ولایت

بررسی مسائل سیاسی و مدیریتی

یک سوال

آیا بانک مرکزی باید مستقل و خصوصی اداره شود؟

تحلیلی مختصر:

این تفکر استقلال بانک مرکزی توسط چه کسانی مطرح، و از کدام کشورها الگو برداری شده است؟ نظام اقتصادی ما با توجه به گرایش های مذهبی مردم ما چگونه باید باشد؟ پایه یولی اقتصاد ما چیست؟ اقتصاد اسلامی و رویکرد عملکرد مالی اسلامی، در کشور ما چگونه صورت می پذیرد؟ الگوبرداری استقلال بانک مرکزی از کجا سرچشمه میگیرد؟ استقلال بانک مرکزی مهم تر است یا استقلال پولی از پولهای رایج دنیا؟ استقلال پولی چگونه می تواند بعنوان مرجع در دنیا نمود پیدا کند؟ آیا اقتصاد مقاومتی که هم اکنون سخن آن در میان است، بنا به فرموده مقام معظم رهبری برگرفته از اندیشه فقهی اسلامی است؟

هر کدام از سوال های فوق قابلیت بررسی در حد پایان نامه های دانشگاهی و مباحث تحقیقاتی در سطوح مختلف را دارد. کمااینکه گروه های دانشجویی بسیاری تحت نظر اساتید برجسته چون دکتر حسن عباسی به این مسائل پرداخته اند و ماحصل آن ارائه راهکارهای برجسته ای بوده از قبیل را اندازی وزارت ذکوه یا استقلال از پولهای رایج بین المللی و ...

تا کنون به این مسأله توجه کرده اید اگر پایه پولی اقتصاد ما مستقل از دلار بود، کشور ما در برابر تحریم ها کوچکترین تزلزل را نداشت؟ جالب این است که مبانی این طرح قبلاً طراحی شده و نیاز به آزمون و خطا و همت مسئولین و مردم دارد.

به نظر شما علت جنبش وال استریت، که از نظر اساتید اقتصاد یک جنبش اقتصادی نبوده بلکه یک جنبش فرهنگی بوده است (این را می توان از پلاکارد های در دست معترضین دریافت)، چه بود؟ بله انتقاد به خصوصی بودن بانک های مرکزی که برنامه ریزی اقتصادی و مالی و پولی کشور را در اختیار داشت بوده است. عده ای معدود (صاحبان ثروت و قدرت) برای کل جامعه تصمیم گیری می کنند. طبیعیست که این افراد منافع شخصی خود و حامیان را تأمین نمایند. این البته در کشورهایی است که غول های اقتصادی بوده اند و کاستی های بخشی را با فزونی بخش های دیگر پوشش می دهند. حال تصور کنید در کشوری مانند کشور ما که علاوه بر ضعف مفرت اقتصادی و دست و پنجه نرم کردن با تحریم ها و برخی اختلافات داخلی، عده ای به دنبال تبدیل نمودن سیاست های اقتصادی (پولی و مالی) به این شیوه است که قبلاً شکست خورده! به نظر شما این رویکرد از کجا نشأت می گیرد؟ چرا باید مسیری را طی کنیم که قبلاً آزموده شده و جواب منفی داده؟ جالب تر اینکه اکنون کشور های توسعه یافته به دنبال بهره گرفتن از اقتصاد اسلامی هستند و ما به دنبال تبدیل رویکردهای خود به شیوه های شکست خورده آنان، در صورتی که می توانیم با پیش دستی گرفتن در تدوین قوانین اقتصادی اسلامی و پیاده سازی نه تنها پیشرو در این امر بلکه رفع واقص موجود باشیم.

خود بنده نیز تا چندی پیش فکر می کردم بهتر است بانک مرکزی مستقل نماید و این برگرفته ز اندیشه های آکادمیک بود که صادرات کشورهای غربی است. اما با نگرشی اجمالی در رویکردهای دینی و رهنمود استیدی چون دکتر عباسی و تمرکز بر فرمایشات مقام معظم رهبری دریافتم که دین مبین و بدون نقص اسلام راهکارهای بهتری را پیش رو قرار داده است. ای کاش فضای ذهنی اساتید دانشگاههای ما بجای کپی برداری از نظرات اساتید غربی اندکی معطوف به رویکردهای اسلامی باشد.

در تاریخ 1390/6/17 در دیدار مقام معظم ربری با اعضای مجلس خبرگان ایشان فرمودند: کرسی های آزاداندیشی فقهی در زمینه ارائه راهکارهای اقتصادی تشکیل داده و خروجی آن را در اختیار کارشناسان قرار داده تا نظام اقتصادی بهبود یابد. این یعنی در حال حاضر سیاست های اقتصادی ما از قوانین و قواعد اسلامی فاصله بسیار دارد. اقتصاد مقاومتی به منزله کپی برداری از سیاست های اقتصادی و مالی کشورهای صنعتی و صاحب پول و قدرت نیست. اقتصاد مقاومتی به منزله ایستادگی و ارائه راهکارهای مناسب برای بهره برداری از ظرفیت ها موجود (منابع انسانی، معدنی و بخصوص آموزه های دینی) است. اقتصاد مقاومتی به معنای بستن مرزها نیست ولی به معنای تابعیت از شیوه های غربی و شرقی هم نیست. توجه به الگوها جهت مهندسی معکوس و درس گرفتن از خطاها امری علمی است ولی گام گذاشتن در مسیر آزموده شده برای آزمون خطا صد در صد خطاست. اقتصاد مقاومتی یعنی استقلال مالی از غرب و مبنای دلار و یورو. این چگونه میسر است؟

مسأله، مسأله بزرگی است ولی کمک بزرگتری چون اصول دینی و فقهی را در دست داریم. مراجع عالی قدر تا کنون در بسیاری از بازدیدها با مسئولین کشوری (وزرای این دولت و دولتهای قبلی) همواره تأکید کرده اند که نباید روش های غلط پولی که ربا در پی دارد وارد نظام اقتصادی شوند. این یعنی ابراز نگرانی، چرا توجه نشده؟ کماکان مقامات اقتصادی ما به دنبال نظرات مینارد کینز و غیره اند.

چرا باید چنین تصوری شود که مشکل اقتصادی کشور با مذاکرات حل خواهد شد. باید منطقی بود و انتظار معجزه از آقای ظریف و تیم همرا نداشت. ما منکر مذاکره و مخالف آن نیستم. مذاکره بجای خود حل مسائل اقتصادی نیز بجای خود. حل مسائل اقتصادی با مذاکره به این معناست که هر وقت طرف مقابل اراده کند کشور و مردم را به چالش می کشد و ما نباید خارج از خواسته های او عمل کنیم! (آخرش چه؟) در حالی که ما این قابلیت را داریم که بازی گردان باشیم، بنا به توضیحات فوق، می توانیم اصولی را پایه ریزی کنیم که هم اکنون آنان به دنبال آن هستند. اینگونه عمل کردن ما یعنی اینکه هواپیمایی در اختیار داریم ولی بدلیل عدم توانایی در بهره براری از آن کماکان با شتر و اسب و بعضاً پای پیاده طی طریق می کنیم!

مبانی اسلامی اقتصاد شاید به ظاهر سحت باشد و این به آن دلیل است که ما با اقتصاد فاسد غرب که پایه ربا و عدم وجود سلامت نفس را در بر دارد اجین شده ایم. برای مثال (غش در معامله = اظهار چیزی خلاف واقع یا اخفاء عیب موجود) که متأسفانه امروزه مبلابه بسیاری از کسب و کارهاست، چه در سطوح بالا و سراسری (شرکت های خودرو سازی) و چه در سطوح پایین تر (دستفروشها). حال آنکه اسلام همگان را از این امر منع می کنید. لحظه ای فکر کنید که خودرو شما استاندارد باشد، چقدر در استهلاک و نگهداری آن صرفه جویی می شود؟

حال بجای اصلاح اموری از این قبیل و تدوین قوانین اقتصادی بر پایه مبانی اسلام به دنبال کپی برداری از غرب در خصوصی سازی بانک مرکزی هستیم! تا عده ای دیگر نقش پدرخوانده را در این کشور بازی نمایند! بدانیم که همگان (بخصوص دست اندرکاران و افراد آگاه) در پیشگاه خدا مسئولند. شبهای قدر استغفار می کنیم، العفو می گوییم، قرآن به سر می گیریم، ولی در قرآن تدبیر نمی کنیم! خدا را به معصومینش قسم می دهیم ولی سفارشات معصومین را پشت گوش می اندازیم و به توصیه هایشان توجه نمی کنیم! داعیه مسلمانی داریم و امروز داعیه تحصیلات، چرا از قواعد اسلامی پیروی نمی کنیم؟ چرا اقتصادمان را اسلامی نمی کنیم؟ جرا تفسیرمان از اقتصاد مقاومتی فقط منوط به مذاکرات است، چرا خصوصی سازی را با در سطوحی چون بانک مرکزی می بینیم؟ چرا استقلال اقتصادی را از دنیا ناممکن می بینیم؟ چرا شناخت پتانسیل های داخلی کشور را نمی بینند؟ بدانید اگر در اقتصاد متزلزل دنیای امروز که خود صاحبان قدرت به ضعفشان اعتراف دارند با ایجاد یک تحول بنیادی بعنوان پیشتاز و مرجع مطرح شویم دیگر نیازی به مذاکره نداریم واگر هم مذاکره ای باشد پیرامون معضلات سایر کشورهاست.

براستی این طرح ها از کجا نشأت می گیرند؟

+ نوشته شده در  جمعه 1393/04/27ساعت 2:15  توسط مهدی ریاضی  | 

عراقچی(عباس عراقچی در جریان یک کنفرانس خبری گفت: همان‌طور که توافق ژنو اشاره کرده است اصل غنی‌سازی ایران ادامه پیدا خواهد کرد ولی با یک سری محدودیت‌های مورد توافق دو جانبه و برای یک دوره زمانی مشخص. این کاملا قطعی است که اگر هر محدودیتی را در هر قسمتی از برنامه‌های خودمان به منظور اعتمادسازی قبول کنیم این یک محدودیت موقتی و دارای دوره زمانی خواهد بود و هیچ چیزی برای ابد پذیرفته نخواهد شد.)

این اظهارات آقای عراقچی دو موضوع را روشن می کند:

اول آنکه تیم مذاکره کننده ایران در گام نهایی قرار است از خطوط قرمز نظام یعنی «حق مردم ایران در زمینه هسته ای » با پذیرفتن محدودیت درباره حقوق هسته ایران چشم پوشی کند 

دوم آنکه کشورهای غربی تاکید دارند که محدودیت ها علیه ایران ابدی باشد.

نشستاین برای اولین بار است که یک مقام ارشد مذاکره کننده هسته ای ایران، «اعمال محدودیت مورد توافق» و به بیان دیگر نادیده گرفتن شدن حقوق ایران از حمله ماده 4 ان پی تی را جز برنامه تیم مذاکراتی ایران در مذاکرات با 1+5 عنوان می کند. ((در بند اول ماده 4 ان پی تی آمده است: هیچ نکته ای در این پیمان نباید به گونه ای تفسیر شود که "حق مسلم" همپیمانان در انجام تحقیقات، تولید و استفاده از انرژی هسته‌ای برای مقاصد صلح آمیز را تحت تاثیر قرار دهد.)) همچنین بر اساس این ماده؛ این معاهده «هیچگونه محدودیتی» در مورد نوع فناوری و سطح بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای، از جمله چرخه سوخت، شامل غنی سازی ایجاد نکرده است .

اما با این حال آقای عراقچی، پذیرش محدودیت برای برنامه هسته ای ایران را یک موضوع عادی و در راستای توافق ژنو تلقی کرده و گویا از ابتدا قرار بود چنین محدودیت هایی اعمال شود. سخن ایشان، اظهارات برخی افراد مطلع مبنی بر توافق ایران و آمریکا بر روی برخی از مسائل کلی مانند اصل پذیرش محدودیت ها را تایید می کند. باید توجه داشت هر چند در توافق ژنو، حقوق هسته ای ایران توسط تیم مذاکره کننده نادیده گرفته شد، ولی آنزمان مقامات کشور مدعی شده بودند این توافق با تمام ویژگی هایی که دارد مقدمه ای برای پیروزی های بزرگ در زمینه هسته ای است! (شاید دنیای سیاست اینگونه تفسیر می کند!) به خاطر داریم رئیاست جمهور در نامه ای که بالافاصله پس از حصول توافق نامه ژنو به رهبر معظم انقلاب نوشت، تاکید کرد که در گام های بعدی مذاکرات حقوق ملت ایران مورد احترام قدرت های بزرگ قرار می گیرد: «توفیق در این مذاکرات نشان داد که می‌توان با رعایت همه اصول و خطوط قرمز نظام، با ارائه منطقی و مستدلِ مواضع ملت ایران و اتمام حجت برای افکار عمومی جهان، قدرت‌های بزرگ را نیز به احترام به حقوق ملت ایران فراخواند و گام‌های بعدی را نیز در مسیر حل و فصل نهایی اختلافات با استحکام برداشت.»

حال کنار هم گذاشتن نامه رئیس جمهور و سخنان آقای عراقچی که جمعه گذشته اظهار شده، بیانگر آن است که نتیجه مذاکرات ژنو نه تنها سبب نشد که حق هسته ای ایران محترم شمرده شود بلکه در خوشبینانه ترین حالت، تیم مذاکره کننده ایران با اعمال محدویت های گسترده برای یک دوره چند ساله موافقت می کند. (برخی سایتها مدت زمان احتمالی هم بیان نموده اند) که امیدواریم چنین نشود و از حقوق ملت بزرگ ایران صیانت شود. کشورهای غربی به دنبال آن هستند اعمال محدودیت علیه برنامه هسته ای ایران را ابدی کنند. گزاره ای که شاید یک سال پیش به فکر کارشناسان غربی نیز نمی رسید در حال حاضر به عنوان یک گزینه عملی روی میز مذاکرات وین 6 قرار دارد. (همانطور که امریکا می گفت اگر به ما بود حتی یک پیچ مهره سایت های هسته ای ایران را باقی نمی گذاشتیم). بنا به گفته برخی تحلیلگران ایران به دنبال کم کردن این پرسه بین 10 تا 20 سال است.

این برنامه غرب در حالی عنوان شده که در پاراگراف آخر از توافق ژنو آمده است پس از انجام کامل و موفق تعهدات ایران در گام نهایی با برنامه هسته ای آن مانند همه دیگر اعضای NPT برخورد خواهد شد. بدانیم؛ این عبارت هیچ دلالتی بر این ندارد که ایران پس از گام نهایی می تواند بدون هیچگونه محدودیتی تاسیسات غنی سازی خود را طبق NPT تا هر کجا که خواست توسعه دهد، چرا که مقامات آمریکایی معتقدند اعضای عادی NPT هم حق غنی سازی ندارند و این معاهده اساسا به چنین حقی تصریح نکرده است.

ما در برابر این همه امتیاز که بطرف غربی داده ایم چه امتیازات یا حقوقی را دریافت کرده ایم. در بده بستانهای رایج می بایست دو کفه ترازو برابر باشد. به نظر شما همان سیاست دُر در برابر آبنبات نیست؟ حال باید واکنش نمایندگان مجلس که بر اساس قانون می توانند به موضوع ورود کنند را دید. باز منتظریم ببینیم مذاکره کنندگان ما (فرزندان این ملت) چه خواهند کرد. امیدواریم رکب بزنیم نه اینکه بخوریم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/04/15ساعت 19:4  توسط مهدی ریاضی  | 

می دانیم حقیقت تلخ است. روزی استادمان وارد کلاس شد و مدتی به چهره تکت تک دانشجویان نگاه کرد. نه او حرفی زد و نه دانشجویان. با صدای استاد سکوت کلاس شکست. سوالی مطرح کرد:

دوستان چرا در کشور ما همه کس همه چیز را می دانند؟ (سوالی انتقادی و هوشمندانه)

بچه ها شروع به پاسخ دادن کردند. یکی با تمسخر، یکی علمی، یکی با ژست فرهیختگی  و ... استاد پوسخندی زد و گفت علتش همین است که شما می کنید. همه فکر می کنیم که آگاه ترینیم. اگر شخصی به شما بگوید گلویم درد می کند یک مشت قرص از جیب درآورده و روش مصرف برای وی تجویز می کنید! مگر شما دکترید؟! اگر کسی آدرس بخواهد ولو ندانید چنان راهنمایی می کنید که انگار سالهاست در آن منطقه زندگی می کنید! اگر مسأله اقتصادی مطرح باشد چنان نظر می دهید که انگار اقتصاد دانید! و از این قبیل موارد.

بنده خدا راست می گفت. امروز در باب اقتصاد چنین مطلبی مشهود بوده و صدق می کند. اینکه مردم ما فرهیخته اند شکی نیست و اینکه ملت ما در سرنوشت خود نقش مستقیم دارند شکی نیست، اما در اینکه هر کسی هر چیزی را نمی داند هم شکی نیست. بسیاری از مشکلات در کشور ما بر این اصل استوار است که ما اسیر غرور هستیم. اگر حرفی را در فضای مجازی یا رسانه ای یا جمعی (حتی خودمانی) بر زبان یا قلم جاری کنیم هیچ نظر مخالفی را بر نمی تابیم.

حوزه اقتصاد حوزه سیاسی نیست که هر کس بخواهد در آن هر نظری را داده یا مبادرت به رد یا قبول آن دهد. (که صد البته من هم معتقدم حوزه سیاسی نیز تخصصی است ولی هر کس به نوبه خود آنهم در فضای باز ایران توان تحلیل دارد نه نظریه پردازی) اقتصاد ملی ما مریض است و باید ابتدا با اصول و سپس راهکار ها آشنا شد و با نظر اهل علم و تخصص بهترین راه را بکار گرفت. تحلیل های سیاسی از جانب عام، با خطای بسیاری روبروست. همانطور که همواره دیده می شود ولی بینش ها را نمی توان نفی کرد.

بخشی از تحلیل های ساسی به برداشت های شهودی منوط است مانند دوره دومی که خاتمی رأی آورد آن هم با چند ثانیه گریه.

بخشی دیگر از این تحلیل های سیاسی به این بستگی دارد که فرد در معرض موج های تبلیغاتی قرار بگیرد مانند انتخابات 88 که بیش از 13 میلیون نفر را فریب داد. (ممکن است این خورده را بگیرند که مگر ممکن است که این تعداد فریب بخورند؟ بله صفین را بیاد بیاورید خود بهترین دلیل بر این مدعاست)

بخش دیگر به این صورت است که افکار را تهییج کنند و آنچه را بگویند که قشر قالب می طلبند. مانند اردوکشی خائنینی چون موسوی و کروبی که به تبعیت از آنها عده زیادی بعد از اعلام نتایج به خیابان ها ریختند.

بخش مهم دیگر در سیاست، مزخرف بودن (آراسته شده با چیزهای فریبنده) حرکات، کلمات است. مانند بیان صیانت از آراء مردم آنهم قبل از شروع انتخابات. این یعنی چه؟ صرفاً بخاطر اینکه خود را حامی مردم و مظلوم جلوه داده و حاکمیت را غیر قابل اعتماد جلوه دهند.

چرا تلاش دارند شخصی مانند سید محمد خاتمی که در انتخابات 88 جدا از سران فتنه نبود و همه بر این موضوع نیز آگاه بوده و هستند. تطهیر کنند و از حاشیه بخارج کنند؟ چرا رئیس جمهور محترم خود را مفتخر به حمایت وی می داند؟ چرا سخنان و جهت گیری های فعلی آقای هاشمی رفسنجانی با سخنان و موضع گیری های خود در دهه 60 اینقدر فاصله دارد؟ مگر اینکه آرمان ها تغییر کرده باشد! و ...

چرا چهار سال دوم احمدی نژاد با چهار سال اولش فرق داشت؟ چرا بر خلاف نظر مقام معظم رهبری، وابسته به جریان انحرافی شد؟ چرا تلاش کرد دولت بهار را سر کار بیاورد؟ چرا انتخاب مشایی بجای حضرت آقا؟ و ...

می بینید که برای این سوال ها انواع جوابها با رویکردهای مختلف سیاسی وجود دارد (یا رد یا تأیید). اما آیا به واقع در اقتصاد هم چنین است؟ نظر دادن در زمینه اقتصاد هم با برداشت های شخصی ممکن است. انتقاد کردن بدون زمینه علمی در رشته اقتصاد ممکن است؟ اشتباه نکنیم ایده با نظریه فرق می کند. هر شخصی ولو بی سواد می تواند ایده اقتصادی ارائه کند ولی از ایده تا عمل فاصله بسیار است.

علت تورم و رکود اقتصادی، باید از کجا ریشه یابی شود؟

نظریه پردازان بزرگ دنیا معتقدند که بانک مرکزی هر کشور می بایست مستقل از دولت بوده و سیاست های پولی و اعتباری را مستقلاً وضع نماید. حال آنکه در ایران بلعکس است! یک روز رئیس جمهور در سخنرانی خود سخن از کاهش بهره بانکی می کند و فردا چنین می شود یک روز هم می گوید نباید کم باشد و فردای آن روز بالا می رود! شما بگویید این چه سیاست پولی و مالی است؟ افزایش نقدینگی در جامعه چه عواقبی دارد؟ تورم زائیده کدام است افزایش تقاضا یا کاهش عرضه؟

بسیارند کسانی که در مورد همین سوال های به ظاهر ساده مبادرت به جواب می کنند در حالی که بسیاری از مفاهیم پایه ای مانند ضریب جینی یا نقطه سربسر ندارند! وضعیت بودجه بندی در کشور ما هنوز هم صلیغه ای و بی قائده است. بودجه بندی سرمایه ای راهی برای رشد اقتصاد و تبلور اقتصاد مقاومتی است. کافی است با شاخص های آن آشنا باشند.

برخی فکر می کنند اقتصاد اسلامی جدا از علوم اقتصادی است حال آنکه بهره گرفتن از علوم پیشین و روز و آشنایی با روش عملکرد صحیح بسیاری از سازمان های پولی و مالی و اقتصادی کمک می کند تا سازمانی بدون نقص و یا حداقل با کمترین ضعف را داشته باشیم.

بطور قطع کشورمان که رشد علمی چشم گیری در چند سال گذشته داشته برگرفته از مطالعه و تحقیق و نوآوریست. این به معنای زایش اطلاعات نیست بلکه پس از مطالعه و تحقیق و بعضاً آزمون و خطا خروجی لازم میسر میشود.

متأسفانه برخی هستند که اقتصاد را همچون سیاست تحلیل و تفسیر می کنند و حتی با وجود درک مطلب سعی دارند حق را نپذیرند چرا که این را شکست طلقی می کنند و این ناشی از غرور است. ندانستن عیب نیست.

آنکس که بداند و بداند که بداند     اسب شرف از گنبد گردون برهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند     بیدارش کن که بیش از این خفته نماند

آنکس که نداند و بداند که نداند     لنگان خرک خویش به مقصد برساند

آنکس که نداند و نداند که نداند     در جهل مرکب ابدالدهر بماند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/03/28ساعت 0:43  توسط مهدی ریاضی  | 

در بخش های مختلف خبر و جراید همواره با این دو نام برخورد می کنیم و گزارش های فراوانی را با سرتیتر این عناوین مشاهده و مطالعه می کنیم.IMF  (صندوق بین الملی پول) و WTO (سازمان تجارت جهانی). بسیاری از دانشجویان دوره کارشناسی ارشد، موضوع پایان نامه خود را با اختباس از این دو سازمان پولی انتخاب و یا از اطلاعات مربوط به آنها بهره می گیرند. 

خوب است که آینده سازان این مرز و بوم، در این دوران گذار که دچار ضعف اقتصادی برگرفته از تورم و رکود اقتصادی است، با این سازمان ها آشنایی پیدا کنند تا در آینده و در جای خود، بجای بازی های سیاسی و گزارش های پر سوز و گداز و فلانی مقصر است، از تجربیات و سیاست های مالی و اعتباری آنها بهره ببرند.

امید است مقبول افتد.

IMF ( صندوق بین الملی پول )
در اوج جنگ جهانی دوم یعنی اوایل دهه 1940 میلادی تلاش های بسیاری برای ایجاد یک سیستم با ثبات و آزاد پولی صورت گرفت. در این راستا 4 طرح مطرح گردید.

1- طرح دکستر وایت امریکایی (معاوان وزیر خزانه داری امریکا) در فوریه سال 1942 تحت عنوان صندوق تثبیت ملل متحد و بانک ترمیم و توسعه ملل متحد.

2ـ طرح جان مینارد کینز انگلیسی (مشاور خزانه داری انگلستان) در فوریه سال  تحت عنوا 1942 تحت عنوان اتحادیه پایاپای پولی بین المللی.

3ـ دولت فرانسه در سال 1943 طرحی را تحت عنوان مناسبات پولی بین المللی.

دولت کانادا در سال 1943 طرحی را تحت اتحادیه مبادلات بین المللی.

از میان طرح های فوق، دو طرح وایت و کینز مورد توجه قرار گرفت. از آنجایی که امریکا در آن سالها هم عمده ترین منبع تأمین مالی خسارت جنگ و هم بعد از جنگ بعنوان طلبکار عمده محسوب می شد، طرح وایت مورد استقبال قرار گرفت. که در نهایت صندوق بین المللی پول (IMF) طی کنفرانسی در شهر Bretton Woods امریکا در سال 1944 با شرکت 44 کشور (از جمله ایران) تشکیل شد.

هر کشور عضو با عضویتش 250 رأی ثابت خواهد داشت و به ازای هر یکصد هزار دلار حق برداشت (SDR) یک رأی به آراء او اضافه می شود.

ارکان تصمیم گیرنده در این صندوق عبارتند از:

1) شورای حکام: (متشکل از نمایندگان کشورهای عضو که در حد وزیر دارایی یا رئیس بانک مرکزی کشور عضو است).

2) شورای مدیران اجرایی: ( متشکل از 24 کشور. 5 عضو آن کشورهایی هستند که بدلیل دارا بودن بیشترین سهام همیشه حضور دارند (امریکا،انگلیس،آلمان،فرانسه و ژاپن) و 19 نفر دیگر برگزیده سایر کشورهاست).

3) مدیرعامل: (از طرف مدیران اجرایی انتخاب می شود ولی نباید از اعضای شورای مدیران اجرایی باشد. مدت تصدی وی 5 سال است).

اما اهداف IMF چیست؟ برای این سوال به چند آیتم بسنده می کنیم که عبارتند از:

نظارت بر سیاست های اقتصادی کشورهای عضو / تسهیل همکاری پولی و افزایش همکاری بین المللی برای رفع مشکلات پولی از راه مشاوره / تثبیت مبادلات ارزی و تسهیل رشد موزون بازرگانی بین المللی / اجرای مجموعه قوانین مربوط به سیاستهای نرخ مبادلات ارزی / تأسیس یک سیستم چندجانبه برای تنظیم پرداخت های بین المللی / تذمین کمک های فنی مطلوب / پرداخت وام کشورهایی که با تجارت جهانی پیوند خورده باشد.

مهمترین تسهیلات مخصوص عبارتند از:

الف) کمک های اضطراری مربوط به بلایای طبیعی.

ب) تأمین مالی برای ذخائر مواد اولیه

ج) تسهیل مالی جبرانی و احتیاطی.

چند مزیت:

* استفاده از آمار و نشریات و گزارشات صندوق که بسیار مفید و راه گشا بوده و هیچ موسسه ای قادر به ارائه آن نیست.

* استفاده از پروژه های آموزشی برای تربیت کارشناسان و تدوین موازنه پرداختها.

* آگاهی از تازه ترین تصمیم گیری های مهم پولی و مالی جهان در جلسات صندوق و تبادل نظر با سایر کشورها.

* استفاده از نظرات و راهنمایی کارشناسان خبره صندوق پیرامون کلیه مسائل اقتصادی.

معایب:

هر سازمان و مجموعه در کنار مزایا معایبی هم دارد که IMF از این موضوع مستثنی نیست.

* اتخاذ سیاست های ارزی مطابق اهداف صندوق که ممکن است به ضرر کشور عضو باشد.

* ارائه پیشنهادها و سیاست های اقتصادی بدون در نظر گرفتن نظام اقتصادی حاکم در کشور عضو.

* صندوق همواره به دنبال اقتصاد آزاد که ممکن است با نظام پولی و سیاسی کشورهای عضو همخوانی نداشته باشد.

جایگاه ایران در IMF:

ایران یکی از کشورهای موسس با سرمایه 25 میلیون دلاری بوده و هم اکنون سهمیه ایران 1.497.204 دلار حق برداشت مخصوص (SDR) است. از این مقدار 25٪ طلا و ارز و 75٪ بستانکار حساب ریالی صندوق، نزد بانک مرکزی منظور شده است.

ایران از سال 1972 ریاست کشورهای الجزایر، افغانستان، پاکستان، مراکش، تونس و غنا را بر عهده داشته و یک عضو در هیئت مدیره دارد.

WTO ( سازمان تجارت جهانی )

این سازمان برای ارتقاء سطحزندگی کشورهای عضو و فراهم نمودن امکانات اشتغال کامل و افزایش درآمدهای واقعی و مهمتر از همه گسترش تولید و تجارت جهانی تشکیل شد.

این سازمان اصولی را بر خود حاکم نموده که در اصول اسلامی ما پسندیده و قابل اجراست همچون: اصل عدم تبعیض، اصل آزادسازی تجاری (کالا و خدمات)، اصل تجارت عادلانه و اصل شفافیت.

ارکان WTO:

کنفرانس وزیران / شورای عمومی / رکن حل اختلاف / رکن بررسی خط مشی تجاری / شورای تخصصی / کمیته های تخصصی / دبیرخانه (دبیر کل با اجازه کنترل، عزل و نصب کارکنان و تعیین وظایف آنها و تهیه بیلان مالی سازمان)

وظایف WTO :

1) اجرا، اداره و کارکرد اسناد حقوقی در اروگوئه و هر گونه موافقت نامه جدیدی که در آینده مورد مذاکره قرار گیرد.

2) حل و فصل اختلافات و اختلاف نظرها میان کشورهای عضو.

3) انجام بررسی های ادواری و سیاست های تجاری کشورهای عضو.

4) فراهم آوردن تجمعی میان کشورهای عضو برای مذاکرات بیشتر در خصوص موضوعات تحت پوشش موافقت نامه ها و موضوعات آتی.

شرایط پذیرش قطعی در WTO:

1) آزادسازی تجارت خارجی. (مثل حذف تعرفه های گمرکی)

2) حذف یارانه ها. (لغو کلیه یارانه های آشکار و نهان که در حدود 1500 نوع می باشد)

3) آزادسازی نرخ ارز و بهره. (تکنرخی شدن ارز و عدم پرداخت مابه التفاوت نرخ ارز دولتی و آزاد. نرخ بهره را تولیدکنندگان و مصرف کنندگان تعیین نمایند)

4) یکسانسازی و رفع محدودیت ها. (تولید و انتشار اطلاعات "اقتصادی" و دسترسی آزاد به آنها)

حال با توضیح مطالب فوق بخصوص 4 شرط پایانی WTO و با توجه به اینکه دولت های ما تلاش دارند گزارشات را با اتکا به اینگونه استانداردها انتشار دهند تفکر انسان در مورد اقتصاد شفاف تر خواهد شد.

آیا اقتصاد ما سیاست زده است؟ با توجه به برنامه های مختلفی که در دوره انتخابات مطرح می شود و بعضاً کارآمد و اثربخش به نظر می رسد چرا اقتصاد نزولی را شاهد هستیم؟ پس صبر می کنیم و علوم روز را مطالعه، تا در زمان مناسب همکاری لازم را داشته باشیم. سخن مقام معظم رهبری را فراموش نکنیم ((اقتصاد مقاومتی))

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/03/18ساعت 20:6  توسط مهدی ریاضی  | 

رجب آمد و رفت، شعبان آمده و خواهد رفت و خوشابحالمان که رمضان در راه است.

چه ماه زیبایی است شعبان، میلاد ناموس اسلام حسین ابن علی (ع) و باوفاترین یارش که همگان در بهشت به مقامش غبطه می خورند ابالفضل العباس و دومین امام حاضر در کربلا سیداساجدین امام زین العابدین (ع). دلنشین است این ماه، به به میلاد مولای حاضرمان د راه است؛ نیمه شعبان روز امید است و شادی، چه می شد این روز روز ظهورش بود. اللهم عجل لولیک الفرج.

یادتان هست سال 68 ؟ اماممان رفت و غم بر دلمان نشست. مردی از تبار آینه ولایت پذیرفت و دلها را آرام کرد. علی از نسل علی. بقول علامه حسن زاده آملی؛ قائدی ولی وفی، رائد سائس حفی، مصداق بارز (نرفع درجات من نشاء). و ما نیز می گوییم ((یا ایها العزیز جئنا بیضاعه مزجاه)). اللهم احفظ قائدنا الامام خامنه ای.

برسیم به سخنان خودمان:

مدتی پیش مطلبی گذاشتم پیرامون رئیس جمهور محترم که بخشی از آن در مورد جشن همسر ایشان بود. برخی کامنت گذاشتند ( که ای آقا مگر تو این ماجرا را دیدی؟)!!!!!! در پاسخ بهتر است بدانند که بسیاری از چیزها نیاز به دیدن ندارد خود موضوع بخودی خود آشکار است. در ادامه همان کامنت گذار می گوید رقش زن جلوی زن حرام نیست !!!!!! و بقول خود از فتوای حضرت آقا و امام راحل برایم مطلب می گذارند!!!! حتی تبصره ای قائل شده و می نویسند؛ (اگر رقص ایجاد شهوت نکند ایراد ندارد)!!!! و جالب تر اینکه مطلب را به حضرت آقا نسبت می دهد!!! نمی دانم ایشان این فتاوا را از کجا آورده اند؟! آقا یا خانم؛ خواهشمندم دروغ نبندید. این گونه جعل ها و اکاذیب ما را یاد فتنه گران 88، بخصوص دانه درشت ها می اندازد. ضمنا خود شما مگر در مجلس حضور داشته اید که مطلب را رد و در مقام دفاع هستید؟ جدیداً رقص لزگی لهو نبوده و مصداق حرام ندارد!؟! جهت اطلاع شما عرض می کنم اگر مطلب مرا خوانده بودید این یکی از ایرادهای وارده بود. 5 سکه و شو لباس و ... را ندیدید!؟

فتوای حضرت آقا

(رقص زن براى زنان اگر عنوان لهو بر آن صدق كند مثل اين‌‌كه جلسه زنانه تبديل به مجلس رقص شود، محل اشكال است و احتياط واجب در ترك آن است؛ در غير اين‌صورت هم اگر به‌‌گونه‏اى باشد که شهوت را تحريک کند و يا مستلزم کار حرام و ياترتّب مفسده‏اى باشد، حرام است و تَرک آن مجلس به عنوان اعتراض بر کار حرام، چنانچه مصداق نهى از منکر محسوب شود، واجب است.)

نکته دیگری اشاره کردند که اگر معظم له این مطالب را بخوانند ناراحت می شوند!! این مطلب مرا یاد نکته ای که یکی از همین قبیل افراد به شهید خلیلی گفته بودند انداخت. آن شخص به شهید خلیلی گفته بود که حضرت آقا از این عمل تو (امر به معروف و دفاع از ناموس مردم) راضی نیستند!!! که همین امر موجب شد شهید خلیلی به مقام معظم رهبری دلنوشته ای تقدیم کند. توصیه من به این افراد: حضرات محترم یا محترمه؛ شما دل مولایمان را درد نیاورید، انشاالله؛ ما حواسمان هست. دروغ چیز بدی است اگر شما تمام مطالب مرا می خواندید می فهمیدید من طرفدار شخص خاصی نیستم (مثلاً آقای احمدی نژاد) و ایرادهای ایشان هم بصورت واضح ذکر کرده ام. ولی در اینکه ایشان بهتر عمل کرده اند، شکی ندارم. من مخالف دولت نیستم و برای آن آرزوی پیروزی هم دارم ولی روند کنونی دولت روش موفقی نیست. حال هرچه که دوست دارید در مورد من فکر کنید.

مقام معظم رهبری سال گذشته در مرقد حضرت امام فرمودند که کاندیداها قولی بدهند که اگر بعد از یکسال نوار صدایشان را گذاشتند جوابی داشته باشند. آقای روحانی 114 وعده دادند و اما عملکرد ایشان به شرح جدول زیر.

وعده رئیس جمهور در انتخاباتهمیشه مثالی می زنم و همواره در مورد امثال این حضرات صدق می کند و آن این است.

خفته را می توان بیدار کرد ولی کسی که خود را به خواب زده نه و تلاش تو بی فایده است. یا کسی که راه را عوضی می رود می توان آگاه ساخت تا مسیر را اصلاح کند ولی کسی که عوضی راه می رود نه.

اعتدالیون تا دیروز داد خزانه خالی می زدند ولی جواب نداد. بعد از آن روابط بین الملل را مطرح کردند و تصمیم به بازگرداندن اعتبار به پاسپرت ملی و ایرانی را داشتند و جواب نداد (نه مذاکرات به جایی رسید و نه پاسپرت ما با اعتبارتر! تازه نماینده ما در سازمان ملل را راه هم ندادند!). بعد از آن گفتند منطقدین بی سوادند و باید شناسنامه رو کنید. حال هم طرفداران می فرمایند ما داریم خرابی های 8 سال گذشته را درست می کنیم. باشد ما مانند قبلی ها سکوت می کنیم تا ببینیم چه خواهد شد. هر کس نداند ما که دیدیم و حس هم کردیم که خرابی های دوره خاتمی بی سابقه بود ولی این هوچی گری ها نبود. به عمل کار برآید به سخندانی نیست اگر این دولت بجای رسانه بازی به فعالیت بپردازد بسیار موفق خواهد بود. سر را در برف نباید کرد.

با روی کار آمدن فتنه گران امور مردم حل نمی شود بلکه بدتر هم خواهد شد. چرا این دولت بدنبال مقصر است نمی دانیم. هر چه بود گذشت. لطفاً بدنبال بهبود وضعیت باشید. برای مثال افزایش نرخ طلا و ارز در این چند ماه گذشته ربطی به دولت قبل نداشته خواهشمندیم گره را باز کنید نه که آن را کورتر کنید.

خدا لعنت کند منافقین کوردل را که به هر طریق و با هر ابزاری بدنبال کاشتن تخم نفاق در این مملکتند و بدبختانه عده ای با چشم بسته بدنبال آنان. خدا این مملکت را از شر دشمنانش حفظ بفرماید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/03/14ساعت 3:19  توسط مهدی ریاضی  | 

امروز داشتم یکی از خبرهای مربوط به بابک زنجانی رو مطالعه می کردم که مصور هم بود. یاد فیلمهای امریکایی افتادم، در این فیلم ها بدمن با چنین تیپ هایی نشان داده می شوند. با خودم گفتم خدا رو شکر کشور ما جای این افراد نیست یا مسئولین ..!..!.. که ناخواسته یاد موارد زیر افتادم:
1) فتنه گرانی که روز به روز بر جسارتشان افزوده و دامنه عمل بیشتری پیدا می کنند.
2) فقر طبقاتی کاملاً آشکار در کشور (کافی است به خیابان ها و خودروهای چند صد میلیونی را مشاهده کنید یا ساختمان های آنچنانی را آن هم در وضع قتصادی مفتضح ما)
3) بازار شایعه از سوی صاحبان پول و قدرت آن هم با وجود آنکه مردم همه را می شناسند و باز هم اعتنا می کنند.
4) عدم عمل به تعهدات توسط دولت و دولتمردان.
5) تبعیض در تقسیم سرمایه های مالی و فرهنگی توسط مجریان قوانین.
6) برخوردهای گزینشی با متخلفین و بر هم زنندگان آرامش با توجه به رویکرد دولت های روی کارآمده
و بسیاری دیگر از این مصداق ها؛
پس چه شد آن تقسیم عادلانه سرمایه که از تعهدات جناب آقای رئیس جمهور بود. چه اسراری هست که عناصر فتنه 88 کماکان در همایش ها و جشن ها حضور فعال داشته باشند. چرا آقای رئیس جمهور واکنش آشکار در قبال جشنی که همسرشان در کاخ گرفتند همراه با رقص و سکه (راستی مگر رقص زن جلوی زن حرام نیست؟) وقتی چیزی به این آشکاری رخ می دهد بعید نیست در خفا آن کارهای دیگر هم رخ دهد.

هیچ فکر کرده ایم که چرا بیش از 90 درضد مردم برای دریافت رایانه ثبت نام کرده اند؟ (حتی آنهایی که از قشر بی نیاز بوده اند!). آنچه که موجبات این تصمیم را از سوی مردم شامل شده عبارت است از عدم اعتماد قاطبه مردم به سیاست های اقتصادی دولت. گذشته از اینکه ادبیات دولت در بحث انصراف از دریافت یارانه روش مناسبی نبود، (وجهه تبلیغاتی و تحقیری داشت) عدم تحقق بخشیدن به وعده ها و افزایش قیمت ها آن هم با اینکه دولت ادعا می کند تورم را کاهش داده!!! و همچنین ضعف عملکرد دولت در ارائه سبد کالا و پایبند نبودن تولیدی های محصولی و خدماتی کشور به سیاست های دولت به دلیل تشدید ادامه واردات بی کیفیت با قیمت های نازل (مثلاً برنج هندی و تایلندی) مردم را وادار می کند تا بر حق خود پایبند باشند.
سوالی که مطرح می شود این است: چه تغییری در سیاست های اقتصادی و معیشتی رخ داده؟
ما شاهد تغییر رویه سیاسی هستیم به گونه ای که به این دولت نمی گویند دولت اعتدال! قدرت گرفتن مجدد خاندان هاشمی رفسنجانی، بازگشت عناصر فتنه به مناصب بالای کشور (وزارت علوم و آموزش و پرورش و نفت و صنعت سردمدار این امرند). برخورد شدید با رسانه هایی که به انتقاد و ارائه واقعیات می پردازند. جالب اینکه با افراد یا رسانه هایی که به آنان دسترسی ندارند همانند روش غربی ها به بهانه واهی برخورد کرده و تخریبشان می کنند (بوسیله رسانه های همسو) نمونه آن هم برنامه عموپورنگ شبکه 2 سیما که یکی از برنامه های فرهنگی قابل اعتناست و متأسفانه از جمعه این هفته به پایان می رسد (آنهم در سال فرهنگ). من به به این گونه تخریب ها شهادت ذهن فرهنگی می گویم. این روش تداعی کننده روش غربی ها در برخورد با مطرح کنندگان تحقیق در مورد هولکاست است. هرکس به کلید توهین کند عاقبتی چون پورنگ خواهد داشت.
آنچه که امروز در اقتصاد می بینیم ادامه مسیر به سمت زوال است. برای پایش این امر کافی است به برخی صنایع توجه کنیم. برای مثال چه تغییری در خودروسازی داخلی رخ داده جز تغییر قیمت های بی دلیل؟ چه تغییری در صنعت توریسم کشور رخ داده جز عدم بازدهی؟ چه تغییری در صنعت نفت ما رخ داده جز متوقف شدن پروژه ها و عدم راه اندازی تولیدات نفتی و افزایش واردات مشتقات نفتی؟ (اخیراً هم که زمزمه واردات بنزین به گوش می رسد!) چه تغییری در صنعت کشاورزی رخ داده؟ (چای کاران، برنج کاران، گندم کاران و تولید کنندگان محصولات کشاورزی چه وضع و حالی دارند؟) وضعیت انرژی هسته ای ما هم که به لطف مذاکرات ظریف آقای ظریف و همکاران کاملاًمشهود است. امسال قول بهبود درمان داریم تا بحال که تغییری را ندیده ایم! سطح اشتغال هم که روز به روز در حال وخیم تر شدن است! در این اوضاع افزایش 75 درصدی بنزین هم که قوز بالای قوز شد. (بقول شخصی: دولت کم مصرف ها را 75 درصد (400 به 700) و پرمصرف ها را حدود 45 درصد (700 به 1000 تومان) تکان داده و در واقع کم مصرف ها را جریمه نموده).
آنچه از این دولت در زمینه اقتصاد می بینیم چیزی جز آزمون سعی و خطا نیست! (مانند سبد کالا) اما در زمینه سیاست آنگونه عمل می کند که انگار در طول 8 سال دولت های 9 و 10 خود را آماده کرده بودند. در بحث رسانه ای هم که تقلید محض از سیاست های رسانه ای روال در جهان غرب بهره می گیرد. (سانسورها همزمان، تقدیر و تشکرها بدون دلیل آن هم هماهنگ، به حاشیه راندن مخالفان و منتقدان و...) هر کجا هم که از دست رسانه خارج باشد، ناگهان بصورت خودجوش!!!!!!!!! به اشخاصی که اردت خود را به ارزش های انقلاب بیان نموده اند حمله می شود مانند خانم الهام چرخنده که متأسفانه گاهش تبریک سال نو به رهبر معظم انقلاب تشخیص داده شده بود. خلاصه مطلب اینکه اگر دولت بجای سیاسی بازی به رفع مشکلات مردم بپردازد این مشکلات حل خواهد شد.
اما نکته ای در مورد وزیر امورخارجه کشورمان: آقای ظریف شما هولوکاست را قبول دارید؟ چون در مصاحبه خود با رسانه غربی (چند ماه پیش) گفته بودید آنکس که منکر هولوکاست بود رفته!! یعنی شما که آمدی منکر آن نیستی. صهیونیست ها جوابتان را دادند و گفتند (ایران بدنبال هولوکاست دیگر است!!) چرا واکنش نشان نمی دهید؟ کم کم فکر می کنیم شما وزیر امور خارجه جای دیگری هستید. خروجی مذاکرات شما را که برای مردم black box است را هم که دیدیم. سعی کن آن لبخنهای ملیح را حفظ کنی چون خانم اشتون فقط به واسطه آن شما را تحویل می گیرد چرا؛ آنچنان که باید وزیر خارجه ایرانی نبودید. سیاست بدون کیاست ذره ای ارزش ندارد.
همگان بدانند که قرار بود در قبال تعلیق فعالیت های هسته ای بخشی از طلبمان بازگردد و تحریم ها یرداشته شوند. نه تنها طلب بر نگشت و تحریم ها برداشته نشد بلکه تحریم های جدید را شاهد بوده و توقیف بنیاد علوی که بیش از طلب قید شده در توافق نامه بوده را نیز به نظاره نشستیم. آن هم که وضعیت نماینده ما در سازمان ملل. آقای روحانی این بود بازگرداندن عزت و غرور ملی و دیپلماسی برتر شما؟!؟ پس بهتر است نتیجه بگیریم سیایت های دولت فقط بدرد داخل می خورد آن هم بخاطر نجابت مردم شریفمان.
توصیه در رابطه با بهترین راهکار برای برون رفت از بحران:
عمل به فرامین و منویات رهبری معظم انقلاب (امام خامنه ای) و همگام شدن با ایشان و دوری از جناح گرایی و تغییرات مکرر.
آنطور که پیش می رود می ترسیم رئیس جمهور بعد، در برنامه خود 6 ماه اول را تخصیص به تغییرات در وزارت خانه ها اعلام کند و بدتر اینکه طبق مصوبات محتمل و آتی مجلس امریکا رئیس جمهور ما را هم جهت سخنرانی در سازمان ملل ممنوع الورود کنند!!!
تلاش کنیم که از یکه تازی های جناحی و خودخواهانه پرهیز کنیم
بدانیم که عزت ما دست خود ماست

+ نوشته شده در  سه شنبه 1393/02/09ساعت 1:13  توسط مهدی ریاضی  | 

مدتی مطلب نذاشتم نه به واسطه اینکه سخنی نبود و یا مطلبی برای ارائه نبود. به اندازه کافی مطلب هست برای مثال: عملکرد ضعیف دولت در بخش اقتصاد، تفریحات دولتی ها در نوروز 93، بحث مذاکرات، یکه تازی های اصلاح طلبان، قطعنامه پارلمان اروپا، مسائل سوریه و مصر، سخنان روشنگر و حکیمانه امام خامنه ای، اشتغال، فرهنگ و ...
سال 92 هر چه بود گذشت. امسال سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی است. کل این شعار بصورت شاه کلیدی است برای رفع مشکلات موجود در کشور. ( قابل توجه دولت کلید)
اقتصاد مقاومتی را در سال 92 به یاد داریم که از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد. اگر این دولت (تدبیر و امید) همان ابلاغ را مد نظر قرار دهد امسال در باغ بهشتی می شود برای سال های بهشت گونه بعد. ملت همواره نشان داده اند این عزم را دارند که شکوفایی اقتصاد و فرهنگ را عملی نمایند، ولی آیا دولت این مدیریت جهادی را دارد؟ به نظر شما دولتی که نصف تعطیلات نوروز را در شمال کشور سپری می کند و الباقی را برای رفع خستگی شمال در کیش می گذراند خروجیی با مدل مدیریت جهادی خواهد داشت!؟
من بالشخصه امیدوارم کار این دولت مانند دانش آموزان شب امتحانی نشود که در چند ماه پایانی خدمت خود دست به فعالیت و گزارش و سفر استانی و ... بزند (گرچه با این روند فعالیت کاملاً بدیهیست که چنین خواهد شد)
چرا در این مدتی که از سال گذشت هیچ برنامه ریزی از جانب مدیران بری تحقق این شعار صورت نپذیرفت و یا اگر شد کجاست؟
متولی فرهنگ این کشور وزارت ارشاد است. با گذشت حدود یک ماه از سال کدام برنامه فرهنگی ارائه شد؟ لابد تصمیم دارند جشنواره های امسال را با بالرسینهای جوان افتتاح و اختتام نمایند (پارسال که با دخترک های جوان بود). با ورود به فصل گرما چه مدلهای لباسی معرفی می شود لابد مانتو به پیراهن و کوتاه تر شدن پاچه استرشها! فاق کوتاه تر شلوار مردانه و یقه هفت تر تیشرتها و موهای آنچنانی زن و مرد! چه برنامه ای برای سینمای ضعیف ایران طراحی شده؟ راستی فیلترها برداشته می شود؟ فرهنگ کتاب خانی در کدام بخش برنامه های گنجانده شده؟ امسال سالی فاطمی است ابتدا و انتهای آن با شهادت بانوی دو عالم تقدیس شده، چه برنامه ای برای فرهنگ سازی عفت و اخلاق طراحی شده؟ چه کار هوشمندانه ای برای اجین نمودن فرهنگ ایران باستان با اسلام ناب مد نظر قرار گرفته؟ (با توجه به اشتراکات بسیار). آیا دولت شالوده ای برای مدیریت جهادی در نظر دارد؟ تعریف عملی دولت از مدیریت جهادی چیست؟ و ...... جکایت همچنان باقی است.
ای کاش این دولت دست از لفاظی بردارد. تا کنون هر چه شعار داده بلعکس شده است. برای مثال آقای روحانی از ایجاد اعتماد در مردم با عدم سرکشی در حساب های شخصی می گفت چه شد که امروز می گوید ما حسابها را کنترل می کنیم!؟ این دولت می گوید تورم را کم کردیم 35٪ و البته مردم تغییر را در قیمت ها حس کرده اند ولی نه با شیب نزولی بلکه با شیبی صعودی! (البته آقای روحانی من بی سواد نیستم ها و از جای محدود هم تغذیه نمی شم) یا عدم توقف فعالیت های هسته ای که امروز متوقف شده (فردو و اراک تعطیل و نتنز نیمه تعطیل) یا عدم تحریم های بیشتر و توقف تحریم های موجود! که این قطعنامه آخری پارلمان اروپا کوس رسوایی بدی بود و همچنین تحریم های جدید امریکا و اروپا. یا بازگشت بدهی های امریکا به ایران که اونم ندیدیم. یا دیپلماسی معتدل و لحن تکریم با ایران چه شد؟ ما که داریم چپ و راست فحش می خوریم تازه تو وادی موشکی و حقوق بشر ما بصورت کاملاً جدی وارد شدن، شما چه می کنید؟! خوب بگذریم (البته نمی گذریم ها)
ما چه بکنیم با این صدا و سیما!؟ آقای ضرغامی واقعاً در جریان نیستید که در این مجموعه تحت امر حضرتتان چه می گذرد یا خبری هست!؟ امسال شبکه های صدا و سیما هرآنچه خواستند کردند، آقا جان دولت عوض شده انقلاب و اسلام که عوض نشده!؟ شب شهادت حضرت زهرا در این شبکه طوفان شما موسیقیی را پخش کردید که مربوط به سال تحویل 92 بود (رضا صادقی) روز سال تحویل شبکه آزمایش شما شبکه تنفس غربی بود بود (خواننده در حال ... بود!). محتوی 20 کانال تلوزیونی شما بجز نوشته شعار سال در بالای قاب تصویر چه ربطی به سال فرهنگ داشت!؟ خدا پدر و مادر سیروس مقدم (بخاطر پایتخت 3) بیامرزد و کلاه قرمزی را برای ما حفظ کند که لااقل چند نکته آموزنده داشت. بعد فریاد می زنیم آی مردم بشقاب روی پشت بام و بالکن نگذارید که ما سریالهای تکراری و کره ای در اختیارتان می نهیم.
اگر این برنامه راز که از شبکه 4 که مخاطبین محدود خود را دارد و یا برنامه پایش که زمان پخشی دیر موقع را دارد هم نبود چه می کردین. راستی چرا پس از توافقنامه ژنو منتقدین را به تلویزیون برای مناظره نمی آورید؟ دیروز امروز فردای یامین پور یادش بخیر. همینطور پیش برویم 9 دی امسال هم سیاه و سفید می شود.
دولت در حال مذاکره با اشتون ایناست چرا 20 فروردین (روز فناوری هسته ای) شما کپک زده بودید!؟ یک پیشنهاد حالا که تا اینجا اومدی توی جشنواره فجر (فجر انقلاب اسلامی) هم که از فردین و بهروز وثوق سخن گفته شد ؛ یکی ـ دوتا فیلم از اونا رو هم پخش کنید!! خلاصه این هم یک نوع آشنا ساختن مردم با فرهنگه دیگه!!
از شوخی بگذریم؛ صدا و سیما پیشانی فعالیت های فرهنگی کشور است. چرا تلاش نمی کنید که برنامه ای جامع و هدفمند پیاده نمایید. ما صاحب نظران بزرگی در این زمینه داریم. برای مثال اگر تلاشی را که برای انصراف مردم از ثبت نام یارانه ها می کنید در امر فرهنگ می کردید چه می شد؟ اخیراً پس از تبلیغات جمله ای را پخش می کنید که می گوید "در زمان عصبانیت از کوره در نروید" این جمله از کیست؟ ما در زمینه خشم از ائمه هدی بسیار جمله های زیباتر داریم چرا از آنها بهره نمی برید!؟ آقای ضرغامی و آقایان مدیران صدا و سیما این گونه حرکات بودار است. بترسید از لحظه ای که دست شخصی رو شود و شماها مطلع نباشید. امثال مهاجرانی ها و گنجی ها از عدم آگاهی مسئولین و بعضاً ارتباطات زیرپوستی با برخی مسئولین مطرح شدند. سابقاً مسابقه ای داشتید با محوریت کتابهای شهید مطهری، چه شد؟!؟ امسال سال فرهنگ است و پتانسیل صدا و سیما برای فعالیت بسیار است. این مردم تشنه فرهنگ ناب اسلامند چرا که متمدنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/01/27ساعت 1:36  توسط مهدی ریاضی  | 

آقای رئیس جمهور، آقای ظریف و حضرات سیاست گذار روابط بین الملل؛ مگر مقام معظم رهبری نفرموده بودند که بهانه غرب، امروز بحث هسته ای فردا حقوق بشر و بعد صنعت موشکی ماست.
چرا اینقدر مایل به تکرار اشتباه هستید. تجربه نشان داده که عاقبت دوستی با گرگ چیزی جز نابودی نیست. دیدید که مذاکرات شما بعد از 3 ماه به همانجایی برگشت که قبل از آن!؟ البته با این تفاوت که فعالیت های هسته ای ما متوقف شده. ولی باز هم سکوت می کنیم تا آن 6 ماه کذایی پایان یابد. خواهیم دید که غرب کماکان فریبکار و دشمن است.
راستی چرا این 1/5 میلیارد دلار بازگشت داده به ایران تا کنون وصول نشده و در بانک های خارج از کشور چون سوئیس بلوکه هستند؟
آقایان سیاست گذار؛ چرا قیمت ها روز به روز افزایش می یابد؟
برخی می گویند: چرا وقتی حضرت آقا ماجرا را می دانند، برخوردی نمی کنند و وارد عمل نمی شوند؟ من در پاسخ (با این علم ناقص خود) می گویم: قرار نیست یک نفر جور جمعی را بکشد. در صورت دخالت مستقیم ایشان همان هایی که امروز می گویند؛ ایشان وارد شوند، صحنه را خالی کرده و بانگ بر می آورند که ای داد کارها درست داشت پیش می رفت، نگذاشتند این دولت کار خویش را انجام دهد!! حال آنکه حضرت آقا وظیفه رهبری خود را به شایستگی پیاده می نمایند. مگر نه اینکه مولایمان امیرالمومنین حضرت علی ع در مقابل خاست مردم جاهل عصر خود سکوت نموده و 30 سال از عمر مبارک خویش را صرف نمود تا مردم خود به نتیجه برسند. حال انکه ما اهل کوفه نیستیم تا علی زمان تنها بماند.
به والله اگر این سیاست مداران مدرنیته شده فقط از منویات مقام معظم رهبری پیروی کنند و آن را چراغ راه خود بدانند روز به روز بر عزت و پیروزی این ملت و کشور افزوده خواهد شد. وقتی می توانیم پوزه غرب و شرق را پیش از این به خاک بمالیم چرا تکرار جهل کنیم.
بعضی ها می گویند این خریدن زمان در بازی های سیاسی است. حال آنکه این روش مذاکرات به فروختن وقت بیشتر می ماند تا خریدن آن!
غرب در چارچوب یک برنامه مدون شیطانی به بازی دادن به اصطلاح سیاست مداران ما پرداخته. ابتدا وعده های توافقنامه ژنو (برداشتن تحریم و بازگرداندن بخشی از بدهی ها "بقول دکتر جلیلی دْر در برابر آبنبات"). در گام بعد سفر انگلیسی ها (جک استراو "تلاش برای ورود مجدد به ایران"). گام بعد ورود هیئت های مختلف کشورهای اروپایی (ایجاد امید در سیاسیون ایرانی برای ادامه گفتگوها و تمایل به بهره برداری از ظرفیت های اقتصادی و بازار سرمایه ایران) گام بعد سفر سران اروپایی (امثال اشتون جهت برقراری تماس با مخالفان و معاندان نظام صرفاً برای ایجاد جو روانی در داخل و خارج کشور و ورود به گام بعدی مذاکرات در باب حقوق بشر).
وراجی های مقامات صهیونیست و سران اروپایی همچون مرکر و اولند و ... در مورد فعالیت های موشکی نیز خود مبین اقدامات بعدی غربی هاست.
مهم ترین اقدام شنیع غرب وضع تحریم های جدید و تمدید تحریم های قبلی است. مگر گام های اولیه توافقنامه را اجرا نکرده ایم!؟!
مقام معظم رهبری باراها سیاسیون ما را به هوشیاری دعوت نموده اند، این در واقع دعوت مردم به هوشیاری است. و ما با لبیک گفتن به پیام معظم له به همراهی هوشمندانه خواهیم پرداخت.

+ نوشته شده در  شنبه 1392/12/24ساعت 23:10  توسط مهدی ریاضی  | 

بارها در این وبلاگ قوه قضائیه را مورد نقد قرار داده ام. اما اینبار بخاطر موضع گیری و عدم سکوت رئیس محترم قوه قضائیه بر خود فرض می دانم که بعنوان یک شخصیت حقیقی و مستقل مراتب تشکر خود را اعلام کنم.
هر کس در مقابل استکبار و خودکامگی های آن بایستد و پاسخ محکم و درخور دهد محترم بوده و باید از او تقدیر و تشکر به عمل آید.
اینگونه تذکرها به رسای دستگاه دیپلماسی کشور لازم است.
یک سوال
آیا ممکن است میهمان دیپلمات کشوری بدون هماهنگی به ملاقات عده آشوب طلب و منافق و منافق صفت برود؟
احتمالاً زمانی که اشتون به ایران آمد بر این گمان بود که اینجا هم اوکراین است! مدتی است که انواع جانورها به ایران می آیند! مثلاً وزیر امور خارجه ایتالیا با سر برهنه! یا هیئت اروپایی که کمال احترام را به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام داشتند! (آقای هاشمی آن غروری که در برابر مردم از خود نشان می دادید چه شد!؟) یا جک استراو که با پارلمانی های ما ملاقات داشت و ...! الان هم که اشتون با آن لبخندهای ملیح که حتی ظریف هم توان زدن چنین لبخدهای را نداد.
آقای ظریف در زمان ملاقات اشتون با فتنه ای ها کجا بود؟ هااااااااااااااا میهمانان خارجی که به کشورمان می آیند یه چندتایی ملاقات با مسئولین دارن بعضاً هم سفری به اصفهان یا شیراز و بعدش هم به حال خود رها می شوند تا هر جا می خوان برن بازی کنن (گرگم به هوا، قایم باشک و ...).
فکر کنم اینبار تیغ جواد ظریف و رئیس جمهور محترممممممممم نبرید که خانواده شهدای هسته ای را بیاورند تا با اشتون هم ملاقاتی داشته باشند!
ظریف ادعا می کرد چون ما در مذاکرات خوب عمل کردیم به مذاکرات ژنو در مورد سوریه دعوت شدیم و اگر دولت قبل بود این اتفاق نمی افتاد!! بعد از پس گرفتن دعوت ناراحت شد و ریش گذاشت، اینبار بعد از لوده گری های مجدد بان کی مون (همان قورباغه خور خودمان) در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران چه می کند نمی دانم؟
جواب های خوب حضرت آیت الله آملی دلمان را شاد کرد. خداوند عزتشان دهد. آیا دستگاه دیپلماسی ما خواب تشریف دارن؟ آیا آقای روحانی و همکاران و اعتدالیون همچنان معتدل مانده اند؟ آیا روزنامه های حامی دولت و اصلاح طلب مطلبی منتشر می کنند؟ منظورم همان روزنامه هایی است که تیتر اولشان بانوی نارنجی پوش بود.
نکته قابل تأمل
روز قدس سال 88 بسیاری از آنهایی که به اعتدال رأی دادند شعار مرگ بر امریکا و اسرائیل را به مرگ بر چین و روسیه تغییر داده بودند حال چرا دولت برخواسته از رأیشان سند خواهر خواندگی با چین و افزایش مبادلات تجاری با روسیه را ادامه می دند و اعتراضی نمی شود؟
این یعنی اینکه در آن زمان هم تصمیمات درست بود و طرفداران اعتدال امروز می دانستند.اما بدنبال ایجاد بهانه بودند و بقول رئیس جمهور محترم: عده ای معدود که از جایی محدود تغذیه می شدند، بودند.
حال ما با این بی سواتتتتتتتتتتیمان حرف خود را زدیم البته از جایی هم تغذیه نمی شویم. انتظار است که رئیس جمهور فوق العاده باسواد ما و همکاران خیلی خیلی باسوادشان و آن مشاور عالی رتبه خیلی دیگه باسواد که همش صدا و سیما باهاش لجه؛ واکنشی نشون بدن. البته دکتر جواد ظریف هم حداقل با لبخندی جواب اشتون و بان کی بون را بدن بد نیست.
حفظ عزت ملی و اسلامی ما امری واجب است و بقول حضرت آقا ما به فرزندان ملت اعتماد می کنیم.
بقول امام راحلمان "اللهم اشغل الظالمین بالظالمین"

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/12/22ساعت 1:1  توسط مهدی ریاضی  | 

سوالی رایج در سطح جامعه مطرح می شود. که چرا باید از سوریه یا لبنان حمایت کنیم در حالی که خودمان نیازهای بیشمار مالی داریم!؟

جوابی بسیار ساده دارد؛ آقایان و خانم های سوال کننده خوب می دانند که امروز، روزگار دهکده جهانی است هر کشوری که با ما همسوست در واقع با ما مشترک المنافع بوده و به نوعی جزئی از کشور ماست. بهترین روش برای مبارزه با دشمن در گیری در منطقه ایست که متعلق به ما نیست.

ما دارای ایدئولوژی اسلامی هستیم. اگر مظلومی مورد حجمه قرار گیرد می بایست به میدان آمده و از او دفاع کنیم. این وعده الهی است که اگر در مقابل ظلم کوتاه بیاییم آن ظلم و ستمگر روزی دامن ما را خواهد گرفت.

این بر ما واضح است که اسرائیل و امریکا و حامیان ان همچون انگلیس و فرانسه و ... بر ما هستند نه با ما، در قائده جنگ (چه نرم و چه سخت) بهتر این است که قبل از ضربه خورد، پیشگیری بعمل آید. حزب الله لبنان و سوریه، دو بازوی ایران در منطقه برای مبارزه با اسرائیل و در زمان خاص پیشانی دفاعی ما هستند. بدانید که اسرائیل بچه شر امریکا جنایت کار در پنجه های شیرگونه ایران است (همان سیبل موشک های ایران). از قضا این بچه شر قلب تپنده دنیای استکبار هم هست. پس برای دفاع از خودمان و مسلمانان جهان نیاز است که این فرزند نحس در رصدمان باشد.

اندکی به همسایگان اسرائیل نگاه کنید. چرا شورشیان در کشورهای اردن و عربستان کشت و کشتار نمی کنند؟ چرا حرکت وهابیهای ملعون رو بسوی ایران و آشوب و جنگ با دوستان ماست؟ (سوریه و عراق توسط داعش). تنها کشور با ثبات منطقه ایران است. (افغانستان، عراق، سوریه، لبنان درگیر جنگ با بیرونی هاست و اردن، عربستان، بحرین، مصر و یمن هم درگیر مسائل داخلی و حتی ترکیه).

چرا امریکا، فرانسه، آلمان، اتحادیه اروپا و اسرائیل از سقوط سوریه سخن می گویند و شورشیان را حمایت می کنند؟ منافع آنها در چیست؟ بعد از سوریه نوبت کدام کشور است؟

غیر از این است که سوریه هم پیمان ما بوده و به نوعی منافع ایران و پیشانی دفاعی ایران است؟ این پرسشگران مثلاً متمدن فکر این را نمی کنند که در صورت سقوط سوریه نوبت به ما می رسد؟ گرچه ما بیدی نیستیم که با این بادها بلرزیم و برخورد ما محکم و بدون ترس است و نتیجه این برخورد فقط و فقط پیروزی ماست ولی از قدیم گفته اند سری را که در نمی کند دستمال نمی بندند.

حضرات منتقد بدانند که هر دفاعی بودجه نیاز دارد. امروز دفاع ما خارج مرزهای ملی و بین المللی ماست پس باید هزینه کنیم تا این هزینه با چند برابر شدن به مرزهای ما نرسد. اگر ضعفی در معیشت و اقتصاد می بینید ضعف دولت است. مانند همین سبد کالا.

گفتم سبد کالا. اوه اوه اوه چه مطلب جالبی برای بحث.

به اندازه کافی بحث و جدل دیده ایم. فقط یاد شعارهای آقای روحانی بیافتیم کفایت می کند. یادتان هست در گفتگوی ویژه خبری در زمان تبلیغات ریاست جمهوری (( ما می خواهیم کاری کنیم که دولت به طرف مردم دست دراز کند نه مردم به طرف دولت دست دراز کنند))!!!!!!!!! آیا این اتفاق افتاد.

راستی با غرب توافق شد و تحریم ها برداشته شد!!! چرا وضع معیشتی مردم بدتر شده؟! در همان گفتگوی ویژه خبری آقای روحانی می گفتند: ((ما فرآیند انرژی هسته ای را متوقف نکردیم بلکه کامل کردیم))!!! ان شاالله در مراحل بعد این حرفها را نزنند که این بار مستندات بی شمار است.

ها راستی یادم نبود از این لحظه، من هم به جمع بی سوادها اضافه شدم؛ چرا که دارم از دولت انتقاد می کنم. نمی دانم چرا روزنامه ها و سایت های اصلاح طلب لال تشریف دارن! شما که می گفتید این یارانه ها گدا پروری است یا عیدانه دولت قبلی را که همه شما دولپی نوش جان می کردید را صدقه دادن می دانستید (نفری 80 هزار تومان نه خانواری 45 هزار تومان) بعد چرا این سبد کالا را صدقه نمی دانید؟ آن هم به این سبک تقسیم کردن. 

چقدر خسته کننده است این رسانه بازی های دولت ما. فلان مجری باشد یا فلان دکور باشد و چه و چه و چه. خیلی به روش تبلیغاتی غرب نزدیک و شبیه است و این امر پسندیده ای نیست امیدواریم تجدید نظری رخ دهد.

سوال ما

وضعیت فتنه گران 88 که نمایان شدند چه شد؟ چرا همه دوباره سر کار آمدند. بعضی ها که به پای میز محاکمه کشیده شدند نهایت 6 ماه حبس خوردند تازه آنهم قبل از دادگاه تجدید نظر!! از مسئولان می پرسم حق خون شهدا این بود؟ بدانید امروز که سکوت می کنید و حضور فتنه گران را می پذیرید جوابی را در چند سال بعد در بر خواهد داشت که جبران آن بسی سخت و دشوار است و خسارت آن بسیار زیاد.

مردم ما در 22 بهمن امسال نشان دادند هنوز سرزنده، سرحال و پایبند به آرمانهای انقلاب اسلامی اند. روی سخنم با دولت است. این 6 ماه هم می گذرد امیدوارم که بعد از اتمام آن نگویید فلانی و فلان گروه نگذاشتند کار کنیم چون هرانچه که می خواهید می کنید. آقای رئیس جمهور عزیز شما این شعار را دادید که ما تغییرات اتوبوسی نداریم و اعتدال پیشه می کنیم. آن اعتدالی که میگفتید بابت جذب اصحاب فتنه بود؟ شما طالب انتقاد بودید چرا به منتقدین دولت پسوند یا پیشوند بی سواد می دهید؟ مگر منتقدین در همین کشور زندگی نمی کنند.

روزی یکی از یاران شهید رجایی به ایشان گفتند: آقای رجایی فلان روزنامه ها بر علیه دولت تیتر می زنند. شهید رجایی پاسخ داد آیا از میان سخنانشان مطلب راست هم درآورده اید (انتقاد درست است یا نه). یعنی اینکه انتقاد را بعنوان فرصت باید در نظر گرفت، نه اینکه روزنامه ها را ببندید! همین اصحاب فتنه در همایش های خود در سال 88، آقای صفار هرندی را سفاک روزنامه های می خواندند حال آنکه روزنامه ای بسته نشده بود.

بگذریم؛ امیدواریم که جواب این مردم با ناامیدی توام نشود. آسایش، آرامش، اشتغال و معیشت مناسب حق این مردم بوده و شعار و قول رئیس جمهور این بود آیا تحقق یافته و یا در مسیر تحقق گام برداشته می شود؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/11/28ساعت 1:5  توسط مهدی ریاضی  | 

این جمله ای بود که در فیلم سینمایی قلاده های طلا دخترک منافق که کار مجری گری BBC را داشت زد.

جمله جالبیه؛ به نظر شما این دولت (یازدهم) هم از انگلیس حساب می بره. مدتی پیش دانشجویان ولایت مدار و منطقی و حزب اللهی به لانه جاسوسی دوم غرب یورش بده و انگلیسی های خبیث رو از کشور بیرون کردند. مجلس آن زمان هم در اقدامی انقلابی با این امر موافقت کردند و لایحه ای را تصویب کردند که اگر روزی هم بنا به شرایط مورد نظر ایران قرار شد با انگلیس مراوداتی وجود داشته باشد باید سفیر غیر مقیم داشته باشد.

در دنیای سیاسی امروز ایران که همه داد مبارزه با استکبار و دفاع از حق ملت و خاک می زنند و روزنامه های اصلاح طلب می گویند روسیه ال کرد و بل کرد و طرفداران شعار مرگ بر روسیه می دهند که آقا یک روزی روسیه به حریم ایران تجاوز کرد و چپاول کرد و ... یا اینکه چین اقتصاد ما را منکوب می کند و در پی آن فریاد ملی گرایی و وا کورشا سر می دهند، نمی دانم چرا چشم به خباثت های پیر استعمار، انگلیس بسته اند و به به و چه چه راه انداخته اند که مراودات می خواهد شروع شود!! انگلیسی که در هر فتنه ردپایی از او می بینیم، قبل از امریکا آمد و بعد از آن هم نرفت! خاصیت ساتعمار این است که مهره های اصلی یک کشور را وابسته می کند.

آقای روحانی معتدل احیاناً در تلاش برای بازگرداندن استادان دانشگاه حقوق دانی خود نیستید؟ در وضعیت فعلی چه نیازی به انگلستان داریم. شما قرار بود وضعیت معیشتی مردم را سر و سامان دهید نه اینکه فرش دست باف (یا گلیم) چند ده میلیون تومانی به جک استراو دهید. بهتر نیست به سبد کالای 50 هزار تومانی (آه ببخشید 80 هزار تومانی) خود بپردازید. بیاد دارم احمدی نژاد با پرداخت یارانه نفری 45 هزار تومانی متهم به گداپروری بود! حال چه شده که سبد کالا؛ بقول شما 80 هزار تومانی در طول یک سال گدا پروری نیست! نمی دانم.

خون هر آزاده به جوش می آید که شهدای هسته ای فراموش شدند، دوستان دانشمند پرورش یافته در نظام آنها از کار بیکار شدند و امروز خون شهدای ایران اسلامی در طول ادوار گذشته با لبخند به انگلیس و پوسخند به مردم پایمال می شود.

جناب آقای رئیس جمهو:ر لابد شما از انگلیس آتویی دارید و خواستید رو کنید که با آغوش باز آنها را به حضور پذیرفته اید!!!!!!!!! بالاخره شما حقوق دانید نه سرهنگ.

جناب حقوق دان بهتر نیست دست از سر رسانه بازی بردارید و کمتر شعار دهید. بله که شما در طول 5 ماه مدعی هستید. جز شما و کابینه شما چه کس یا کسانی توانایی این امر را داشتند که تمام رشته های نظام را در مدت گذشته پنبه کنند.

لابد می پرسید کدام رشته ها:

1) عقب نشینی هسته ای.

2) اخراج دانشمندان داخلی هسته ای به جرم همسویی با نظر مردم.

3) باز گرداندن روبه صفتان انگلیسی.

4) بازگرداندن فتنه گران به مسندهای دولتی.

5) دهن کجی های روزنامه ها به مقدسات.

فکر کنم کافی است.

مردم بدانند:

بخواهیم یا نخواهیم بسیاری از مسئولین این کشور یا مثلاً تحصیل کرده انگلیسند، یا فرزندان و نزدیکانشان با دنیایی از گاف های بد و بدتر، لندن نشین هستند.

مگر فراموش کرده ایم جنایات انگلیسی ها قبل و بعد از انقلاب. مگر فراموش کرده ایم که انگلیس یک پای همیشگی خصومت ها علیه ایران بودع مگر فراموش کرده ایم حمایت این خبیث از منافقین و صدام را، مگر فراموش کرده ایم تبلیغات سوء و خارج از شأن رسانه های دولتی این کشور بر علیه ملتمان را، مگر فراموش کرده ایم به چالش کشیدنهای ایران توسط این کشور را و ... چه شده است مسئولین ما را. بخدا بردگی در خون ما نیست و تنها آزادگی ازآن ماست.

البته از عملکرد این دولت در دست یاری دادن به فتنه گران مبین این بود که ارباب فتنه گران و فتنه ها به این کشور باز خواهد گشت. عملکرد شب گذشته آقای لاریجانی در نپذیرفتن این گروه ستودنی بود. اما وای از آن نماینده های مجلس که ...

آقای روحانی بعد از گزارش صد روزه خود سری به بازار زده اید! قیمت ها رو به فزونی است! آقای حقوق دان گزارش نادرست چه حکمی دارد؟ بقول حضرت آقا شما نیز فرزند ملتید. پس خواهشمندیم پل های پشت سر را خراب نکنید. پیروی از خط امام خامنه ای این نیست که در سخنرانی های خود به صورت لفاظانه پس از تشکر از ایزد منان و مردم سخنکی در مورد حمایت مقام معظم رهبری نمایید. مردم ما بسیار باهوش و زیرکند. فرق بین واقعیت و گزارش بسیار مشهود است. این اظهارات سیاسی نیست.

اما سخنی با قوه قضائیه؛ برادران ارجمند ای کاش این عظم جزم شما در جلب مداحی مردمی و نوکر امام حسین و ولایت مدار که مورد حجمه عده ای نامردم و نامسلمان آن هم برنامه ریزی شده (بنا به شواهد مطروحه) را اندکی صرف مبارزه با سران و سردمداران فتنه و حامیان بخصوص داخلی آنان می کردید و به مفاسد اقتصادی و امنیتی آنان می پرداختید. راستی رسیدگی به تخلفات و جرائم این م ـ هـ، ف ـ هـ و از این قبیل حروف چه شد؟ (شاید آقازاده ای و اون جذب حداکثریه مد نظره!!!) الله اکبر خداوند ببخشد ما را.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/10/18ساعت 22:42  توسط مهدی ریاضی  | 

از اولین روزهای پس از توافقنامه ژنو که گولزنکی بیش نبود (این نظر من است) امریکا همواره ادبیاتی را پیش گرفت که سالها شنیده بودیم. مثل تحریم، گزینه های روی میز و ... اخیراً هم که روی موضوع موشکی ما زوم نموده اند.
چرا مسئولین خندان ما به سخنان و تذکرات حضرت اقا توجه نمی کنند!؟ این موضوع زوم کردن روی موشک را ایشان قبل از توافقنامه گوشزد کرده بودند. بارها حضرت آقا فرمودند ما به امریکا اطمینان نداریم، ولی باز هم اعتدالیون ...
ما که در 100 روز آقای روحانی چیزی ندیدیم. خداوند شاهد است اگر تعدادی کالا را ماه پیش 100 هزار تومان می خریدیم 2 روز پیش 140 هزار تومان خریدیم (همان برند و همان اندازه). این توافقنامه جز ضرر برای ما چیزی نداشت. ابتدا 17 شرکت را تحریم کردند الان هم که تعدادی دیگر را. کنگره امریکا بر مرام خود استوار است و به تبعیت از آن غرب. تنها جمله راستی که اوباما در طول ریاست جمهوری خود زد "توقف فعالیت هسته ای ایران" بوده است. چرا برخی اصرار دارند که اینطور نیست نمی دانم. فقط این را می دانم که این توافقنامه بیشتر برای شکستن قیمت ها در ایران بوده که باز هم به نظر من تیری بود که به سنگ خورد. آقایان محترم دولتی؛ تا دیر نشده این اشتباه را جبران کنید. پیامد یک تصمیم غلط تصمیمی بود که امروز 92/9/23 مذاکره کنندگان ایرانی گرفتند، خروج از جلسه مذاکره و ناتمام گذاشتن آن.
حال منتظریم ببینیم آقای ظریف با لبخند در محضر مردم حاضر می شوند تا اصل موضوع را پیرامون تصمیمات حزبی خود بگیویند. بقول حضرت اقا ما به فرزندان ملت اعتماد داریم. ولی این نشانه آن نیست که اشتباهات جبران ناپذیر مرتکب شوند.
آنهایی که تعدادشان کم هم نیست ببینند که امریکا و همپالگی هایش چون انگلیس و آلمان و فرانسه و اتحادیه اروپا همچون سگ هارند و کاری ندارند که ما دست دوستی و یا دست آشتی دراز کنیم و حتی قهر باشیم در هر صورت ذات وحشی انها جنگ طلب است. پس چه بهتر با عزت تحت فشار باشیم نه با ذلت. از قدیم و ندیم گفته اند از پس هر سختی راحتی است. ضعف اقتصادی ما ناشی از کم طاقتی ما و عدم قناعت است. ما خودمان به هم رحم نمی کنیم.
یک سوال:
چرا این تزلزلی که میان مسئولین سابق و جدید ایرانی هست میان مسئولین و روسای جمهور امریکا نیست؟
جواب:
در امریکا تصمیم گیرنده رئیس جمهور و مسئولین در معرض رسانه نیستند بلکه لابی های خبیث صهیونیستی و سرمایه داریند. در همین مذاکرات ما شاهد بودیم که همواره امریکا و غرب به رژیم صهیونیستی اطمینان می دادند که ما منافع شما را ارجح می دانیم.
جدیداً در سطوح دانشگاهی به گوش می رسد که " ای بابا ما مشکلمان با اسرائیل فلان فلان شده است پس باید با او مذاکره کنیم!!!" خداوند به داد برسد اگر این قشر فرهیخته ماست از سایرین چه باید انتظار داشت!؟
به یاد داشته باشیم که شکم های پر شده از حرام اهل مذاکره و منش انسان وار نیستند و متأسفانه همواره تعداد زیادی را شامل می شوند.
تأسف دیگر من از مطبوعات اصلاح طلب است که چرا به موضعات اساسی نمی پردازند!؟ مگر شماها نبودید که تا دیروز می گفتید آی گرانی پدر مردم را درآورده؟ حال چرا زبان در دهان گرفتید!؟ آنچه ما هم اکنون می بینیم بازگشت فتنه گران به مسندهای دولتی است. آزاد چرخیدن آقازاده هاست. بالاخره وضعیت این مهدی و فائذه هاشمی، کروبی، موسوی، خاتمی و ... چه شد؟ آقایان جان، برادران جان تر، آدم های خیلی خیلی خوب ما نفهمیدیم اینا خوبن یا بدن؟ این کارهایی که کرده اند خوب است یا بد است؟ ما مثل آنها بکنیم یا نکنیم؟
داخل پرانتز عرض می کنم ( لابد چند روز دیگه اقای اژه ای میان می گن: ما داریم بررسی می کنیم و مراحل پایانی کاره، آخرشم یه سخن زیبا؛ مردم خدشون بهترین قاضین ) و سر انجام تیپ مهدی هاشمی اینجوریه و هنوز داره تحقیق می شه!یه تعداد از توافقنامه خوشحال شدند چون فکر کردن پرواز به امریکا مانند پرواز به دبی آزاد شده! انگار نه انگار که بابا؛ این امریکاست دشمن و چپاولگر 60 ساله ایران.
یه تعداد خوشحال شدند که دیدی یه دولتی سرکار آوردیم که حرف دل ما رو فهمید، مردیم از تحریم و گرسنگی! ما هم گفتیم به پیر به پیغمبر ما هم ناراحت نیستسم از سرکار اومدن این دولت بقول حضرت آقا اینها فرزندان ملتند.
در موضوع توافقنامه هسته ای از این ناراحت شدیم که غنی سازی 20 درصد متوقف شد آنهم غنی سازیی که حاصل دسترنج استادی فرزانه و نمازشب خون بنام شهریاری بود.
از این ناراحت شدیم که خودکفایی هسته ای ما مرحون زحمات شهیدی بزرگوار و نخبه بنام احمدی روشن بود.
از این ناراحتیم که بخواد زحمات شهدایی چون علی محمدی و رضایی نژاد و فداکاری امثال قشقایی ها برباد بره.
از این نارحتیم که چرا نخبگانی چون همکاران شهید احمدی روشن از کار اخراج بشن؟
از این ناراحتیم که چرا باید سانتریفیوژ های ما خالی بچرخن؟
از این ناراحتیم که چرا اگر انرژی هسته ای حق مسلم ماست باید در آن پیشرفتی نکنیم؟
این همه گفته شده که منابع زیر زمینی یک روز مام می شود و باید انرژی جایگزین داشته باشیم ولی عده ای از این خوشحالند که نفت بیشتری می فروشیم و وضع مان خیلی خوب می شود! سوال من از انها فردای فرزندان و نوه هایتان چه می شود؟
چند وقت پیش مردی بنز سوار به من گفت: آقا ما عهدنامه گلستان و ترکمنچای دوم را نوشتیم ولی وضع من و تو خوب می شود. مردم در جنوب شهر تهران استخوان مرغ می خورن در حالی که من این غذا را برای سگ های پاسبان کارخانه ام می برم و این گفته من از روی دلسوزی است نه فخر فروشی!
یک کلام به او جواب دادم؛ گفتم: تو بنز نشستی چون آنها استخوان می خورند. آنها هوا می خورند چون تو حق می خوری.
روزی آقای روحانی در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جهوری گفت.عدالت بسیار چیز خوبی است. اگر شما در رسانه ملی پشت سر کسی صحبت می کنی باید مجال دفاع و سخن به شخصی که حاضر نبوده داده شود. و اشاره به هاشمی و احمدی نژاد کرد. حال چه شده که جنابشان پشت سر رئیس جمهور سابق می گوید ولی نه مجال جواب می دهند ونه حاضر به مناظره اند!؟
آقای هاشمی بعد از 9 سال چند کلمه ای گفتند که قابل توجه و جالب بود. اینکه به دولت گفتند قول سبد کالا به مرم ندهید شاید نتوانستید آن را تأمین کنید. باید گفت مرحبا یا شیخ. روی صحبتم با دولت است. شما را به آنچه که می پرستید از این قولهای آبکی ندهید که ما را امیدوار کند اگر دادید که ممنون اگر هم ندادید می گوییم نگفته بودند.
نکته آخر: اسرائیل و امریکا دشمن ما هستند و ما را با آنها کاری نیست مگر در میدان عمل به تکلیف آنهم به شرط فرمایش ولی امرمان حضرت امام خامنه ای. ما از قبیله لبیک یا حسینیم. انشاالله.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/09/24ساعت 0:1  توسط مهدی ریاضی  | 

مذاکرات یک نتیجه داشت. توافقنامه ای که تنظیم شد. بله همان خروجی که خیلی ها بدنبال آن بودند. اما آن خروجی از یک بلک باکس بوده یا وایت باکس!؟آنچه در ظاهر بیان می شود، پذیرفتن حق هسته ای بودن ایران و عدم ممانعت از فعالیت هسته ای ایران است و همچنین شکستن تحریم ها.
چند سوال عمده:
مگر غیر آن است که سالهاست همه دنیا ایران را بعنوان یک قدرت هسته ای پذیرفته اند؟
آیا این 1+5 به همان شکلی که ما می خواهیم به هسته ای بودن ما ازعان نموده اند؟
در چه شرایطی تحریم ها تضعیف خواهد شد و ما به ازای آن چیست؟
علت آرامش روانی (بقول آقایان و طرفداران دولت) چیست؟
با نگاهی به جدول ذیل در خواهیم یافت که چه داده ایم و چه گرفته ایم. ظاهراً آنچه خروجی این توافقنامه نشان می دهد آرامشی کوتاه مدت در اقتصاد است.
ما در ظاهر حسین حسین می کنیم و عاشورا روزی می دانیم که امامی معصوم با عزیزان و نزدیکانش برای احیاء امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد و شهید شد و بس. این دقیقاً نگاهی سطحی به قیام معنوی و پرشور آن بزرگوار است. عاشورای آن سال نماد خودسنجی، پایداری، صبر و تحمل بود. آیا ما اندکی از آن صبر و تحمل را داشتیم؟ ما شهید هسته ای ندادیم که بابت تحریم، غنی سازی 20 درصد را متوقف کنیم. یعنی چه که نباید در مطالعات و فعالیت های اصلی از این که هستیم جلوتر برویم؟ چرا با توان غنی سازی 20 درصد فقط می بایست تا 5 درصد غنی سازی انجام دهیم؟
روزی در آلمان شیر به میزان یک مارک افزایش یافت کسی نخرید و همه به کارخانه عودت شد؛ نتیجه ان شد که مرکر در رسانه عمومی حاضر و عذرخواهی کرد و مبلغ شیر به قیمت قبلی بازگشت. اما روزی شیر در ایران از 350 تومان به 500 تومان رسید در کشور به کمبود شیر برخوردیم چرا که انکس هم که نمی خرید دوبرابر یک فرد عادی خرید کرد؛ نتیجه آنکه قیمت شیر افزایش یافتو پس ما مقصریم نه تحریم ها.
5+1 همان رویکردی را دارد که داشت با همان ادبیاتی سخن می گئید که می گفت و تکریمی در کار نیست. آقای رئیس جمهور می گویند پایه های تحریم لرزانده شده، راست می گویند ولی آنچه که داده ایم چند سال دیگر خود را نشان می دهد. برای مثال ببینیم پروژه های نفتی ما را چه شرکت ها و کسانی بهره برداری خواهند کرد؟ در تبادلات بین المللی کدام کشورها از ایران بهره بیشتری خواهند برد؟ (آیا همین 1+5 نخواهند بود).
در این شک نیست که آرامش روانی در جامعه بسیار است، اما این آرامش روانی ماحصل چیست؟ همان روزنامه های تندرو چپ و اصلاح طلب که در 8 سال اصولگرایی فقط دست به تشویش اذهان می زدند الان چه چیزی را به نگارش در می آورند؟ اوباش خیابانی و تحلیل گران آبدوغ خیاری مانند خیابان ولی عصری های تهران کجا رفتند. انهایی که داد آزادی می زدند چه شدند؟ آنهایی که انقلاب را متهم به تقلب می کردند چه شدند؟ دزدان فتنه گر الان در دولت چه کار می کنند؟ طبیعیست که وقتی به گرگ گوشت لذیذ بدهی ساکت شده و زوزه نمی کشد. فرهنگیان و دانشمندان و کارشناسان این دولت مانند نجفی ها و توفیقی ها و میلی منفردها و امثالشان هستند که در زمان اصولگرایی دستی به گوشت نداشته و صدای پیف پیفشان گوش ایران را کر کرده بود. امروز ساکتند. اشتباه نکنید این درایت دولت در ایجاد وفاق و ارامش نیست این ترحم بر پلنگ تیزدندان است. این حقوق دانی نیست بلکه سرهنگی تمامیست.
دولت به دنبال این بود که در 100 روزه قول داده خود اصطلاحاً آس خود را رو نماید. دریغ که این آس، قابل اعتماد نیست. سخنان امشب رئیس جمهور گزارش نبود سخنرانی بود. انتقادشان از رسانه ملی در مورد انتقاد کردن منصفانه نبود چرا که الحق و الانصاف رسانه ملی از دولت بسیار حمایت نمود. ولی خصلت دولت راستگویان انتقاد است و این باراها دیده شده است.
خواهشمندم پاسخ مقام معظم رهبری به ریاست جمهوری را مهر تأیید قطعی بر مذاکرات ذکر نکنید چرا که حضرت آقا پاسخ به آنچه که خدمتشان مرقوم شده بود را مطرح کردند.
ما چاره ای جز اعتماد نداریم. هدفم تضعیف دولت نیست فقط آنچه را که قبلاً دیده ایم عدم صداقت استکبار است. دولت ما بسیار خوش بین عمل می کند. در این شرایط شکستن تحریم ها به نفع تحریم کننده هم هست. امریکا در منجلاب اقتصادی درگیر بوده و شرکت های خودروسازی فرانسه همگی در حال ورشکستگی و برداشتن تحریم ها در درجه اول به نفع همین کشورهاست. این مطلب داغ تازه می کند که با رویکردی قلدر مئابانه بیان می کنند که ایران عقب کشید و ما تحریم را تا حدی برداشتیم.
ما در داخل اسیر تبلیغات رسانه ای خودیم و در خارج اسیر تبلیغات رسانه ای و بازی های کذایی امریکا و اسرائیل و غرب. یکی می گوید نباید این توافقنامه نوشته می شد که مثلاً القا شود که این امر مخالف نظرات اسرائیل بوده و دیگری می گوید ما پیروز مذاکرات بودیم که مثلاً ارباب خود را راضی نماید.
سوال می کنم: به نظر شما 1+5 بدون نظر اسرائیل پای توافقنامه را امضاء نموده.؟ آنها که برای اب خوردن هم از اسرائیل اجازه می گرفتند! همین چند هفته پیش نبود که اولاند در اسرائیل خوش رقصی می کرد. مگر اسرائیلی ها نمی گفتند که ما از مفاد توافقنامه مطلعیم؟ پس چرا الان داد می زند که فلان و فلان است و توافقنامه نتیجه بد بوده. به نظر شما این توهین به شعور نیست؟
خوشبحالت که رفتیحیف از احمدی روشن ها که تلاش انها غنی سازی 20 درصد و افزایش سانتریفیوژها را داشت ولی امروز تصمیم بر آن است که ((فعلاّ)) اعتماد سازی شود. باشد، ببینیم که اقتصاد مردم تغییر می کند یا نه. دیروز راننده تاکسی در برخورد با مسافری که در را محکم بست و عذرخواهی کرد گفت: ایراد ندارد!! تحریم ها برداشته شده و بزودی ماشین امریکایی می خریم!!!! چه مردم ساده و دوست داشتنیی داریم.
خداوندا آن کن عزت ملت ما را در بر داشته باشد.
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

توافق ژنو

تعهدات ایران

تعهدات 1+5

1.       196 کیلوگرم مواد 20 درصد ایران کلا خنثی می شود با این تفاوت که نیمی از آن قابل غنی سازی مجدد است.

2.        غنی سازی بالای 5 درصد کلا تعلیق می شود.

3.        فعالیت در اراک و نطنز و فردو گسترش نمی یابد.

4.        در نطنز ماشین جدید نصب نمی شود.

5.        ماشین های جدید نصب شده ولی فعال نشده، فعال نمی شود.

6.        ماشین های خراب در فردو و نطنز صرفا با ماشین هایی از همان نوع جایگزین می شود.

7.       4 آبشار  در فردو اورانیوم را تا 5 درصد غنی می کند.

8.       12 آبشار دیگر در فردو فعال نمی شود.

9.       در فردو ارتباطی بین آبشارها برقرار نمی شود.

10.    در اراک آب سنگین به تاسیسات حمل نمی شود.

11.    هیچ نوع فعالیت بازفرآوری انجام نمی شود.

12.    هیچ نوع تاسیسات بازفرآوری ساخته نمی شود.

13.    راکتور اراک سوخت گذاری نمی شود.

14.    سوخت جدید برای راکتور اراک تولید نمی شود.

15.    سوخت تولید شده برای راکتور اراک تست نمی شود.

16.    مواد 5 درصد بیش از 10 هزارکیلوی فعلی که در آینده تولید می شود اکسید خواهد شد.

17.    اطلاعات مربوط به طرح‌ و نقشه‌های ایران برای تأسیسات هسته‌ای به آژانس ارائه می شود.

18.     توصیف و شرحی کامل از ساختمان هر یک از سایت‌های هسته‌ای ارائه می شود.

19.     توصیف و شرحی کامل از گستره عملیات‌های هر یک از تأسیساتی که به طور خاص به فعالیت‌های هسته‌ای مشغول هستند ارائه می شود.

20.     ارائه اطلاعات در مورد معادن

21.     ارائه اطلاعات درباره شرکت‌های نورد اورانیوم

22.    ارائه اطلاعات درباره منبع مواد

23.     نهایی کردن توافق درباره پادمان ها در اراک

24.     دسترسی به بایگانی دوربین های آفلاین

25.     دسترسی به کارگاه های مونتاژ

26.    دسترسی به تولید چرخنده های سانتریفیوژ

27.    عدم تولید ماشین بیشتر در کارگاه ها جز برای جانشین

1.       فراهم کردن امکان ماندن صادرات نفت ایران در حد فعلی و توقف روند کم کردن 20 درصد از آن هر 6 ماه و دریافت مقدار مورد توافقی از پول نفتی که از این پس فروخته می شود.

2.       برقراری بیمه حمل و نقل برای صادرات نفت ایران با میزان فعلی

3.        تعلیق تحریم صادرات پتروشمی ایران

4.        تعلیق طلا و فلزات گرانبها

5.       تعلیق تحریم خودرو

6.       تعلیق تحریم قطعات هواپیما

7.        تعلیق تحریم خطوط هوایی بویژه ایران ایر

8.       عدم اعمال تحریم جدید در شورای امنیت

9.       عدم اعمال تحریم جدید در اروپا

10.    عدم اعمال تحریم جدید در امریکا

11.     ایجاد یک کانال مالی با استفاده از عواید نفتی خود ایران که در خارج از این کشور مسدود شده برای خرید محصولات خوراکی و کشاورزی، دارو، ادوات پزشکی و خسارات پزشکی که در خارج بر ایران تحمیل شده است.

 






























































































این هم حل مشکل گرانی توسط دولت
کالا واحد قیمت هفته
منتهی به 25 مرداد
قیمت‌هفته
منتهی به 17 آبان
ماست پاستوریزه کیلو 2410 2340
پنیر بسته 450 گرمی 3738 4152
کره کیلو 12000 24000
شیر لیتر 2178 2294
تخم مرغ شانه 2 کیلو 8633 9113
برنج داخلی درجه یک کیلو 7373 7422
نخود کیلو 6033 5670
عدس کیلو 6281 6087
لوبیا قرمز کیلو 9215 9310
سیب گلاب - سیب زرد کیلو 4434 4139
گلابی کیلو 6227 7700
انگور کیلو 3956 3956
هندوانه کیلو 772 1184
خیار کیلو 2042 3473
گوجه فرنگی کیلو 2090 2433
سیب زمینی کیلو 2150 2128
پیاز کیلو 1248 1252
گوشت گوسفند با استخوان کیلو 29870 30940
گوشت گاو و گوساله بی استخوان کیلو 30850 31717
گوشت مرغ کیلو 6535 6758
قند کیلو 2580 2634
شکر کیلو 2239 2309
چای خارجی کیلو 15089 15051
روغن نباتی مابع لیتر 4597 4598
ا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/09/05ساعت 23:42  توسط مهدی ریاضی  | 

مدتها بود مطلبی نزاشته بودم. محرم ماه حزن و شب عاشورا شب قدرمان است. خدا کند که هر آنچه خوب است مصلحت گردد، الهی آمین. حسین (ع) ناموس ما و عاشورا اعتقاد و باور ماست. الهی آن کن که دشمنان حسین (ع) و ولایت که همان فتنه گران زمان باشند و مستکبران عالم، چنان زمین گرم را لمس کنند که بدون برزخ جهنم را در آغوش کشند. الهی آمین. عاشورا علاوه بر حادثه شهادت امام حسین (ع) و یارانش، یادآور زخم دلی در سال 88 است.
یک سوال: سران فتنه چه شدند؟ چهار سال از خیانتشان گذشت ولی بجز برخورد مردم چیزی از مسئولین ندیدیم! روز بروز هم که از قشر فتنه بر دولتمردان افزوده و مسند به دست می گیرند! این همان وعده برخورد با فتنه بود؟ نمایندگان مجلس خواب تشریف دارند؟ اینطور که پیش می رویم می ترسم فردا روز خاتمی و موسوی و کروبی هم دوباره به قدرت باز گردند! فائزه هاشمی و مهدی هاشمی چه شدند؟ محسن که مسند نشین شد پس زمینه برای برادران و خواهران هم مساعد است! طرف وزیر نشد ولی معاون وزیر شد! (توفیقی را می گویم). آن یکی وزیر نشد ولی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهننننننننننگییییییی شد (نجفی رو می گم)! و این و آن های دیگر.
آقای رئیس جمهور؛ گفتید کلید دارم نه داس!! مطمئنید که این کلید سوئیچ لودر نیست؟
آقایان اصلاح طلب؛ درست است که حضرت آقا فرمودند جذب حداکثری و دفع حداقلی، شما اصولاً مغالطه می کنید. این جذب حداکثری شما دفع حداکثری یاران و دلسوزان انقلاب را در پی داشته و فتنه گران را پروارتر می کند! اعتدال شما را هم دیدیم! نشانه های دولت راستگویان را هر روز به وضوح می بینیم. باز می پرسم: ارزانی ها چه شد؟
بگذریم
جدیدا رئیس جمهور فرانسه همچون سگ های ولگرد مشغول پارس کردن است! یکی نیست به این پیزوری خبیث یادآوری کند که دنبال مادر بچه اش بگردد؟ کشوری که افتخار می کند ازدواج همجنسگرایان را آزاد نموده و دین خدا را به سخره گرفته، طرفداری از صهیونیست چیز عجیبی برای او نیست.
بی خردی زندگی روزمره اینگونه افراد است. کشوری که دچار ضعف اقتصادی است و شرکت های خودرو سازی که پایه اقتصادش را می سازد هر روز ورشکسته می شوند همان بهتر که ما را تحریم کند. اربابش با ترس و لرز با ما سخن می گوید اما خود همچون برزنگی مست آوازخانی می کند. می گذاریم کماکان بدمستی کند. ما را به ناله گربه سیاه ترسی نیست.
مردم شریف ما این صحنه ها را ببینند. که با زبان مصالحه سخن گفتن نه تنها دشمنان و استعمارگران را ساکت نمی کند بلکه آنان را جری تر نیز می سازد. به امید بصیرت.
اللهم احفظ قائدنا الاخامنهای
اللهم عجل لولیک الفرج.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/08/28ساعت 22:36  توسط مهدی ریاضی  | 

100 روز هم گذشت از برنامه نیامد خبری!

آقای رئیس جمهور آن برنامه ریزی 100 روزه یادتان هست؟ پس چه شد؟ وضعیت معیشتی مردم نه تنها بهتر نشد بلکه بدتر هم شد!

آنچه که واضح است اتکا آقای رئیس جمهور به بازی رسانه ایست. اینکه از خزانه خالی دولت بگوید و انبوه بدهی ها. آقای رئیس جمهور چنان سخنوری می کنند که انگار مردم نا آگاهند. ما موضع گیری های مجلس را دیدیم و همچنین سخنان وزیر سابق اقتصاد را. نمی دانیم دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباستان را؟

آقای رئیس جمهور؛ بهتر نبود بجای این سخنرانی ها (خودتان و کابینه) و همچنین پرداختن به عزل و نصب ها به برنامه ریزی می پرداختید؟ یعنی این گرانی ها و تشدید تورم فقط بخاطر خزانه خالیست؟ الحمد لالله که از مجلس مبلغ خوبی را دریافت کردید. پس نتیجه می گیریم ظرف یکی ـ دو ماه آینده وضعیت از نابسامانی در خواهد آمد.

آنطور که به نظر می رسد شما تأکید بر دیپلماسی خارجی دارید تا اعتماد به توانایی های داخلی. در این مدت آنجه ما دیدیم رویکرد شما برای ارتباط مستقین با ابرقدرتهاست که این موضوع بر همه آشکار است ابر قدرت = استسمار و استعمار و قطعاً برای کشور ما سم اقتصادی و سیاسی است.

من از ابتدا برنامه های رسانه ای (صدا و سیما، روزنامه های موافق و مخالف، سایتها) و همکاران و مشاورانتان را دنبال کرده ام. برنامه هایی تبلیغاتی و در جهت رفع اتهام های احتمالی آینده و همچنین صلب مسئولیت از بحرانهای در راه و منتصب کردن آنها به دولت فبل است. شما که ادعای خزانه خالی و بدهی انبوه و ضعف عملکرد دولت پیش هستید چرا مدرک ارائه نمی کنید ولو ساختگی "این ساختگی را به آن دلیل گفتم که روزنامه های اصلاح طلب در دو دولت قبل هر مدرکی را ساختگی می خواندند!" لازم به ذکر است من حامی دولت قبل نیستم ولی از سبک رسانه گرایی و فرار به جلو این دولت هم خوشم نمی آید.

اذهان مدتی است درگیر سیاسی بازی های متداول است مانند خاطرات من درآوردی هاشمی، صحبت های نجفی در تلویزیون، سرپرست وزارت خانه ها و ... عزل و نصب ها هم که اجازه نمی دهد مسئولین پیشین مطلبی را منتشر کنند و طبیعیست مسئولین فعلی هم تابع سیاست های دولت شما هستند.

در مذاکرات مردم که صاحبان اصلیند نامحرمند ولی صهیونیست ها محرمند. چه ایرادی دارد که مردم بدانند برنامه مذاکرات به چه صورت و مفاد آن چیست؟ شما که داعیه آن را داشتید باید مردم از همه چیز باخبر باشند!!

امیدوارم مسائل به شکلی نشود که مردم احساس پشیمانی کنند. امروز انچه می بینیم قدرت گرفتن مجدد آنهایی است که یک روز مردم فرباد مرگ بر ... را برای انان سر میدادند. روزی به واسطه بی کفایتی برکنار شدند و علی رغم تلاش جبهه اصلاحات و گاهاً برخی اصولگرایان دوباره بازگشت نداشتند ولی در دولت شما این اتفاق رخ داد. خیلی دوست دارم که‌ بدانم آیا در کشور ما قحط الرجال است؟ البته می دانیم گه این تغییرات بنا به خواسته چه کسانی است.

فقط امیدواریم که این نابسامانی اقصادی، سامانی پیدا کند. و این میسر نیست مگر اینکه بجای دویدن برای ایجاد رابطه مجدد با کشورهای مستکبر و خبیثی چون انگلیس و کانادا و امریکا که به همت دانشجویان و نه سیاسیون بی خاصیت از کشور اخراج شدند به دنبال رفع مشکلات اقتصادی باشیم.

زمانی بود که می گفتند آقای روحانی آمد و طلا و ارز ارزان شد و همه چیز ارزان تر می شود چرا که این ناشی از امیدواری مردم است!!! حال چه شده مکند مردم ناامید شدند؟

آقای رئیس جمهور بهتر است بجای اتلاف وقت در رسانه ها و سخن پراکنی مشاورانتان به برنامه ریزی صحیح با کمک خبرگان از همه طیف ها به رفع معضلات اقتصادی بپردازید.

البته ما کماکان امیدواریم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/08/09ساعت 3:9  توسط مهدی ریاضی  | 

دولت با برنامه یا بی برنامه مسأله این است.

آقای روحانی در ابتدای تصدی گری خود قول برنامه ریزی و کنکاش معضلات و مشکلات کشور را در 100 روز دادند، یعنی قائدتاً در این مدت سپری شده از فعالیت دولت جدید که بیش از 60 روز می گذرد باید نشانه هایی از این فعالیت را ببینیم. آیا چنین چیزی مشاهده می شود؟

با توجه به اینکه در انتخاب وزرا و کسب رأی اعتماد مشکلی پیش نیامد طبیعتاً بهانه ای برای ضعف فعالیت های دولت از این باب وجود نخواهد داشت.

چند شاخص:

اقتصاد:

دولت چه برنامه ای برای تورم پیشنهاد کرده؟ نرخ ارز چه شد؟ کاهش نرخ طلا به کجا رسید؟ چرا قیمت مرغ و گوشت بالا رفت؟ اقلام ضروری چرا روز به روز گرانتر می شوند؟ در یک کلام؛ برای وضع معیشتی مردم چه برنامه ای پیش بینی شد یا ارائه گردیده است؟ از وضعیت نر خ خودرو و کنترل کیفیت آن چه خبر؟ برنامه بازرگانی، صادراتی و وارداتی چه شد؟ و ...

سیاسی:

خودمانیم یعنی در مدیران دوره قبل یکی هم بدردبخور نبود که همه را عوض کردید؟ ( آقای روحانی شما که گفتید من با کلید آمدم نه با داس! فکر کنم این کلید، سوئیچ لودر بوده!). آقا زاده ها که دوباره برگشتند و مسند به دست گرفتند (ببخشید؛ حواسم نبود اینها همه نخبه اند و شما به هیچ کس و هیچ حزبی وابسته نیستید جز ها.. ، خا.. و ...) چرا بعضی پروژه ها مثل میدان نفتی مشترک از پیمانکاران داخلی گرفته و متوقف شدند و آن یکه مرد نفتی ایران!! تصمیم به واگذاری به شرکت های خارجی دارد؟ (سیاسی نیست در راه ایجاد وفاق با خارج از داخله!) و ...

فکر می کنم که این 100 روز در واقع ضرب العجلی برای تعویض مدیران و مسئولین سابق باشه. از واقعیت هم چشم نپوشیم؛ شخصی مانند دکتر سید حسن هاشمی ‌وزیر محترم بهداشت جزء فعالترین کارکنان این دولتند و انسانی صادق بگونه ای که در مراسم معارفه معاون بهداشت و درمان ملاحضات سیاسی را کنار گذاشته و اعلام کردند ایشان را نمی شناخته و پیشنهاد رئیس جمهور بوده است. پس باید حق مطلب را ادا کرده و از ایشان تقدیر نمود.

ای کاش آقای روحانی و همکاران بجای بازی های رسانه ای واقعاً به برنامه ریزی و اجرا و بازخورد آن بپردازند. رئیس جمهور محترم در این هفته در سخنرانی خود به خالی بودن صندوق دولت و حجم بالای بدهی ها اشاره کردند. خواب این مورد در تمام دولت ها مشاهده شده. ای کاش به حجم بالای هزینه های مثبت دولت قبلی هم اشاره می کرند. این کمبود بودجه به علت فعالیت های زیاد دولت قبلی هم بوده. اینکه بدهی ها چه هستند اگر رو شود بد نیست.

آقای رئیس جمهور: در این مدت کوتاه از دوره شما، ما فقط تقسیم مسئولینت بین احزاب چپ گرا و اصلاح طلب را دیدیم. همچنین دلیل اینکه شما اینقدر اصرار دارید از اصحاب فتنه استفاده کنید را نمی دانیم! (گرچه شاید هم بدانیم) تا حالا سابقه نداشته که حضرت آقا تذکری به این سرعت را به رئیس جمهوری بدهند. شما که ادعای پیروی از خط رهبری را دارید و خود را یار ولایت می دانید! خلاصه مطلب بی برنامگی مشهود است. البته گفتنی است برنامه عزل و نصب ها، ساری و جاری است. با عرض ارادت بنده معتقدم این عزل و نصب ها صرفاً کار شما نبوده و شما معتدل نیستید. در لفظ ادعای اعتدال راحت است ولی در عمل کار برآید.

در این بلبشو حضرت پدر همان حاج آقای معروف هم که هر بار خاطره ای از امام راحل ملت تعریف می کند. سایت های حامی هم که در توهم به سر می برند و از آنجایی که خودشان همواره با واقعیات بازی کرده و می کنند و تابع سیاست های خبری غرب هستند هر حرکتی از رسانه ملی و یا سایت ها و روزنامه های منتقد دولت را نوعی حرکت بر علیه دولت و خود می بینند و فریاد که بداد ما برسید که گروه فشار و ضد آزادی آمد! (مثال ماجرای همان گفتگوی ویژه خبری یا موضع گیری بر علیه حاج منصور که واقیت را در غالب دعا گفتند). مگر امثال حاج منصور دروغ می گویند!؟

در این دولت کسانی که 4 سال پیش مورد بی اعتمادی کامل مردم قرار گرفتند مانند خاطره گوی امروز و عبا شکلاتی 8 سال پیش دوباره قدیس شده اند. بدانیم حافظه مردم قوی است و نباید این اعتماد مردم را خدشه دار کنیم.

همواره گفته ایم و باز هم می گوییم هر آنچه در راستای اعتلای اسلام و این مرز و بوم باشد حتی اگر بهره گیری از حضرت آیت ا... باشد کسی مخالفت ندارد ولی همیشه با مافیایی گری و باند گرایی مخالف بوده، هستیم و خواهیم بود.

خلاصه متن اینکه آنچه که در ظاهر بی برنامگی دیده می شود در واقع برنامه ای برای بازگشت عده ای ترد شده به اریکه قدرت است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/07/25ساعت 2:0  توسط مهدی ریاضی  | 

خوشبختیم که سرمایه ای چون ولایت فقیه را داریم . شاکریم به داشتن رهبری فرزانه چون امام خامنه ای.

مدتی است که از ارتباط تلفنی روسای جمهور ایران و امریکا می گذشت و در این مدت کوتاه سیاستمداران و رسانه ها هر کدام به نوبه خود تحلیلی ارائه می دادند. عده ای که غش و ضعف کرده بودند که آقا بیایید که رابطه بقرار شد و همین روزهاست که پرواز های مستقیم شذوع به کار کنند. عده ای گاهی به میخ و گاهی به نعل می کوبیدن و خوب؛ عده ای هم بر اصول و آرمان خود استوار بوده و موضع های شفاف و خوبی داشتند. خطابم آقایان محترم دولت اعتدال هستند به کدامین صداقت پیشگی امریکایی ها توجه و اعتماد کدید که رابطه ای هرچند کوچک ایحاد نمودید؟ داخل پرانتز عرض می کنم (مطلب حضرت آقا یادتان هست نرمش قهرمانانه را با مثالی از کشتی تفهیم نمودند و فرمودند: "اگر به لحاظ مسائل تکنیکی نرمشی را نشان می دهید حواستان باشد که حریفتان کیست"؟ حواستان بود که حریفتان قدر و فرصت طلب است؟ امریکا را دست کم گرفتید).

به چپاول بردن سرمایه های معنوی و مادی ایران، دفاع از دشمنان ایران در 8 سال دفاع مقدس، حمایت از سازمان منافقین، تحریم های شدید اقتصادی تنها بخشی از خباثت های امریکاست. چه چیز باعث شد ترور شهیدای هسته ای ملت را فراموش کرده و با امریکا وارد مذامره بر سر مسائل هسته ای شوید؟ به کجا چنین شتابان؟ با دو جمله رد و بدل کردن به زبان یکدیگر مانند ( have good nice و خداحفظ ) که رفاقت ایجاد نمی شود.

آیا به سخنان اوباما پس از تماس تلفنی توجه کدید که چگونه از آقایی خود بر دنیا می گفت "ما در رابطه با مسائل هسته ای ایران صحبت کردیم، مذاکرات چگونه باشد، ایران باید شفاف سازی کند" ما یک چیزی هم بدهکار شدیم! دیدید امریکایی ها چگونه بر سر آرمانهای پست خود که همانا دفاع از فرزند نامشروع خود اسرائیل باشد ماندند و به مشورت با سران منحوس آن پرداختند؟ چرا شما بر سر آرمان والای خود چون حفظ استقلال و خون شهیدن و تبعیت از ولایت فقیه نماندید؟ پس چه شد مشورتتان؟

اما بنازم به تدبیر و سکوت معنادار مقام معظم رهبری و بنازم به ثابت قدمی ایشان در پافشاری بر آرمان های نظام مقدسمان. یک کلام ختم کلام "هیچ اعتمادی به امریکا نداریم" اما فرمودند: "به دولت خدمتگزار اعتماد داریم و به آن خوشبین هستیم." آقایان دولتی و حامیان سیاسی شما با این جمله حضرت آقا که فرمودند "برخی از آنچه که در سفر نیویورک پیش آمد بجا نبود." چه امتیازی به مذاکره با امریکا می دهید؟

اندکی بیاندیشیم اگر ولایت را نداشتیم حال در چه وضعیتی بودیم؟ سی و اندی سال از انقلاب پرشکوهمان می گذرد ولی به برکت خون شهدا کماکان مقتدریم. خدا کند که این اقتدار را تضعیف نکنند. ما نیز چون حضرت آقا به دولتمان خوش بینیم. حدا کند که کسی پشیمان نشود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/07/14ساعت 2:1  توسط مهدی ریاضی  | 

هر چه رسانه ها، وعاظ، تحلیل گران و سخنوران تلاش کردند تا سخنرانی و مصاحبه های آقای روحانی را نماد ایران اسلامی و شجاعت و صراحت بیان کنند تا خدای ناکرده گافی از ایشان سر نزد و همچنین منتقدین داخلی وی را بازخواست ننمایند؛ نشد که نشد.
آن چه که در سخنرانی آقای روحانی در سازمان ملل دیدیم همه و همه تدبیر مقام معظم رهبری بود نه برآمده از ادبیات آقای روحانی و مشاورین ایشان. چرا همه چشمهای خود را بسته اند نمی دانم! تدبیر عالمانه حضرت آقا همواره مشهود است و شنونده باید بسیار جاهل باشد تا توان درک آن را نداشته باشد.
ادبیات و بیانات آقای روحانی و رویکردهای ایشان بسیار آشکار است مانند مصاحبه با ان بی سی و سی ان ان. در پاسخ به سوال گزارشگر ان بی سی در مورد حذف اسرائیل که رئیس جمهور سابق گفته بود، جواب محافظه کارانه ای را دیدیم ((مردم ایران نشان دادند که به دنبال اعتدال و تعاملند!)). یا در پاسخ به گزارشگر سی ان ان که در مورد هولوکاست بود گفت ((من تاریخ دان نیستم!)) شاید به ظاهر جواب سیاسی باشد ولی در دنیای رسانه های امروز این نوع ادبیات یعنی گاف و عقب نشینی.
وزیر امور خارجه ما به بهانه نشست 1+5 با وزیر امور خارجه امریکا نشست می کند و عکس بیا شمع ها رو فوت کن می گیرند. رئیس جمهور ما می گوید "مشکلی برای دیدار با رئیس جمهور امریکا نداشتیم، اما فرصت نبود!". امروز هم که در مسیر برگشت در تماسی تلفنی با اوباما مذاکره می کند! (چه کسی تماس گرفته بود؟). قرار بعدی هم که می گذارید! قرار است وزرای خارجه شما هم دیدار کنند! عجب پیوندی!
 این به معنای فراموشی کینه ها و دشمنی ها و تحریم های امریکاست؟ پس نتیجه می گیریم که همین روزهاست که اقتصاد ما شکوفا شود، تحریم ها برداشته شود، انقلاب ما مستحکم تر شود، مراودات بین المللی توپ توپ شود، به انرژی هسته ای ما گیر ندهندك چه موضع گیری معتدل و مقتدرانه ای! راستی گفتم انرژی هسته ای و موضع اقتدار، کری گفته "بازرسی از فردو و تعلیق غنی سازی اورانیم اقدام فوری ایران باشد". به این می گویند اقتدار و ماندن بر سر عقیده، در یک کلام یعنی ما در موضع قدرت و حق هستیم نه ایران! آقایان دولت مرد یرانی یاد بگیرید.
آقای روحانی و آقای ظریف؛ امام فرمود: "اگر کلید ایران را به امریکا بدهند می گوید کلید قاره آسیا را می خواهم و اگر آن را بدهند می گوید کلید زمین و اگر آن را بدهمد می گوید کلید فضا را می خواهم" یعنی امریکا و دولت مردانش حاضر به عقب نشینی نیستند.
آقای روحانی شما گفتید من با کلید آمدم نه با داس! ما که داس شما را در داخل و کلید شما را در امریکا می بینیم. اگر فردا نتانیاهو با شما تماس بگیرد باز هم مذاکره می کنید و قرار ملاقات وزرا را می گذارید؟
خطاب به آنهایی که انشب برای آنها شب خاطره انگیزی شده و می گویند بالاخره ایران با امریکا رابطه برقرار کرد و با دم خود گردوها می شکنند. بدانید که دوستی با عقرب چیزی جز هلاکت نیست و عاقبت ساده لوحی تباهی است. این نیز بگذرد. زمانی می گفتید فلانی بیاید دلار و طلا فروکش می کند که ندیدیم! سقوط 30 یا 40 هزار تومانی طلا را کاهش چشم گیر قیمت طلا خواندید حال انکه با توجه به افزایش اولیه نرخ آن، این مبلغ بسیار ناچیز است. فتنه گران دیروز و برخی وزرا و روسای امروز را اعتدال خواندید و لی خدمات قبلی ها را خیانت می دانید! رفاقت با امریکا را تدبیر و اعتدال و سیاست می دانید حال آنکه ما تحریم ها، تهدیدها، تجاوزات، بدهکاری ها، دشمنی های امریکا و خون شهدای خود را می بینیم. این راه به بی راهه است.
آقای رئیس جمهور محترم: شما را به خدا کاری نکنید که بعدها پشیمانی بدنبال داشته باشد. این قضیه مانند زنگ شروع مدارس نیست که با یک موضوع انشاء و مقاله شیک و اتوکشیده بخواهید سر و ته آن را هم آورید. دشمن، دشمن می ماند. امریکا دشمنی قدار است. مشاوره را از حضرت آقا طلب کنید.

+ نوشته شده در  شنبه 1392/07/06ساعت 0:53  توسط مهدی ریاضی  | 

هر چه خواستم ننویسم نشد! آقای روحانی ما ((رئیس جمهور)) شعار جالبی داد، اعتدال. و در ادامه گفتند: "من گفتم با کلید آمدم نه با داس" منظور ایشان چه بوده نمی دانم؟ ما که این را ندیدیم. مشهود است که مجریان اوامر رئیس جمهور و برنامه های کشور هیئت دولت و معاونین هستند.
سوال:
وزرای آقای روحانی و معاونین معتدلند!؟! فکر کنم در ادبیات این دوستان هر کس اصلاح طلب باشد معتدل است.
چه لزومی دارد، وقتی وزیری رأی نیاورد چرا باید سرپرست جای حساسی چون سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی شود؟ شعار آقای روحانی تخصص گرایی بود (از کی آقای نجفی متخصص این بخش شدند؟)
معنای اعتدال در ادبیات طرفداران دولت محجور مانده! اعتدال اینکه 10 وزیر از گروهی و 3 وزیر از گروه دیگر و تعدادی مثلاً میانه باشند، نیست. تفکر اعتدال یعنی وزرایی که برایشان حمایت از یک گروه خاص وجود نداشته باشد. وزرایی هستند که اینگونه نمی اندیشند و نیازی نیست که نام ببریم چرا که همگان می شناسند.
آقای روحانی گفتند من وام دار گروه و یا حزبی نیستم! پس چه اصراری است که تلاش بر حفظ افرادی معلوم الحال را دارند که اتفاقاً از اعضاء حزبی هستند که در انتخابات در گروه حامیان ایشان بودند و در فتنه از حامیان فتنه گران؟ چه لزومی داشت که رد صلاحیت شده ها در کاندیداتوری شوراها را دوباره بر مسند بنشانند همچون خانم ابتکار؟ رئیس جمهور محترم جناب آقای روحانی احیاناً اینها که رفتار حزبی نیست!!؟!!؟ آنچه ما می دانیم این است که حامیان فتنه هرگز معتدل نبوده، نیستند و نخواهند بود.
اما مجلس ما که به نظر خیلی ها و بخصوص دلسوزان نظام انقلابی عمل نکردند. شاید برای اینکه می ترسند نتوانند مجدداً به مجلس راه پیدا کنند. شاید هم ادبیات اعتدال با آنان چنین کرد. از مجلسی اصولگرا چیزی جز چنین رفتارهایی انتظار می رفت. اشتباه نکنید این بازی سیاسی نیست این باختن قائله به رقیب سیاسی است.
برخی وزرا که رأی اعتماد آوردند آن هم با آراء بالا بسیاری از سوالات را در بدنبال داشت. یا عدم رإی به آقای کدخدایی! این عدم اعتماد بر چه اساس بود!!؟!! یا اینکه وزرایی که رأی اعتماد نیاوردند آن هم فقط با یکی دو رأی جای سوال دارد! اینها توهین نیست واقعیت است. شاید به مزاج برخی خوش نیاید ولی گفتنی ها باید گفته شود.
نیمی از اعضاء شورای اسلامی شهر تهران شخصی را به عنوان شهردار معرفی می کنند که رد صلاحیت شده شورای شهر است و با وقاحت به او رأی بالا می دهند. پس چرا شعار ما سیاسی عمل نمی کنیم سر میدهند؟ شما که سیاسی عمل نمی کنید چرا خانم راستگو را هو می کنید چرا وی را تهدید می کنید چرا او را خائن مینامید؟ البته عجیب نیست چون شما جیره خوار خاندان هاشمی هستید خیلی ها مانند شما بودند اما امروز کجا هستند؟ دوست عزیزی می گفت " چقدر مسخره؛ شورای شهر مثل امریکا عمل کردند. مثل آنها دو گروه شدند. آنها جمهوری خواه و دموکرات ما هم اصول و اصلاح" تأسف دارد که به گونه ای عمل شود تا نظام سیاسی ما مثل امریکا و غرب شناخته شود.
ای کاش مردم ما این را ببیند تا در آینده آنچنان انتخاب کنند که چنین مصداق هایی پدید نیاید. فعلاً از انتقادهای رسانه ای که خبری نیست! فقط حواسمان باشد که مانند رسانه های غربی خود را درگیر سیاست های دیکته ای نکنیم. همچین همه چیز آروم نیست...
خیلی ها فایل صوتی سخنرانی هاشمی رفسنجانی را در سایت ها شنیدند، چطور ایشان تکذیب می کنند نمی دانیم!؟ البته اینگونه موضع گیری های آقای هاشمی قبلاً هم دیده شده والا که سعودی ها قربان صدقه ایشان نمی رفتند! به ایشان باشد نماز جمعه 88 را نیز تکذیب می کنند! همه باور داریند که اگر ایشان صحبتی نکنند مشکلی پیش نخواهد آمد. "بقول حضرت آقا برای مصلحت اندیشی به گونه ای صحبت نکنیم که آرمانها زیر سوال برود". خداوند همه را هدایت فرماید، بخصوص بنده حقیر را.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/06/19ساعت 22:45  توسط مهدی ریاضی  | 

در برنامه رأی اعتماد این کابینه به اصطلاح معتدل تا کمی ابری با ریزش تگرگ و باران و ابر سیاه و رعد و برق و ... امروز صحنه های جالبی در صحن مجلس دیده شد. علی رغم ادعای آقای روحانی که می گویند: ما وام دار گروه خاصی نیستیم و در انتخاب وزرا از مشورت صاحبان نظر بهره برده ام!! آنچه دیده می شود غیر این است.
یک سوال:
این صاحبان نظر چه کسانی هستند؟
اینکه عدهای از زبان به کام گرفته های فتنه در اعضاء کابینه هستند نشانه اعتدال نیست. برخی از نمایندگان موافق با سبک و سیاقی لات منشانه صحبت می کنند که در شأن مجلس و مردم نیست. خوب است اگر از برنامه های کابینه می گویند حداقل برنامه باشد نه رویکرد و اعتقادات! برای مثال اگر به سخنان آقای جلالی نماینده موافق توجه کنید. ایشان تفاوت برنامه و رویکرد را نمی دانند!!
آنچه بسیار جلب توجه می کرد، این مطلب بود که ن.مایندگان موافق تلاش دارند رأی اعتماد و دولت را غیر سیاسی جلوه دهند!! می گویند فتنه 88 را از بحث رأی اعتماد و هیئت دولت جدا کنید!!!.


توضیـــــــــــــــح:
برای چه نباید به موضع گیری اعضاء فعلی کابینه پیشنهادی در فتنه 88 پرداخت!؟!. آیا انتخاب رئیس جمهور و تعیین وزرا توسط رئیس جمهور مسأله ای غی سیاسی است!؟! اگر چنین است پس چرا می گوییم حماسه سیاسی؟ فتنه 88 شاخص بسیار مهم در انتخاب وزرای جدید است. چرا که هر کس در سال 88 موضع صحیحی نگرفت خود را در جبهه دشمن قرار داده مانند کسانی که در جریان انقلاب حضور نداشتند یا در 8 سال دفاع مقدس می توانستند ولی نرفتند یا در فتنه 78 ساز موضع گیری نکردند. ما این عمار حضرت آقا را فراموش نکرده ایم. اینکه جریان اصلاح طلب سعی دارد فتنه 88 را از دستور کار بررسی صلاحیت وزرا در صحن مجلس خارج نماید خود مبین این موضوع است که غالب وزرا از کدام جناح و یا حداقل برطرف کننده نیاز کدام جناح هستند. بر مردم پوشیده نیست که اصلاح طلبان در فتنه 88 شکست مفتضحانه ای خوردند.
برخی از این وزرا آزمایش خود را در دوره های گذشته پس داده و نشان دادند که بخاری از آنها بلند نمی شود. برای مثال آقای نجفی، ایشان چه کردند که دوباره معرفی شدند. شخصی که رویکرد تربیت غربی را داشته و اعتقاد به آن دارد.
خوشبختانه پخش زنده رأی اعتماد مجلس آگاهی کافی را به مردم خواهد داد. میزان منطق و واقع بینی نمایندگان به بوته آزمایش گذاشته شده. پس بهتر است نمایندگان آینده کاری و اعتماد مردم به خود را فدای موضوعات سیاسی و سیاسیون بی خاصیت نکنند. به جرأت باید گفت آقای زاکانی که امروز آخرین نماینده سخنران در مجلس بودند به شیوایی و زیبایی و همچنین با عدله محکم سخن گفتند. این شجاعت در بیان مطالب ستودنی بوده و موضعی انقلابی است. اگر در بررسی سوابق سایر معری شدگان نیز دقت نظر شود قطعاً خروجی بسیار مطلوب خواهد بود. اشتباه نشود؛ ما طالب تشنج نیستیم فقط دوست نداریم آنهایی که با موضع گیری های مریض خود، خون به دل مردم و رهبری کردند، و با وجود افراد لایق تر، چهار سال سکانی را در دست بگیرند که پس از رفتنشان افسوس دوران سپری شده را بخوریم. امیدواریم لابی بازی های مجلس به ضرر ملت تمام نشود.
این را می دانم؛ آن شخصی که نتوانست در برابر موضوع روشنی چون فتنه 88 موضع گیری روشن کنند، قطعاً نمی تواند درتصمیم سازی ها و تصمیم گیری کلان کشور موفق باشد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/05/21ساعت 23:6  توسط مهدی ریاضی  | 

مطالب قدیمی‌تر