را نیز اعلام نمایند.) این رسالت ها عبارتند از:
1) دفاع از سیاست های شورای عالی امنیت ملی در موضوع مذاکرات هسته ای.
2) پاسخ گویی به ادعاهای برخی آقایان که داعیه ناجی بودن ایران را داشتند.
3) بیان ضعف های دولت های قبلی و عملکرد صاحب منصبان مذاکره کننده.
4) بیان مواضع غلط و خلاف قانون حامیان برخی از نامزدها.
آنچه بسیار جالب بود توانایی ایشان در ارائه اسناد موجود به کاندیداها و اذهان عموم بود. تحلیل علمی ایشان از مسائل سیاسی و روش ارتباط با دنیا مبین بینش سیاسی و عمیق وی است. نکته بینی و پیوستگی مسائل مطرحه نماد آشنایی ایشان با فن مذاکره است.
در کل این برنامه، شکل و رنگ مناظره را داشت و در فضای مساوی دیدگاه ها مطرح و نقد شد. که تلاش صدا و سیما جای تقدیر و تشکر دارد. بعید می دانم که نتوان از میان این هشت نفر کسی را انتخاب کرد.
امید است که مردم عزیزمان که من هم یک قطره از این دریا هستم پاسخ اعتماد امام عصر (عج) و نائب بر حقش امام خامه ای را به شایستگی دهیم.

+ نوشته شده در  جمعه 1392/03/17ساعت 22:33  توسط مهدی ریاضی  | 

چه شاخص هایی برای رئیس جمهور ویژگی قابل قبول است؟

این شاخص ها نظر بنده است و برگرفته از تجارب و توصیه ها و پیمایش در اجتماع است. باید بدانیم انچه که در آینده رخ می دهد، حاصل فهم و تحلیل صحیح حال ما از گذشته و پیش بینی آینده است.

1) ولایت مداری و فهم درست از جایگاه ولایت فقیه: (این امر منوط به التزام عملی به اوامر ولایت فقیه و پیروی مطلق از ایشان است)

2) شعور اقتصادی: (این مفهوم را با شعار اقتصادی نباید اشتباه گرفت. امروز آنچه کشور ما را به چالش کشیده و اذهان را به خود مشغول ساخته و همچنین دستاویزی برای دشمن گشته. البته بهتر است بگوییم ریشه و پایه تحریم هاست. معزلات اقتصادی همچون گرانی ها، تورم، رکود اقتصادی، ضعف تولید، مصرف گرایی، عدم تدبیر سیاست های نفتی و صادراتی و ... است. پس آن شخصی دارای تحلیل صحیح از مدیریت اقتصادی است که ضرفیت های سخت افزاری و نرم افزاری را بشناسد، فعال سازد و به کار بگیرد.)

3) شعور سیاسی: (این مفهوم نیز بعضاً با شور سیاسی و جوانی اشتباه گرفته می شود. درک، تحلیل و شناخت سیاسی از گروه ها و فعالان سیاسی و موضع گیری های صحیح و در چهارچوب قانون و موازین اسلام. موضع گیری های به موقع و در راستای دستورات اسلام و به نفع مصالح کشور می تواند موضع سیاسی نامزد مورد نظر را افشا سازد. بهره گیری از نظرات کارشناسان و گرفتن خط مشی از فرمایشات رهبری و شفافیت در بیان مواضع از مهمترین نماد های شعور سیاسی است.)

4) رویکرد فرهنگی اسلامی ـ ایرانی: (آشنایی در حد انتظار از فرهنگ اسلامی و ایرانی. از آنجایی که فرهنگ ایرانی به واسطه تاریخ تمدن بلند و طولانی بوده و در طول تاریخ مورد تهاجم های بسیار قرار گرفته لازم است که کاندیدای مورد نظر با تاریخ ایران آشنا باشد و همچنین با تمدن اسلام که تمدنی غنی و هدایت گر است. اعتقاد به برخواستن فرهنگ از درون خانواده ها با تربیت اسلامی، مد نظر قرار داد مراکز اسلامی مانند مساجد، تکایا و هیئت ها، مبارزه با تهاجم فرهنگی، دفاع از آرمان های ایرانی ـ اسلامی و تمدن غنی کشورمان، تعهد در حفظ و پاسداران از آرمان های امام و شهدا و گام زدن در مسیری که آنها پیمودن و آماده ساختند. بهره گیری از ظرفیت های هنری ـ فرهنگی موجود در جامعه مانند صاحب نظران و فعالان با توجه به برنامه های ارائه شده)

5) پیشینه روشن: (این موضوع بسیار روشن است، اینکه طرف مورد نظر چه سوابقی دارد؟ انقلاب ما صحنه بسیاری از وقایع بوده که برای هر ایرانی متعصب و مسلمان حائز اهمیت است. مانند 8 سال دفاع مقدس، فتنه های 78 و 88 و بسیاری حوادث دیگر. که آیا در این زمیه ها فعالیت داشته تا با نفس شهدا و درد دل رزمندگان و ایثارگران که حق بزرگی به گردن ما دارند آشنا بوده و خو بگیرند؟ موضع گیری ها محکم و راسخ در برابر دشمنان داخلی و خارجی، حمایت از مواضع جمهوری اسلامی، سوابق تحصیلی دانشگاهی یا حوزوی. همواره ما پیرو اندیشمندان و علما موده ایم اینکه علما و اندیشمندان از چه کسی حمایت کنند مد نظر بوده یا اینکه رفتارهای کدام کاندیدا به فرمایشات انها نزدیکتر است؟ چه فعالیت های سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی داشته؟)

توضیح:

بدانیم حمایت سیاسیون بی خاصیت که در فتنه 88 ماهیت خود را نشان دادند به هیچ عنوان نمی تواند پیشینه یا امتیاز باشد. بدانیم برخی خانواده های شهدا، البته با کمال تأسف، از راه شهید خارج شده و موضع گیری خود را به وی نسبت می دهند که مصداق های آن را در سال 88 دیدیم.

دوستان توجه، توجه، توجه. آگاهانه پای صندوق های رأی برویم.

+ نوشته شده در  جمعه 1392/03/17ساعت 0:40  توسط مهدی ریاضی  | 

دانلود فیلم آنچه مقام معظم رهبری در مورد عقب نشینی هسته ای در دوران اصلاحات فرمودند

آقای روحانی کماکان معتقدید که ایران را از حمله امریکا نجات داده اید!؟ یا موضع گیری های شما درست بوده!؟ یا در سیاست مذاکرات درست عمل کرده اید!؟

آنچه از برنامه دارید رو کنید نه اینکه بدنبال توجیه اقدامات قبلی خود باشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/03/08ساعت 1:6  توسط مهدی ریاضی  | 

در برنامه گفتگوی ویژه امشب آقای دکتر روحانی بارها دوست داشتم در محضر ایشان حاظر شوم و بگویم: عزیز من، برادر من، خوشگل، باکلاس، ای تاج شاهی جمع کن، بسه دیگه. این توهم هایی که میزنید حاصل چیست. چنان از مذاکره خودتان با سه وزیر می کنید که هر کس نداند فکر می کنید شما منجی ایرانید. مگر شما نبودید که فعالیت های هسته ای را تعلیق کردید. این شما نبودید که با وزرای خارجه تماس می گرفتید که آنها حتی جواب شما را نمی دادند. اگر حضرت آقا نبودند که شما مسیری جز ترکستان نداشتید. در سخنرانی سال 84 حضرت آقا ایشان فرمودند که "من گفتم که اگر دست از تعلیق بر ندارید شخصاً وارد خواهم شد" ایشان که دروغ نمی گویند.
جناب آقای روحانی چرا در تفکرات دوره مسئولیت خود در شورای عالی امنیت ملی باقی ماندید. همه می دانند که موضع گیری های ما در آن سال ها کاملاً غلط بود. ما را از چه می ترسانید پرونده ما کم به شورای امنیت نرفته. چنان ادعا می کنید که انگار ایران عراق و افغانستان بوده که امریکا و همپیمانانش می توانستند به ما حمله کنند. این شما  و مذاکرات خنده دار جنابعالی و روسای دون فکر شما نبودید که مانع رفتن پرونده ما به شورای امنیت شدید بلکه تدابیر رهبری ما را نجات داد. چرا از امتیازاتی که به آن سه کشور دادید نمی گویید یا امتیازاتی که گرفتید. بپذیرید که در موضع گیری های هسته ای شما ضعیف بودید. بگذریم.
شما برای پاسخگویی به سوالات رفته بودید یا برای دفاع از مریدتان آقای هاشمی یا آن دیگران که وضعیتشان مشخص است. چرا صحبت از مناظرات 88 کردید. آفرین، آفرین به بندگی شما در برابر مرشدتان. شما که دم از پیروی از رهبری می زنید به سخنان حضرت آقا در دانشگاه امام حسین امروز توجه نکردید که فرمودند: از بداخلاقی بپرهیزید. این روش سخن گفتن شما یا مسخره کردن مجری و اطاق فرمان مصداقی برای بداخلاقی نیست؟ شما ظرفیت انتقاد پذیری خود را نشان دادید. چنان برافروخته شده بودید که ما برایتان دلواپس شدیم. با آرامش سخن گفتن نشانه اعتماد به نفس است. نیازی نبود ارادت خودتان به کاندیدای رد صلاحیت شده نشان دهید همه می دانیم و می دانستیم. چرا از آن زمانی نمی گویید که کسی نمی توانست از ایشان یا روسای جمهور بعدی انتقاد کند؟ این رویکرد انتقاد نداشت؟
روی سخنم با خوانندگان:
این چه سخنی بود که گفتند؟ 42500 تومان را صدقه به مردم دانستند؟ انتقادهای اقتصادی و ضعف اجرا هدفمندی درست، ولی این بیان یعنی مردم گدا هستند!!! اگر راست می گویید چرا راهکار ارائه نفرمودید؟ یا در پاسخ سوال مجری چرا باید از کوره در رفته و به حمایت از آقای هاشمی و انتقاد مناظرات 88 صدا و سیما پرداخت حال انکه اصل سوال چیز دیگری بود. منظورش از بداخلاقی و زندان و حصر خانگی چه بود. حصر خانگی در ایران فقط در مورد دو تن از سران فتنه صدق می کند (موسوی و کروبی) که سر در آخور استکبار دارند. مگر یار امام و شلاغ خورده فقط آقایان هستند؟ خواب طلحه و زبیر هم یار نزدیک پیامبر بودند.
به نظر بنده حضور ایشان فقط سیاسی است. شعار فرا جناحی ایشان هم حربه ای قدیمی است. وی هم حزبی بودن دولت و مجلس و افزایش قیمت نفت را دست اویزی برای انتقاد می دانند و آنها را محکوم می کنند که آنها یکسویه می بینند و عمل می کنند و عدالت محور نیستند. ما دولت و مجلس اصلاحات را نیز به یاد داریم که به هیچ عنوان فرا جناحی عمل نکردند و دعواهای و بزن بزن های مجلس را دیده بودیم همچنین تنظیم نامه ها و اعتصاب نماینده ها. ایشان مصداقی مطرح می کنند که در دولت اصلاحات (هم حزبی های خودشان) به آن عمل می کردند. یعنی همان هواپیما های بزرگی که پر از خانواده و خبرنگار بود. ما آن هزینه های هنگفت افتتاح های بی هدف را بخاطر داریم.
سوال جناب آقای دکتر حسن روحانی آن زمان توان انتقاد نداشتید؟ یا اجازه انتقاد نداشتید؟ چرا از مذاکراتتان با آن وزرای خارجه در رابطه با حذف دروس فیزیک هسته ای و فزایی از دانشگاه ها سخن نمی گویید؟ چون دست رسی به منابع محرمانه دارید این طور فکر نکنید که کسی چیزی نمی داند. ما منافع کشور را به سیاسی بازی های شما نمی بخشیم.
این سبک سخنرانی شما آراء مردم را جذب نخواهد کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/03/07ساعت 0:3  توسط مهدی ریاضی  | 

متأسفانه این روزها در سطح جامعه آنچیزهایی را می شنویم که رسانه های غربی لفاظی می کنند.

امام صادق فرمودند: (دو گروه کمر اسلام را شکستند عالمان جاهل مئاب و جاهلان عالم مئاب). این دو گروه را به وفور می توان دید که جولان می دهند و بلندگوی دشمنند.

درد من از این است که این نا آگاهان مثلاً از اقشار فرهیخته جامعه اند! استاد، پزشک، دانشجویان مقاطع تکمیلی و ... این گروه نه تنها نباید مطرح کننده شبهات بی پایه باشند بلکه باید نقشی شفاف ساز را ایفا نمایند. خوب است به برخی از این سوالات بپردازیم.

می گویند:

در این نظام تمام انتصاب ها حتی رئیس جمهور گزینشی است!!! مثلاً همین جلیلی چه توان مدیریتی دارد و چه پست هایی داشته؟!!!!!!  بسیاری از افراد که از او بهتر بودند رد صلاحیت شدند!!! با قتل عام 88 خودشان نشان دادند که مردم و آرا مهم نیست!!! و ...

پاسخ:

ای کاش این افراد اندکی چشم از ماهواره ها و رسانه های معاند بر می داشتند. اندکی به جامعه توجه می کردند. هر شخص با اطلاعات ناچیز، از روند انتخابات و گزینش ها و شمارش آراء خبر دارد. و جای سوالی در مورد دموکراتیک بودن فرآیند انتخابات باقی نمی ماند. در مورد آقای جلیلی و سایر کاندیداها نیاز به بیان بنده نیست بجای پای ماهواره نشستن، سری به اینترنت و ستاد انتخاباتی و سایت مربوطه بزنند جواب را می گیرند. در مورد آن حضراتی که سنگشان را به سینه می زنند (هاشمی، کواکبیان، مشایی و ...) در سال 88 نشان دادند که چگونه عمل می کنند. ما أین عمار رهبری را فراموش نکرده ایم. آن مرگ بر فلانی و فلانی را فراموش کرده اید؟ شرکت کنندگان در 9 دی 88 هم گزینشی بودند؟ داخل پرانتز عرض می کنم (صلاحیت در تأییدات شورای نگهبان دارا بودن شرایط لازم است نه فقدان ایمان و عناد داشتن و ...). یک نکته در مورد آقای جلیلی؛ فراموش نکنیم که امروزه پیشانی یک حکومت ارتباط با دنیاست که نقش آفرینی نوک این پیکان با آقای جلیلی است. این نقش آفرینی بجز داشتن آگاهی کافی و وافی از شرایط کشور میسور نیست. 

نکته ای در مورد تمام کاندیداها: با مطالعه برنامه هاع گوش دادن به سخنان و موضع گیری ها و نیم نگاهی به سوابق و جهت گیری ها می توان فهمید که هر کدام چه در جنته دارند.

قتل عام دارای تعریفی است و مثلاض این قتل عام بازمانده هایی دارد، اسنادی دارد، گورستانی دارد، آقایان و خانم ها مدرکی ارائه فرمایید. البته ساختگی نباشد مانند تذانه موسوی ها و ... . چرا چشم ها را بسته اند؟ چرا واقع بینی را کنار گذاشته اند، چرا آب به آسیاب دشمن می ریزند.

سخنان امام خامنه ای را جدی بگیریم: ((فتنه جدیدی در را است)).

ید الله مع الجماعه

+ نوشته شده در  شنبه 1392/03/04ساعت 23:27  توسط مهدی ریاضی  | 

در برنامه با دوربین به سخنان آقا محسن توجه کردیم موضع گیری های اقتصادی شفاف و قابل قبول بود. یا نکات تازه ای در ادبیات حکومتی ایران چون تولیدات خانگی و یارانه سبز. هر استاد دانشگاه و اقتصادی می داند که توجه به مقوله کشاورزی امری بدیهی و قابل سرمایه گذاری است. چرا که امر اصلی در برآورده ساختن نیاز مردم بحث معیشت است و چه بهتر که که منبع تأمین خود کشور باشد و اهرم های حمایتی مانند یارانه سبز (که به گفته اقا محسن بابت مکانیزه و صنعتی کردن مزارع پرداخت می شود) موضوع قابل توجه و تحسین است. تولیدات خانگی همان الگوی دور کاری است چرا که این روش منفعت های بسیاری دارد مانند کاهش هزینه سفرهای درون شهری (ترافیک)، از بین رفتن پرت های زمانی، خودکفا شدن خانوارها، ورود درآمد مازاد به خانواده، کاهش هزینه ها و استهلاکات اداری و کارخانه ای، اشتغال زایی بی منت و ... .
موضع سیاسی منطقه ای و فرا منطقه ای روال سیاست های ملی است و نقطه نظر ها قابل احترام است. اما آنچه که از دید بنده بعنوان گاف ایشان مد نظر است. بحث مذاکرات با امریکاست. درست است که ایشان ابراز داشتند که موضع سردمداران امریکا باید شفاف باشد. یا اینکه من از توانمند ترین افراد در این زمینه (مذاکرات) بهره خواهم برد. یا اینکه امریکا حق ندارد در صورت عدم توافق در مذاکرات به ایران حمله نماید! و دو ، سه مورد دیگر.
نکات:
1) در بحث مذاکرات با امریکا و امثالهم نظر حضرت آقا مهم بوده و ایشان تصمیم گیرنده اند نه رئیس جمهور.
2) این چه مذاکره ای است که قرار است شکست بخورد تا بعدش احتمال حمله برود یا نه؟
3) شفافیت از نظر شما چیست؟ مگر غیر آن است که حضرت آقا فرمودند شفافترین برخورد امریکا عقب نشینی از مواضع فعلی اوست. شما می خواهید مذاکره کنید و در هین مذاکره شفافیت از انها ببینید.
4) مگر غیر از این است که امریکا توسط لابی های صهیونیستی اداره می شود؟ پس مذاکره معنا ندارد. شفافیت یعنی امریکایی غیر از این امریکا.
اندکی تأمل در بیان این مطلب از طرف آقا محسن بهتر بود.

+ نوشته شده در  شنبه 1392/03/04ساعت 20:56  توسط مهدی ریاضی  | 

شنیده ها از مهر حاکی از تأیید شدن این هشت نفر است. هاشمی و مشایی نه گرفتند.

بنا به مطالب منتشر شده در سایت ها آمده بود که دوست جون جونی رئیس جمهور و سیبل حملات 88 رئیس جمهور دو روی سکه هستند! یعنی چه؟!

دومی دو دوره پیش می گفت من فقط با مشورت حضرت آقا وارد این عرصه می شوم و حتی اعضاء کابینه را با نظر ایشان انتخاب خواهم کرد. نمی دانم این دوره هم با حضرت آقا مشورت کردند و وارد این عرصه شدند؟ البته شنیده ها حاکی از آن است که حضرت آیت الله به دفتر زنگ زدند و با آقای محمدی گلپایگانی صحبت کرده و خواستند موضوع به حضرت آقا انتقال یابند (جهت اطلاع نه کسب تکلیف).

اسی مشا هم که به همراهی دکتر احمدی نژاد برای ثبت نام رفتند، (جالبه که رئیس جمهور هر وقت پست و مسئولیت خود را فراموش می کنند و مثلاً می رن مرخصی ارتباط مستقیم با رحیم داره) یک بار گفت من لیاقت ریاست جمهوری را ندارم. یک بار هم می گوید حضرت ولی عصر مرا تأیید می کند و چه و چه و چه. فکر می کنم منظورش حمایت رئیس جمهور و اون اس... می دم هاست. مملکت و نظامی که جانشین امام زمان در آن حاکم است با چنین ادعاهایی میانه ندارد.

رئیس جمهور جواب حمایت های خود از جریان انحرافی در این دور پایانی سفرها از مردم بصورت واضح گرفتند. ای کاش ولایتی بمانند. الگوهای حکومت غربی (مدودف و پوتین) در ایران پاسخ گو نیست.

آقای هاشمی با 80 سال سن می بایست حامی مستحکمی برای ولایت باشند قدقدهای اطرافیان حیله گر، قائدتاً برای ایشان بیش از وزوز زنبور نباید باشد.

توضیح:

بدانیم که رد صلاحیت، رد شخصیت و عدم کفایت و منافق بودن نیست بلکه نداشتن شاخص هایی است که در قانون آمده و این به منزله تخریب نیست. همگان ازعان داشتند که باید به قانون احترام گذاشت و نظر قانون ارجح تر است. پس هر کس از این قاعده عدول کند مخالف قانون و عدالت است. ما ملزم به رعایت دستورات مقام معظم رهبری هستیم و آن عمل به مر قانون است.

البته این اسامی بر گرفته از سایت www.yjc.ir  صدا سیما استخراج شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/02/31ساعت 20:37  توسط مهدی ریاضی  | 

خدا کند که عزیزان مدعی ریاست جمهوری اجازه زبان درازی را به پارس کنان غربی ندهند. متأسفانه با این که اسلام و ایرانی بهترین مدیران بوده اند، اما آنچه در دانشگاه های ما تدریس می شود مدیریت و تئوری های غربی است! یا در علم سیاست و حقوق (با آنکه قرآن و احادیث و سلوک معصومین ما و پیروان حقیقی آنان بهترین راهکارها و استراتژی های مورد نیاز را ارائه می دهند) ما کپی برداری کورکورانه از نظریه پردازان و قوانین غربی را داریم! برای مثال در دانشگاه ها درس رفتارشناسی بر اساس نظریه های رابینز تدریس می کنند. (مشاور عالی روسای جمهور امریکا). نمی گویم که خوب نیست ولی با نگرشی ساده تفاوت های فاحش فرهنگی و دینی را می بینیم.
حال چرا این مطالب را نوشتم؟ در خبرها امد که روزنامه انگلیسی ـ صهیونیستی گاردین به حسن روحانی 3 پیشنهاد برای پیروزی در انتخابات را داده است!

1)  روحانی باید خود را به عنوان يك مدير باكفايت با رويكرد فن سالارانه نسبت به اقتصادي كه فاقد سرمايه گذاري توليدي است، نشان بدهد.
2) وي باید به بهره برداري از ارتباط بين اقتصاد و برنامه هسته اي بپردازد. نظر به اينكه تحريم ها، صادرات نفت ايران را در سال گذشته به نصف كاهش داده و به سقوط چشمگير ارزش پول اين كشور كمك كرده است.
3) روحاني درصدد خواهد بود نظر اصلاح‌طلبان را جلب كند؛ گروهي كه ممكن است از انتخابات چشم بپوشند اين امر مي تواند توضيحي براي حمايت روحاني از آزادي بيان افكار و عقايد باشد.از اين رو تلاش وي براي احراز پست رياست جمهوري، لزوم مقابله با چالش هاي جدي در كشور را به رسميت خواهد شناخت.

این پیشنهادات آخرین پیشنهادات نبوده و تنها به روحانی ختم نخواهد شد. چه بسیار پیشنهاداتی که برای بقیه کاندیداها در راه است. آنچه مهم است جواب بلادرنگ و دندان شکن شخص دریافت کننده پیشنهاد است.
به جملات کلیدی توجه فرمایید:
"رويكرد فن سالارانه نسبت به اقتصاد"ـ"بهره برداري از ارتباط بين اقتصاد و برنامه هسته اي"ـ"نصف شدن صادرات نفت"ـ"کم شدن ارزش پول کشور"ـ"چشم پوشی اصلاح طلبان از انتخابات"ـ"حمایت آزادي بيان افكار و عقايد"
تمام این جملات چالشی بوده و مبین ضعف ها و همچنین تحریک کننده اند، در ضمن شعارهای خوبی برای انتخابات محسوب می شوند.
آیا کاندیداهای ما از این موضوعات بی خبرند؟ آیا لزومی به توصیه چنین مراجعی هست؟ این توصیه ها در واقع مبین آن است که ما فلان کاندیدا را رصد می کنیم. انگلیسی ها مدتی است که ایران را از دست داده اند و به دنبال بازگشت هستند، آنها می دانند که انتخابات می تواند فرصت خوبی برای بازگشتی دوباره باشد. تنها گروهی را که به خود نزدیک می بینند اصلاح طلبن هستند. لاکن می بایست در این مسیر سرمایه گذاری کنند. جه بسا تا کنون سرمایه گذاری هایی را نیز صورت داده باشند. لذا با همان روشی که غرب به علوم انسانی ما رخنه کرده وارد می شوند. یعنی با نظریه پردازی، آن هم نظریاتی که از خود ما می ربایند.
تکلیف ما چیست؟ با توجه به اینکه دشمنی دشمن آشکار است ما نیز می بایست موضعی آشکار و استوار داشته باشیم. آقای روحانی یک بار امتحان خود را در مذاکرات هسته ای نشان داد و متأسفانه مردود شدند. ما مواضع ایران را در آن دوره بخاطر داریم. اما امیدواریم در این برهه زمانی مواضع اتخاذی ایشان صریح و محکم باشد. البته نه فقط ایشان بلکه همه کاندیداها.
چقدر خوب است که این داوطلبان سخنان آنطرفی ها را برنتابند. مردم تکلیف خود را می دانند بخصوص که سخنان مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای در تاریخ 92/2/7 بسیار شفاف و روشنگرانه بود. اندکی بصیرت از طرف نامزدهای انتخاباتی و شفافیت چشم طمع دشمنان را کور خواهد کرد.
غربی ها بدانند که مردم ما به حوادث روز خود واقفند و سرنوشت خود را خود تعیین می کنند و این قبیل وراجی ها چیزی را عاءد آنها نمی کند. جرایدی مانند گاردین بهتر است به مسائل داخلی خود بپردازد. انگلیس در منجلاب اقتصادی و فساد سران خود غرق است ولی با کمال وقاحت در مورد اقتصاد ما و مواضع سیاسی ما سخن می راند. چرا که این دید استعمار است و همواره خود را صاحب نظر می داند و عادت به خودبرتر بینی دارد. آنان که از تحریم نفت ایران ضربه خورده بطور قطع امثال انگلیس و امریکا و متحدانشان بوده اند. انگلیس که همواره دشمن ما بوده و صفحه صفحه تاریخ ما فساد انگلیس را نشان می دهد بطور قطع دوستدار و خاطرخواه ما نیست. بلکه به دنبال منافع خود است. پس بدانیم و بدانند که این توصیه ها همان دستکش مخملی بر روی دست چدنی است. به امید بیداری نخبگان.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/02/08ساعت 1:16  توسط مهدی ریاضی  | 

مراقب فتنه جدید در پوشش لیبرالیست اسلامی که در صدد ورود به انتخابات است باشیم. در بحث آشنایی با جهت گیری ها و جریان ها دو جریان فتنه و انحرافی شناخته شده اند و مردم عزیزمان تکلیف خود را با این دو گروه روشن کرده و انشاء الله روشنتر خواهند کرد. چرا که کم و بیش ماهیت افشا شده ای دارند.

توضیحی کوتاه:

همه ما سازمان مجاهدین خلق را به عنوان یک گروه تروریست و منافق می شناسیم. منافقینی که ماهیت مشخصی برای ما دارند. پس این گروه دشمنی را آشکار نشان می دهند. حال انکه در تعریف منافق باید بگوییم دشمن نهانی " یعنی در ظاهر دوستند اما در اصل دشمنی می کنند" همان گرگ در لباس میش. به برکت خون شهدا و رهنمودهای رهبری معظم انقلاب دو جریان منافق فتنه و انحرافی تا حدود زیادی شناسایی شدند. اما هم اکنون زمان شناسایی جریان جدید که خود را تحت عناوین مختلف بعنوان دوست معرفی می کند، است.

اصل موضوع:

فضای جامعه ما برای انتخابات ریاست جمهوری امسال چه شعارهایی را می پذیرد. برای شعارهای انتخاباتی معمولاً موضوع باب جامعه را مد نظر می گیرند. آنچه که امروز سیبل کاندیداهاست بلا شک وضعیت ضعیف اقتصادی مردم است. "همان تصور انتزاعی از سياست و روشنفكری در تفکر لیبرال" از آنجایی که کشور و مردم ما اسلامی و مسلمانند، بدیهی است که در مقابل چنین تفکری واکنش نشان می دهند پس آنچه که باید رخ دهد اضافه کردن پسوند یا پیشوند اسلامی است "لیبرالیست اسلامی"!. اما مگر اسلام چه محدودیتی دارد که لیبرالیسم می خواهد آزادی فرد را بیشتر نماید (همان تعریف لیبرالیسم) بدانیم که تأکید اسلام بر جمع گرایی است حال آنکه لیبرالیسم تأکید بر فردگرایی دارد. باید به هوش بود.

ایران ما خاطرات خوشی از لیبرالیستها ندارد مثلاً مهندس بازرگان که به اعتقاد صاحبان نظر نماینده ليبراليسم ايراني- اسلامي بود. نورالدين كيانوري،دبير‌کل سابق حزب توده در يكي از صحبت‌هاي خود مي‌گويد:«حزب توده براي اولين بار واژه‌هايي مانند ليبرال بورژوازي را به كار برد و به شكرانه فعاليت‌هاي حزب توده، امروز ليبراليسم در ايران فحش محسوب مي‌شود.» حال چه شده که برخی از حضرات که مثلاً ما هم نمی شناسیم؛ از تفکر لیبرالیسم بهره می برند جای انتقاد دارد و ...

بررسی لایه های آشکار و پنهان مواضع اپوزیسیون خارج از نظام (توسط تحلیلگران سیاسی و متعهد داخلی) در نقادی از جمهوری اسلامی گواه این امر است که آنان در مقام ایجاب، در اندیشه برپایی حکومتی لیبرالی هستند.مع الاسف این رویکرد در منتقدان درون نظام نیز نضج یافته است؛ با این تفاوت که گروه دوم برخلاف گروه نخست که آشکارا شعار براندازی سر می دهند، بصورت خزنده و نرم در صدد براندازی از درون و یا حداقل «تعدیل» آن از طریق تهی نمودن محتوای نظام اسلامی از آن و بسنده نمودن به قالبی ظاهری از آن می باشند.

با مروری ساده و سطحی بر جریان بعد از انتخابات گذشته در ادبیات بعضی آقایان که علی الحساب و برای موجه نشان دادن خود تأکیداتی بر شخصیت حقیقی امام (ره) داشتند بخشی از سیر این جریان به سمت لیبرالیزه نمایان است در سخنرانی بعضی از حضرات و همچنین بعضی مسئولین در بعضی سفرهای استا... تکرار فرمایشات مقام معظم رهبری را چه بصورت مستقیم و چه به زبان خودشان می بینیم ولی در عمل حرکات و تبلیغات و شعارهای انتخاباتی هم الی ماشاالله مشاهده می کنیم. این روش خوراکی آماده برای تفکر لیبرال است.

برای مقابله با این تفکر منفعت طلب که با ظاهری دینی و اسلامی خود را معرفی می کند می بایست دقت کرد. شاخص ها را فراموش نکنیم. نمی توانیم قله شویم ولی باید برای رسیدن به قله تلاش کرد. قله ما ولایت است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/01/28ساعت 1:51  توسط مهدی ریاضی  | 

حضرت فاطمه (س) درباره سستي در نماز فرمودند :
از پدرم رسول خدا(ص)درباره مردان و زناني كه در نمازشان سستي و سهل انگاري مي كنند، پرسيدم. آن حضرت فرمودند:
(هر زن و مردي كه در امر نماز ، سستي و سهل انگاري داشته باشد ، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مي گرداند :
1 ـ خداوند ، بركت را از عمرش مي گيرد.

2 ـ خداوند ، بركت را از رزق و روزي اش مي گيرد.

3 ـ خداوند ، سيماي صالحين را از چهره اش محو مي كند.

4 ـ هر كاري كه بكند بدون پاداش خواهد ماند.

5 ـ دعايش مستجاب نخواهد شد.

6 ـ برايش بهره اي از دعاي صالحين نخواهد بود.

7 ـ ذليل خواهد مُرد.

8 ـ گرسنه جان خواهد داد.

9 ـ تشنه كام خواهد مرد ، به طوري كه اگر با همه نهرهاي دنيا آبش دهند ، تشنگي اش برطرف نخواهد شد.

10 ـ خداوند ، فرشته اي را برمي گزيند تا او را در قبرش ناآرام سازد.

11 ـ قبرش را تنگ گرداند.

12 ـ قبرش تاريك باشد.

13 ـ خداوند فرشته اي را برمي گزيند تا او را به صورتش به زمين كشد ، در حالي كه خلايق به او بنگرند.

14 ـ به سختي مورد محاسبه قرار گيرد.

15 ـ و خداوند به او ننگرد و او را پاكيزه نگرداند و او را عذابي دردناك باشد.)


منبع: مسند فاطمه الزهراء , ص 235

+ نوشته شده در  شنبه 1392/01/24ساعت 1:13  توسط مهدی ریاضی  | 

روشهاي پژوهش در علوم رفتاري را معمولا با توجه به دو ملاک هدف و ماهيت تقسيم بندي مي کنند. این دسته بندی ها را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/01/20ساعت 22:6  توسط مهدی ریاضی  | 

دو ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری در کشورمان. مثل اینکه تحلیل ها و اظهار نظرها نم کشیده! تا قبل از عید بازار این می آید و او نمی آید به راه بود. حال که غالب نامزدها (حداقل آنهایی که اعلام آمادگی کرده اند) پا در عرصه تبلیغات گذاشته اند. نمی دانم چرا سخن و تحلیلی بیرون نمی آید. اینکه به مسائل مهم بپردازیم، مانند نشست آلماتی امری صحیح و خارج از نقد است. ولی اینکه موضوعی به این مهمی را وا نهیم خود جای بحث بسیار دارد.
چرا ریشه ای به برخی موضوعات انتخابات توجه نمی شود جای سوال دارد. مثلاً 1+2 یعنی چه؟ اگر بناست که شخص یا اشخاصی به نفع یک نفر از رغابت کناره گیری کنند چرا با هم آمده اند؟ یا اینکه چرا تعداد کاندیداها اینقدر زیاد است؟ یا جالب تر؛ چرا از یک گروه چند کاندیدا معرفی شده؟ چرا نیکزاد یک بار اعلام حضور می کند و چند روز یعد تکذیب می کند؟ و الی آخر سوال...
این صحیح نیست که مردم را درگیر بازی های سیاسی نماییم. یک نوع سردرگمی در مردم دیده می شود که ناشی از عملکرد سیاسیون ماست. اگر سخنرانی روشنگرانه حضرت آقا در سال جدید نبود، این خلع ذهنی بیشتر دیده می شد. حداقل اینکه مردم با توجه به ارشادهای پدرانه حضرت آقا می دانند چه شاخصه ای برای انتخاب فرد اصلح مناسب است. (هر آنچه از خوبی که این رئیس جمهور داشته و از ضعقیی که نباید می داشت).
بازار شعار در راه است. برخی شعارهای بو دار را شنیده ایم، مثلاً (آزادی انتخابات، مهندسی انتخابات، زنده باد بهار، بهار سبز، مکتب سبز بهاری، کشور برای جوانان، دموکراسی مدرن، بازگشت به آغوش مردم و ...). اگر رسانه ها به افشاء سیاست های کاندیداها توسط رسانه ها (که هیچ ربطی به حریم حصوصی هم ندارد) موجب می شود که مردم در زمان تبلیغات با سردرگمی روبرو نشوند. اما آنچه بر می آید سکوتی موزیانه را نشان می دهد که نتیجه مثبتی نخواهد داشت.
یک ذره تحلیل:
با نگاهی اجمالی به تعداد و تنوع کاندیداها، همچنین جهت گیری های و گرایش ها، چنانچه همین افراد باقی بمانند انتخابات به دور دوم خواهد کشید. انصافاً تا کنون غالب افراد مطرح شده سبقه سیاسی ـ اجرایی خوبی دارند. در زمینه تبلیغات نیز ید طولایی دارند. آقای شهردار با فعالیت های رسانه ای، 8 سال گذشته را خوب پشت سر گذاشتند. شرکت در برنامه های تلویزیونی بخصوص برنامه های سیاسی توسط سایر افراد نیز قابل توجه است. اغلب مردم بخصوص ساکنین شهرهای دور از مرکز و روستاها، منتظر معرفی کاندیدای دولت هستند و این را بدانیم که این کاندیدا شانس بسیاری دارد البته به شرط معرفی کسی که مقبولیت بین سیاسیون هم داشته باشد. امروز بویژه پس از انتخابات سال 88 مشخص گردیده که انتخاب یک شخص به آرا بالا در تهران محدود نمی شود بلکه حضور آحاد مردم نتیجه نهایی را رقم می زند.
در مجموع ما گوش به فرمان رهبری هستیم و رهنمودهای ایشان را فصل الخطاب خود می دانیم.

+ نوشته شده در  شنبه 1392/01/17ساعت 23:59  توسط مهدی ریاضی  | 

حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی

منظور آقای ما چیست. توضیحات حضرت آقا کافی بود. اما منظور از حماسه چیست؟ ترتیب کلمات هم جالب است ابتدا سیاسی و سپس اقتصادی.

اولین رویداد سیاسی بزرگ امسال را می دانیم، "انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ماه". این دست خود ماست که عاقبتی شیرین یا تلخ داشته باشد. امری بدیهی است که اگر انتخابی درست کنیم (همان ورودی مناسب) جواب مناسب دریافت خواهیم نمود و نتیجه آن می شود که می خواهیم. یعنی رئیس جمهور خوب همان وزیر اقتصاد و تدبیر صحیح اقتصادی و طرح های نو و اندیشمندانه اقتصادی و نظارت صحیح و کارآمد، یعنی همان پیگیری حرکت های صحیح دولت فعلی و دوری جستن از گام های غلط دولت فعلی، یعنی همان نظر داشتن به چشم انداز اقتصادی مصوب شده، یعنی همان وضع معیشتی مورد تقاضای آحاد مردم، یعنی همان افزودن ارزش به پول کشور و افزایش قدرت خرید مردم، یعنی همان کشور آرمانی که مدنظر شهداء و امام شهداء و همه مردم ماست که همه اینها یک حماسه محسوب می شود. پیام حضرت آقا این را می رساند که اگر حضور سیاسی ما خردمندانه و عالمانه و همگانی باشد، حماسه ای بس بزرگتر را می سازد که نتیجه آن تحقق آرمان های ماست.

روزی با استادم در مورد نامگذاری سالها بحث می کردم. ایشان فرمودند خیلی دوست دارم با حضرت آقا ملاقاتی داشته باشم و بگویم این نامگذاری ها فقط اسمند و خروجی ندارند! پاسخ دادم آقای دکتر یا شما خروجی ها را نادیده می گیرید یا اینکه خروجی ها آن چیزی نیست که توقع دارید. قصور در انجام وظائف توسط مسئولین امری واضح بوده و مسئولین نیز حاصل تصمیم گیری ما در انتخاباتند. نامگذاری سال توسط رهبری معظم یک شاه کلید، فانوس و یا هرچه که بعنوان راهنماست می باشد. حال اگر ما به آن توجه کردیم و از آن بهره بردیم و در امور سرلوحه قرار دادیم خروجی مناسب را می گیریم. همه می دانند خروجی حاصل فعالیت هایی است که در فضای سیستم بر روی یک یا چند ورودی صورت می پذیرد. حال اگر یک یا چند عنصر در این سیستم عمل نکرده و یا بد عمل کنند تقصیر ورودی نیست.

پیام امسال آقا بطور واضح راه را نشان می دهد. و از دید بنده حقیر دو بعد بزرگ و تربیتی دارد.

1) مردم؛ اگر انتخابی درست و شایسته داشته باشید آن هم با حضور حداکثری هم اقتدار ملی خود را حفظ می کنید و هم از معضلات اقتصادی نجات پیدا می کنید. (همانطور که می دانید حضور آحاد مردم در هر صحه ای فتنه را ریشه کن می کند چه اقتصادی، چه سیاسی، چه اجتماعی)

2) مسئولین؛ مسئولین مردمی که با حداکثر رأی انتخاب می شوند احساس مسئولیت بیشتری را خواهند داشت پس باید به رفع و رجوع مشکلات مردم بپردازند که در وضعیت فعلی معضلات اقتصادی است.

پس می توان نتیجه گرفت که با حماسه ای سیاسی "حضور حداکثری" می توان حماسه ای اقتصادی "رفع مشکلات معیشتی" خلق کرد. که همه ی این  اوامر بسته به خود مردم است.

راه بان نشان داد، راه را   بباید که ترک کرد، چاه را

لبیک یا خامنه ای

+ نوشته شده در  جمعه 1392/01/09ساعت 2:10  توسط مهدی ریاضی  | 

نظريه سطوح سيستم‌ها از سوي بولدينگ بر اساس پيچيدگي سطوح آن‌ها ارائه شد. اين طبقه‌بندي وسعت و تنوع سيستم‌هاي موجود در جهان را به ما نشان می‌دهد.

به طور خلاصه بولدينگ انواع سيستم‌هاي ذيل را تعريف مي‌كند:

*  Framework سيستم‌هايي با چارچوب ثابت : سيستم‌هاي با ساختارهاي ايستا را شامل می‌شود مانند اتم‌ها در يك كريستال يا استخوان‌بندي يك حيوان.

*  Clockworks سيستم‌هاي ساعتي : این دسته شامل سيستم‌هاي پوياي ساده با حركات از پيش تعيين شده مي‌باشند مانند ساعت و منظومه شمسي می‌باشند.

*  Cybernetic سيستم‌هاي سايبرنتيك : سيستم‌هايي كه بر حسب هدف يا معياري كه در بيرون براي آن‌ها تعيين شده قادر به خود كنترلي مي‌باشند مانند ترموستات.

*     Open System سيستم‌هاي باز : سيستم‌هايي كه قادر به خودنگهداري بر مبنای دریافت ميانداد از محیطشان استوار مي‌باشند مانند يك سلول زنده.

*   Blueprinted – Growth Systems سيستم‌هاي رشد يابنده با برنامه‌ريزي قبلي : سيستم‌هايي كه از راه تقسيم، تكثير نمي‌شوند، بلكه از طريق بذر يا تخم تكثير مي‌شوند كه داراي دستورالعمل‌هاي از پيش برنامه‌ريزي شده براي رشد مي‌باشند مانند سيستم ميوه درخت بلوط.

*   Internal – Image سيستم‌هاي درون تصوري : سيستم‌هايي كه استعداد آگاهي مشروح از محيطي دارند كه اطلاعات را از آن دريافت مي‌كنند و در يك ساختار تصوري يا آگاهي از محيط به عنوان يك كل سازمان مي‌يابند. سطحي كه كاركرد حيوانات در آن قرار دارد.

*  Symbol – Processing سيستم‌هاي نمادپردازي : سيستم‌هايي كه در وضع خودآگاه قرار دارند و قادر به استفاده از زبان مي‌باشند. كاركرد انسان‌ها در اين سطح قرار دارد.

*   Social سيستم‌هاي اجتماعي : سيستم‌هاي چند جانبه‌اي كه عاملاني را در بر مي‌گيرند كه در سطح هفتم نظام قرار داشته و فرهنگ اجتماعي مشتركي داشته باشند. سازمان‌هاي اجتماعي در اين سطح عمل مي‌كنند.

*     Transcendental سيستم‌هاي ماورايي : سيستم‌هايي كه شامل مطلق‌ها و ناشناخته‌ها مي‌باشند.

سطوح 1 تا 3 سيستم‌هاي فيزيكي، سطوح 4 تا 6 سيستم‌هاي زيست‌شناختي و سطوح 7 و 8 سيستم‌هاي انساني و اجتماعي را در بر مي‌گيرند. بولدينگ سطح 9 را اضافه مي‌كند تا طبقه‌بندي وي بسته نباشد و نسبت به احتمالات جديدي كه هنوز به تصور درنمي‌آيند، باز باشد. اين سطوح منحصر به فرد نيستند، در واقع هر سيستم سطح بالاتر ويژگي‌هاي سطوح پايين را در بر مي‌گيرد. بولدينگ يادآور مي‌شود كه بيشتر تئوری‌های علوم اجتماعي هنوز در سطح 2 مي‌باشند كه به تازگي به سطح 3 ارتقا یافته‌اند. اين در حالي است كه موضوعات مورد بحث در علوم اجتماعي به طور روشني در سطح 8 قرار دارند.


+ نوشته شده در  شنبه 1391/12/26ساعت 0:5  توسط مهدی ریاضی  | 

Reserch and development یا به  اختصار R&D اصطلاحی است که مبین افزایش دانش و آگاهی انسانها و فرهنگ اجتماعی و عمومی می باشد تا از طریق طراحی محصولات جدید در شرکتهای مختلف رفاه بشری توسعه یابد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1391/12/25ساعت 23:28  توسط مهدی ریاضی  | 

چرا تعریف جامعی از سیاست نیست؟ شاید دلیل عمده آن این است که ماهیت مشخصی ندارد. اینکه این واژه علم است، فن است یا هنر؟ به نظر بنده سیاست تلفیقی از همه این موارد است. در سیاست هدف گذاری بسیار مهم است. چرا که سیاست بر اساس استراتژی های جامعه (چه اقتصادی، چه نظای و چه هر زمینه ای که تصور شود) تبیین می شود. این واژه در حکومت کاربردی کلیدی دارد.
امام راحل ما می فرمایند:
سياست اين است كه جامعه را هدايت كند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه و تمامی ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگيرد و اينها را به طرف چيزی كه صلاحشان هست هدايت كند. (صحيفه امام. ج 13، ص 432)
از دیدگاه اسلام سیاست چگونه است؟ آیا سیاست ظاهری پلید دارد؟ آیا سیاست ابزار قدرت است؟ شهید مدرس گفته بود: سیاست ما عین دیانت و دیانت ما عین سیاست ماست. بله این جواب مناسبی است اما آیا همه ما همانگونه به سیاست می نگریم که این شهید بزرگوار اشاره کرده؟ حضرت علی (ع) نمونه بارز سیاستمدار مسلمان بود. ولی مردم آن عصر و حتی عصر ما نیز این مطلب را درک نکردند چون تعریف جامعی از سیاست را ندارند. ظریه‌پردازان و سیاستمداران اسلامی، عموماً سیاست را به معنای «تمشیت امور» چه در امر دولت و چه غیر دولت آورده‌اند، چرا که سیاست در هر امری روان است. و تمشیت امور نیز در فرهنگ معین « روان كردن، راه انداختن و سامان دادن نيز آمده است» که مستلزم همان مصحلت اندیشی، دوراندیشی و اداره‌ی امور می‌باشد.
می توان تعریف امام خمینی را تعریف جامع و کاملی دانست. اما بهتر است با چند تعریف متفرقه نیز آشنا شویم:
ماكس وبر، جامعه‌شناس معروف آلماني معتقد است سياست يعني حرفه؛ سياست، تلاشي است براي مشاركت در كسب قدرت و سعي در اعمال نفوذ براي اختصاص دادن قدرت در هر رده‌اي از تشكيلات، اعم از گروه‌ها و يا دولت‌ها. بنابراين هر كس با هر انگيزه، چه اهداف آرماني و چه اهداف مادي و چه اهداف جاه‌طلبانه و چه لذتي كه از كسب قدرت به دست مي‌آيد، دست به هر اقدامي براي مشاركت در قدرت بزند، عمل سياسي انجام داده است. (فصلنامه سياست خارجي، سال سوم، شماره 1، سياست چيست و چگونه تعريف مي‌شود، فرهنگ رجايي، ص 186)
سیاست به معنای «علم دولت»

عده‌ای دیگر از نظریه‌پردازان غربی، نظریه‌ی فوق را تعدیل کرده و بیان داشته‌اند که سیاست یعنی «علم دولت» و منظور علمی است که رفتار دولت را مورد بررسی و مطالعه قرار می‌دهد. (نظريه‌هاي دولت، اندرووينست، ترجمه حسين بشري، ص 20)

نظریه‌پرداز مشهور رافائل بر این نظر است: «آن چه به دولت مربوط می‌شود یک امر سیاسی است» (همان مدرک) و بلونشلی نظریه‌پرداز مشهور دیگر نیز می‌گوید: «علم سیاست به معنای درست کلمه، علمی است که دولت را بررسی می‌کند» (همان مدرک)

سیاست به معنای «علم قدرت»:

عده‌ای از نظریه‌پردازان غربی مانند: فرانکل، ماکیاول، فرانکلین لووان بومرور، نیچه و ...، علم سیاست را «علم قدرت» دانسته‌‌اند. اگر چه این تعریف دست کم در عمل از ابتدای تشکل حکومت‌ها در جامعه‌ی بشری وجود داشت، اما شاید تدوین کلاسیک این تعریف به «موریس دوورژه» بر می‌گردد. (اصول علم سياست، موريس دوورژه، ترجمه دكتر ابوالفضل قاضي، صص 18-17)

باید توجه داشت که هیچ دلیل علمی برای این تعریف (سیاست یعنی قدرت) ارائه نشده است، بلکه چون از همان ابتدا قدرتمندان، اگر هیچ اطلاعی از علم سیاست نداشته باشند، حکومت و سیاست به معنای حکومت را در اختیار گرفته‌اند، طرفداران قدرت نیز این تعریف را ارائه داده و با نقد تعاریف دیگر بر آن پافشاری دارند.

+ نوشته شده در  شنبه 1391/12/19ساعت 0:0  توسط مهدی ریاضی  | 

آقای رئیس دفتر جنبش عدم تعهد دوباره لب به سخن گشود و در جشن بزرگی موسوم به درخت دوستی (به به) افاضات فرمودند. در برهه ای قرار داریم که دشمنان تلاش دارند ملیت و دین را از هم جدا کنند، که البته شکست خواهند خورد همانطور که تا کنون کاری از پیش نبرده اند. البته منکر این هم نیستیم که برخی جوانان (البته با تحریک احساسات) در این غالب وارد شده و اندکی مسیر اصلی را گم کرده اند. بماند. در این مسیر مسئولین سهل انگاری کرده اند. پس از سخنرانی های معروف این حاج آقا مشایی در همایش هایی همچون همایش ایرانیان بحث مسلمان ایرانی و ایرانی مسلمان مطرح شد. جالب اینکه در این راستا هنرمندان سینما و تلویزیون در ترویج نهضت ملی گرایی نقشه بسزایی را ایفا کرده اند. همه می دانیم عام مردم، بخصوص جوانان رسانه دیداری همچون تلویزیون را بعنوان الگو می پذیرند. (نه بصورت مطلق) کما اینکه در انتخابات 88 سو گیری برخی از هنرپیشه ها بسیاری از آرا را جذب کاندیدایی خاص کرد.
تحلیلی کوتاه:
در انتخابات 88 تصاویری از آقای رحیم مشایی بعنوان حامی اصلی آقای احمدی نژاد در کنار هنرپیشه های معروف پخش شد که با توجه به ماهیت هنرپیشه ها، این گونه موضع گیری از جانب آنها بعید بود (امثال هدیه تهرانی ها). به لحاظ استراتژیک بودن عملکرد، درست بود. ولی خروجی، خروجی مورد انتظار نبود! ستاد انتخاباتی آقای رئیس جمهور به آرا عام اطمینان کامل داشت و تلاش در حداکثر سازی آرا داشت پس بهترین استراتژی بهره بردن از افراد شاخص بود. همانطور که می دانید بهترین کیس هنرمندان و ورزشکاران بودند. پس برای جذب آنها دو راه وجود داشت
1) ادبیات مشترک (سینمای آزاد، سینمای ملی - ایرانی و ...)
2) وعده و پول (مثلاً ما هم نمی دانیم که خرج شده!!)
حال آنکه مردم ما از روی آگاهی دست به انتخاب زدند. ولی در این میان بدعتی گذاشته شد و آن اشاعه یافت و آن بحث داغ ملی گرایی با نام کوروش و زرتشت (زردشت) و ... بود.

ارتباط با بحث:
آقای مشایی و جریان دولت در انتخابات آتی به دنبال جذب آرا جهت جبهه متحد با خود هستند و این امری طبیعی برای ماندن در قدرت است. اخیراً آقای مشایی که مدتی هم سخن از آمدن او در انتخابات بود علاوه بر گرفتن مدال های خوش آب و رنگ (مثلاً فرهنگی) دست به برگزاری همایش و جشن زدند، آن هم با هنرمندان! (حال پیدا کنید ارتباط بین ئیس دفتر جنبش عدم تعهد با جشن هنرمندان را!!). این که ایشان در اینگونه مراسم ها سخنرانی می کنند و اعلام می کنند که به وضعیت بشر در آینده می اندیشند اندکی ما را نگران می کند که نکند دچار حمله قلبی شوند. وقتی چاوز با مسیح رجعت می کند لابد ایشان پیشاپیش مسیح (نعوذلالله) به عنوان راه بازکن می آیند. وقتی اتمسفر (جو) ایشان را می گیرد سخن می رانند در حد ... مثلاً (ه نظرم می رسد در کمتر از صدسال آینده با انسان هایی زندگی می کنیم که ساخته خود ما هستند.) اگر فردا شنید آقای مشایی قرآن بدست ادعایی کردند تعجب نکنید. ایشان جدیداً اندیشمندی را به حد کمال رسانده و گفته (از خود پرسیدم چرا خدا به انسان و خلق او افتخار می کند و پس از اندیشه بسیار به این نتیجه رسیدم که خداوند به خلق موجودی فکر کرد و انجام داد که مثل هیچ کس نبود و مثل خودش بود در واقع خدا با خلقت انسان خدا آفرید!) این همان برابر قرار دادن انسان با خداست! انسان در برابر باری تعالی هیچ ندارد و هیچ است. بسیار خنده دار است که بخواهیم اقیانوسی را در لیوانی کوچک و یکبار مصرف جای دهیم. اما وی برای تبرئه خود می گوید که مکاتب ما گفته به گونه ای عمل کن که خدا صفت شوی. (جهت اطلاع عرض می کنم خداصفت نه خود خدا!).
مشایی در پایان سخنرانی خود با بیان اینکه پاییز نه وجود دارد نه حقیقت، چرا که تنها بهار است که حقیقت دارد، گفت: ملت ایران امیدوارترین ملت جهان است و آنها آینده را درخشان می دانند و این تفکر مکتب سبز بهاری ما است. این جمله ها به ظاهر ادبی است اما با کمی تأمل در محتوی و توجه به مکان ایراد سخنان و جمع مستمع و همچنین رسانه ای شدن به پیام وی پی خواهید برد.
منظور از نفی وجود پاییز و منکوب حقیقت آن چیست. همه می دانند پاییز جزئی از زندگی است چه در عمر انسان، چه در علم و چه در فصول. پس منظور از پاییز خزان دولت فعلی و یاران آن است. و اینکه همواره بهار است که حقیقت دارد یعنی دلتی که در بهار پدید آمده و در بهار نیز تداوم پیدا کرده، پس در بهار پیش رو نیز باقی خواهد ماند. ملت در این سخن پایانی حامیان دولت اند و اینکه دولت آنقدر به خود اطمینان دارد که به ماندن خود ایمان دارد. همه ما از شعار 22 بهمن دولت "زنده باد بهار" آگاهیم و امروز مکتب سبز بهاری! همانطور که می دانید سبزی همان زندگی و بقاء استیعنی ما می مانیم و خزانی وجود نخواهد داشت.
بله سخنرانی این آقا نوعی شاخ و شانه کشیدن با لفاظی های سیاسی بود. و  این سخنوری به ظاهر ادیبانه را می توان علنی کردن مبارزات انتخاباتی تلقی نمود.

+ نوشته شده در  جمعه 1391/12/18ساعت 3:37  توسط مهدی ریاضی  |